بررسی و تحلیل عملکرد نیروی دریایی ایران در جنگ جهانی دوم
رضا جهانفر
بخش سی و چهارم
رضاشاه در تلاش بود تا با اقدامات و چانهزنيهاي سياسي انگليسيها را متقاعد به خروج از جزاير ايراني کند؛ ولي غلامعلي بايندر نااميد از نتيجهگيري از اقدامات سياسي و با صراحت کلام و عمل بيشتر، سعي در اخراج انگليسيها داشت.
پيشازاين غلامعلي بايندر که در آن زمان داراي درجه «ياور» بود با مکاتبه با «ارکان حرب قشون» درخواست کرده بود که با مکاتبه با وزارت خارجه از انگليسيها خواسته شود که از بهکارگيري پرچم انگلستان در جزيره قشم و بندر باسعيدو خودداري کنند. پيگيري اقدامات سياسي و رايزني بينتيجه بود؛ بنابراين، ياور غلامعلي بايندر به اين نتيجه رسيد که اقدام صريح نظامي موردنياز است.
تضاد ديدگاه بين رضاشاه و غلامعلي بايندر پس از اخراج انگليسيها از باسعيدو بيشازپيش مشخص شد. توبيخ غلامعلي بايندر توسط ارکان حرب و رضاشاه و جلوگيري از ادامة اخراج انگليسيها منجر به اين شد که بحرين همچنان در اختيار انگليسيها بماند (بهمني قاجار، 1388: 81 و 82).
درصورتيکه در مسير اقدامات ابتکاري و صريح غلامعلي بايندر سنگاندازي و مخالفت نميشد، چهبسا بحرين نيز از اشغال انگليسيها خارج ميشد و بساط مکر و حيله منجر به جدايي بحرين نيز هرگز گسترده نميشد.
رضاشاه در شهريور 1312 هجري شمسي صراحتاً دستور ميدهد که غلامعلي بايندر از مداخله در نقاطي که انگليسيها علائم و ابنيه دارند، پرهيزکرده و وضعيت تعرضي اتخاذ نکند (بهمني قاجار، 1388: 90). بهانه اين دستور مذاکرات با انگليسيها بود. اين دستور رضاشاه توسط ارکان حرب قشون به غلامعلي بايندر ابلاغ شد.
حمايت نکردن رضاشاه و دولت از اقدام ميهندوستانة بايندر به اينجا ختم نگرديد؛ بلکه حتي به انگلستان اعلام شد که اين اقدام بايندر بدون هماهنگي دولت ايران بود و محمدعلي فروغي وزير وقت امور خارجه ايران نيز در چهارم شهريور 1312 به سفير انگلستان در ايران گفت: «اقدام صاحبمنصبان بحريه دولت شاهنشاهي با اجازه دولت عليه نبوده و دولت عليه آن را رد کرده است...» (بهمني قاجار، 1388: 91).
اقدامات غيرعقلاني و بهدوراز منافع ملي دولت وقت ايران منجر به جسارت بيشتر انگليسيها و بازگشت آنها به باسعيدو شد و حتي فراتر از آن بيانيهاي توسط انگليسيها در بحرين مبني بر اينکه دولت ايران از رفتار صاحبمنصبان خود در باسعيدو ابراز تأسف کرده است، صادر شد. بايندر با اخراج انگليسيها، ابهت پوشالي آنها در خليجفارس را به سخره کشيد. احتمال الگو گرفتن مردم سرزمينهاي جنوب خليجفارس از اين حرکت بايندر و بهخطرافتادن تمام منافع انگليس منجر به اين شد که بيانيهاي توسط انگليسيها صادر شود. اين بيانيه که نشاندهنده ضعف دولت ايران در برابر انگليسيها بود منجر به بروز واکنش و تکذيبيه ناکارآمد توسط دولت ايران شد.
بعدها ارکان حرب قشون، بايندر را متهم کرد که تحتتأثير تحريک مستشاران فرانسوي و ايتاليايي قرارگرفته است که البته اين اتهام موردپذيرش بايندر قرار نگرفت. غلامعلي بايندر معتقد بود که اقدامات وي بر اساس موازين حقوق بينالملل و مبتني بر احساسات سربازي و بدون دخالت عناصر خارجي بوده و دولت انگلستان حق هيچگونه اعتراضي در اين خصوص ندارد. برابر نظر غلامعلي بايندر علت اصلي اعتراض و مخالفت انگليس به نيروي دريايي ايران، تغيير احساسات و روحيه مردم سرزمينهاي جنوب خليجفارس به زيان انگليس و به سود ايران است (بهمني قاجار، 1388: 92 الي 98). تاريخ به رضاشاه ثابت کرد که خوشبيني وي و سياستمداران ناکارآمد به مذاکره با انگلستان نتيجهاي جز ادامه اشغال برخي از جزاير ايراني و حتي تحقير ملي ايرانيان نداشت و در صورت حمايت از بايندر، جزاير ايراني بهويژه بحرين به آغوش کشور بازميگشت. حقارت دولت ايران تا آنجا امتداد يافت که انگليسيها ادعاي مالکيت بر باسعيدو داشته و مدير گمرک که نماينده دولت ايران بود را بازداشت کردند.
ادامه دارد...