بررسی و تحلیل عملکرد نیروی دریایی ایران در جنگ جهانی دوم
رضا جهانفر
بخش سی و دوم
رضاشاه پس از پذيرش عهدنامه و براي اينکه امتياز بيشتري از دست ندهد، طي حکمي غلامعلي بايندر - فرماندة وقت نيروي دريايي- را بهعنوان نماينده دولت ايران در امور دريايي به وزارت امور خارجه معرفي کرد. غلامعلي بايندر با بررسي تخصصي طرح پيشنهادي وزارت امور خارجه که در هفده ماده تنظيم شده بود، با اعمال تصحيحات در يازده ماده آن، طرح جديدي را به وزارت امور خارجه ارسال کرد که سرانجام هشت مورد از نظرات اعلامي بايندر موردپذيرش وزارت امور خارجه واقع شد. درنهايت طرح نهايي دولت ايران تدوين شد.
بايندر در زمان مسئوليت فرماندهي نيروي دريايي، قاطعانه در برابر اعمال حاکميت مطلق عراق بر اروند جلوگيري کرد. در مواردي هم که وزارت خارجه سعي در تلطيف برخورد بايندر داشت، اظهار ميکرد:
«نبايد اجازه دهيد که دولت عراق در کارهاي ساحلي ايران مداخله کند و حق حاکميت ايران بر اروندرود را ناديده بگيرد.»
تقدير وزارت خارجه از غلامعلي بايندر
ازدواج؛ پرسش بزرگ در زندگي غلامعلي بايندر
با توجه به اهميت شغل نظاميگري و تأثيرگذاري آن بر امنيت جامعه، زندگي نظاميان همواره داراي مقررات و گاهي محدوديتهايي است که رعايت آنها براي هر فرد نظامي لازم است. غلامعلي بايندر هم از اين قيود مستثنا نبود. زماني که بايندر در لندن به سر ميبرد با خانم «اميلي سايکس» آشنا شد. با روحية جوانمردانهاي که داشت به خانم سايکس قول ازدواج داد. در همان ايام بخشنامهاي از ستاد ارتش ابلاغ شد که افسران ايراني هنگام اقامت خود در خارج از کشور حق ازدواج با اتباع ديگر کشورها را ندارد. البته ارتباط با بيگانگان خط قرمز هر سازمان نظامي محسوب ميشود.
خبر فوت پدر و مادر «اميلي سايکس» منجر به احساس مسئوليت بايندر در قبال دختر انگليسي شد. حالا ديگر غلامعلي بايندر تکيهگاه «اميلي» محسوب ميشد. بايندر معتقد بود که شرافت سربازي وي در گروي وفاي به عهد و حفظ قول است . چه ستاد ارتش و حتي سفارت انگلستان موافقت بکنند يا نه اين ازدواج بايد انجام شود.
غلامعلي بايندر و اميلي سايکس
لذا با نگارش نامهاي به رضاشاه نوشت که ازنظر اخلاقي و شرافت سربازي موظف به ازدواج با دختر انگليسي است. در ابتدا کسي از ستاد ارتش جرئت انتقال اين نامه به رضاشاه را نداشت؛ اما پيگيري غلامعلي بايندر منجر به اين شد که به دستور رئيس ستاد ارتش، نامه غلامعلي بايندر به دست رضاشاه رسيد. گزارش بايندر در تاريخ پانزده فروردين 1312 تحويل ستاد ارتش شد و پس از مذاکرات فراوان بين ستاد ارتش و بايندر، در تاريخ چهار ارديبهشت 1312 گزارش غلامعلي بايندر به دست رضاشاه رسيد. سرتيپ قريب در حضور رضاشاه آماده نگارش دستورات رضاشاه بود. رضاشاه که به پاکدامني و جوانمردي غلامعلي بايندر اطمينان داشت، پس از خواندن گزارش وي و دلايل ذکر شده بايندر گفت: «مانع نميشوم...»
سرتيپ قريب دستورات رضاشاه را اينگونه در پايين گزارش مرقوم کرد:
«مانع نميشود؛ ولي در اين صورت ارکان حرب بايد يک نفر ديگر بهجاي او در نظر بگيرد؛ زيرا با اين تفصيل نميتواند اين شخص در بحريه بماند» (خليلي، 1323: 107 الي 109).
در پانزده مهر 1312 غلامعلي بايندر با خانم «اميلي سايکس» از اتباع انگلستان ازدواج کرد. اميلي سايکس پس از مرگ پدر و مادرش، با خاله خود خانم «هد» در لندن زندگي ميکرد. ازدواج با غلامعلي منجر به تغيير تابعيت وي از انگليسي به ايراني شد. اميلي سايکس در گفتوگو به زبان فارسي مسلط شده بود.
حاصل ازدواج غلامعلي بايندر و خانم اميلي سايکس، يک فرزند پسر به نام «رستم» است که سالها در شرکت ملي نفت ايران خدمت نمود (رايين، 1356: 891).
پس از شهادت غلامعلي بايندر، انگليسيها، اميلي سايکس همسر غلامعلي بايندر و فرزندش رستم را مجبور به مهاجرت به انگلستان کردند.
ادامه دارد....