printlogo


«سرآمد» به مناسبت بزرگداشت شهادت رئیسعلی دلواری تحلیل می‌دهد؛ 
 فرهنگ سلحشوری سرداران ایرانی

خانه ما کوه است! از دلواری تا حاجی‌زاده
​​​​​​​گروه فرهنگ دریایی- امید متین - دوازدهمین روز از شهریورماه، سالگرد شهادت فرمانده رشید و استعمارستیز، رئیسعلی دلواری و روز ملی مبارزه با استعمار انگلیس است. نقش تاثیرگذار رئیسعلی دلواری در مبارزات ضداستعماری جنوب ایران حالا دهه‌هاست که زبانزد عام و خاص است. هرساله 12شهریور یادآور رشادت‌ها و سلحشوری‌های رئیسعلی دلواری، سردار نامدار جنوب کشور، است که در اوایل جنگ جهانی اول با قیام قهرمانانه خود، طرح‌های توسعه‌طلبانه استعمار پیر انگلیس را در جنوب ایران به چالش کشید و حماسه‌ای بزرگ در تاریخ میهن رقم زد.
به گزارش روزنامه اقتصاد سرآمد، امید متین، فعال رسانه‌ای در نوشتاری اختصاصی برای این روزنامه به بررسی رشادت‌های رئیسعلی دلواری در راستای مبارزه با استعمار انگلیس در خطه جنوب ایران و استان بوشهر پرداخته است. نویسنده این مطلب همچنین با یادآوری حرکت‌های بزرگ سایر شهیدان ایران‌زمین از جمله سردار شهیدحاجی‌زاده که در جنگ تحمیلی 12روزه با رژیم صهیونیستی به شهادت رسید، به بررسی جایگاه فرهنگ سلحشوری در ایران اسلامی پرداخته است. این مطلب را در ادامه می‌خوانید:
کتاب تاریخ چند هزارساله ایران را پیش روی خود بگشایید و ورق بزنید؛ از افسانه‌های دور تا واقعیت‌های نزدیک. همه برآمده از فرهنگ شهامت و رشادت است که یک مسیر قطعی و مشخص دارد: «چو ایران نباشد تن من مباد.» افسانه‌هایی از شهامت و رشادت و وطن‌دوستی که از بطن پاک و زلال فرهنگ ایرانی نشأت می‌گیرند و نشان می‌دهند که روح سلحشوری در خون آریایی است و بیشه این سرزمین، هرگز خالی از شیر نبوده و نخواهد بود.

مناسبتی برای 12شهریور
سلحشوری رئیسعلی دلواری، چندی پیش در چنین روزی (12شهریور1294) ادامه واقعی افسانه‌هایی است که شیردلی و سلحشوری مردم ایران را بیان کرده است. این‌بار، مهاجم، انگلیس است و شیرمردی که هنگام شهادت فقط 33سال داشت. آن هم به دلیل شغاد زمان خودش. نفوذی بی‌وطن به نام غلامحسین تنگکی. گویا تنگکی‌ها همیشه در تاریخ ایران وجود داشته و دارند. یکی آریوبرزن را می‌فروشد و دیگر دلواری را و می‌آیند تا همین زمان که من و تو هستیم. به بهانه‌های مختلف وطن‌فروشانی هستند که زیر پرچم دشمن قرار می‌گیرند و از پشت خنجر می‌زنند.

