بررسی و تحلیل عملکرد نیروی دریایی ایران در جنگ جهانی دوم
رضا جهانفر
بخش سی ام
ازجمله فرزندان خانواده علياکبر بايندر ميتوان به 5 فرزند پسر وي اشاره کرد. برادر بزرگتر، غلامحسين بايندر که او هم از افسران تحصيلکردة نيروي دريايي بود، 11 سال پس از شهادت غلامعلي بهعنوان سومين فرماندة نيروي دريايي ايران مشغول به کار شد. 3 برادر کوچکتر هم که از افسران برجسته ارتش ايران بودند به ترتيب عبارت بودند از:
سرتيپ مهندس نصرالله بايندر (پسر سوم خانواده)، سرهنگ هوايي اسدالله بايندر (پسر چهارم خانواده) و شهيد ناوسروان مهندس دريايي يدالله بايندر (پسر پنجم خانواده)
غلامعلي پس از اتمام تحصيلات در مدرسه دارالفنون وارد مدرسه نظام مشيرالدوله شد. در امتحانات ورود به مدرسه نظام مشيرالدوله، سيصد نفر شرکت کردند و غلامعلي بايندر بهعنوان نفر ششم شناخته شد. (خليلي، 1323: 91) در آن دوره به حضور او و چند تن از صاحبمنصبان جوان نظامي در محافل حزب دموکرات اشاره شده است (بيات، 1394).
برابر مستندات پروندة غلامعلي بايندر، وي در هفت آبان ماه 1296 در ارتش استخدام شد. در سال 1299 با درجه ستواندومي از مدرسة نظام فارغالتحصيل و در بريگاد مرکزي مشغول به خدمت شد.
بعد از سال 1299 و ادغام بريگاد مرکزي با ديويزيون قزاق، در تعدادي از عمليات اوليه قشون جديد و متحدالشکل ايران حضور يافت.
در آن زمان ازنظر دفاعي، کشور ايران به پنج قسمت تقسيم و مسئوليت هر قسمت يا ناحيه با يگان خاصي بود؛ اما اين به آن معنا نبود که در زمان بحران، نيروهاي يگان يک ناحيه در ناحيه ديگر حضور نيابند.
بههميندليل گستره حضور غلامعلي بايندر فقط در تهران، تنکابن، سلماس و اروميه نبود؛ بلکه در اقصي نقاط کشور به اجراي مأموريت محوله پرداخت.
در اردوکشي مازندران (نبردهاي نور و کجور، تنکابن و...) در سال 1300 شرکت کرده و اولين نشان نظامي خود را دريافت کرد. سپس با شرکت در جنگ با «سيميتقو» (لشکرکشي بر ضد کردهاي شوشي شکاک در 1301) و ابراز شجاعت در نبردهاي شمال کشور، موفق به دريافت نشان ذوالفقار شد .
اسماعيل سيميتقو
منطقه شورش سيميتقو، بخش غربي درياچه اروميه، شهرهاي سلماس، اروميه، مهاباد و... بود. در اين نبرد، تعداد شورشيان حدود 4000 نفر بود (کاظمي، البرز، 1354، 68).
مجروحان نبرد شکريازيا (سرکوبي اسماعيل آقا سيميتقو) نفر سمت چپ که با علامت+ مشخصشده شهيد بايندر است.
اهداي نشان ذوالفقار به ستواندوم غلامعلي بايندر برابر بند (د) از ماده دو آييننامه نشان ذوالفقار انجام شد. برابر بند (د) ماده دو آييننامه فوق؛ نشان ذوالفقار به «فرماندهي توپخانهاي که با اشغال مواضع بهواسطة آتش خود ستون دشمني را پراکنده يا توپخانه او را در هم شکند...» تعلق ميگيرد. نشان درجه چهار ذوالفقار براي ستواندوم غلامعلي بايندر در چهارم آبان ماه 1301 به وي اهدا شد. مراتب اهداي اين نشان در ماده دو فرمان شماره 48 ارتش و دستور لشکري شماره 65 تاريخ چهار آبان 1301 ثبت شد.
در مدت کمتر از يک سال دو نشان نظامي دريافت کرد. حدود چهار ماه پس از کسب نشانها، به تهران منتقل شد و به عضويت کميسيون عالي نشان ذوالفقار درآمد (خليلي، 1323: 95 الي 98). بعدها تا پايان خدمت خود به دليل ابراز شجاعت و لياقت و موفقيت در مأموريتها موفق به دريافت چند نشان و نشان ديگر شد.
در اين نبردها از سه ناحيه دچار مصدوميت شد. سه زخم گلوله يکي در زانوي پاي راست، ديگري در آرنج دست راست و سومين زخم در مچ دست چپ، يادگار حضور در اين جنگها بود.
نقشه تقسيمات نواحي لشکري قشون ايران در سال 1301
(منبع: نشريه قشون، شماره 6، سال 1301)
دورههاي آموزشي طي شده توسط غلامعلي بايندر
در روز يکشنبه سيزده خرداد 1302 براي بهرهمندي از دورههاي دانشکدة توپخانه «پوآتيه» به فرانسه اعزام شد. پس از طي دوره دانشکدة توپخانه پوآتيه، دورة تکميلي دانشکدة «فونتن بلو» و سپس دانشگاه جنگ فرانسه را طي کرد. در اول مهر 1304 به همراه نخستين کاروان دانشجويان نظامي اعزامي به فرانسه و پس از چند سال با موفقيت در اين دورهها به ايران بازگشت.
ادامه دارد...