از دلواری تا حاجی‌زاده
در شیرمردی رئیسعلی دلواری که با مقاومت جانانه خود، مانع از پیروزی دشمن شد، شمایل شهدای بزرگ جنگ تحمیلی از یک سو و جنگ تحمیلی 12روزه از دیگر سو، نمایان است. بزرگمرد شیردلی همچون حاجی‌زاده که با نبوغ و فداکاری خود در صنعت موشکی کاری کرد که دشمن را متحیر و سرگردان واگذاشت. حاجی‌زاده یک مثال است. یک نمونه است.
وقتی به تاریخ برگردید و صفحات 8سال دفاع‌مقدس را و سپس مبارزه با تکفیری‌ها و به تازگی جنگ 12روزه را مرور کنید، انبوهی از اسم و رسم شیران بیشه ایران‌زمین را می‌بینید. از سهام خیام 11ساله هویزه، تا حسین فهمیده کرج، تا جوان دانشجویی به نام حسین علم‌الهدی، تا دلاوری مانند جهان‌آرا، تا دانشمند شهیدی مانند دکترچمران، تا همت و باکری و زین‌الدین و... تا برسی به شیرمردی به نام حاج قاسم سلیمانی و ادامه بدهی تا برسی به حاجی‌زاده و... چه فهرست بلند بالایی.
چه دلاوران بی‌نظیری. جهانیان حسرت می‌خورند و خائنان حرص. تنگکی‌ها که از شهادت جمعی از دلاوران شادی کردند و تصورشان به نابودی ایران بود، تاریخ نمی‌دانند. تاریخ نمی‌خوانند که اگر دلواری برود، ده‌ها دلواری می‌آید. اگر تهرانی‌مقدم برود، حاجی‌زاده می‌آید و اگر حاجی‌زاده برود، حاجی‌زاده‌ها به شکوفه می‌نشینند. اینجا ایران است. سرزمین دلیران. هیچ‌گاه خالی از شیردل نبوده و نخواهد بود. تنگکی زیر پرچم انگلیس رفت و تنگکی‌های زمانه زیر پرچم اسرائیل رفته‌اند تا شاید با کشتن شیران سرزمین ایران، برای خود تاج و تخت بخرند. بهای تاج و تخت گویا خون سلحشوران ایرانی است که این معامله ننگین، برای ملت شیرپرور ایران، قابل قبول نبوده و نخواهد بود. 

دلواری زنده است
سال‌ها از شهادت رئیسعلی دلواری می‌گذرد؛ اما کسی «نبودِ» او را حس نمی‌کند. شهدا از کالبدی به کالبد دیگر می‌آیند. روح‌شان زنده و جاری است و «کسی نمی‌پندارد که آن‌ها مرده‌اند، بلکه باور دارد که زنده‌اند و نزد پروردگار خود روزی می‌خورند.» به چشم در شکل و شمایل دیگری دیده می‌شوند. در عمل، حاجی‌زاده همان رفتاری را دارد که رئیسعلی داشت. این ارتباط ماهوی بین دو رزمنده ایرانی است. بین دو سلحشور ایرانی است.
جلوه سلحشوری دختران لرده است که در سیمای سهام خیام –دختر 11ساله هویزه‌ای- خودنمایی می‌کند. غیرت آریوبرزن است که در برابر هجوم اسکندر در وجود سلامی‌ها در برابر یورش اسرائیل تفسیر می‌شود. یکی به ظاهر می‌رود، اما ده‌ها نفر روح او را می‌گیرند. تهرانی‌مقدم که برود، حاجی‌زاده می‌شود تهرانی‌مقدم ثانی. حاجی‌زاده برود، حاجی‌زاده‌ها روح او را در کالبد خود گرم خواهند گرفت. همان‌گونه که جسم رئیسعلی که رفت، روح او در نسل‌ها زندگی می‌کند. 
سالگرد شهادت رئیسعلی
سالگرد شهادت رئیسعلی دلواری، سالگرد شهادت تمامی قهرمانان وطن است. کسی در این روح بزرگ از قلم نمی‌افتد-چه آریوبرزن باشد، چه امیرکبیر، چه تهرانی‌مقدم، چه حاج‌قاسم و چه سلامی‌ها و رشیدها و باکری‌ها و ستارخان‌ها و...- آنقدر عظمت دارد این فهرست شهامت که نمی‌توان همه را نام برد. همه را اما می‌توان در یک عبارت خلاصه کرد: رئیسعلی دلواری. مهدی زین‌الدین. حسین علم‌الهدی. حسین فهمیده. بهنام محمودی یا... یک عبارت و یک اشاره کافی است که همه را در یک تصویر معنادار بفهمیم و درک کنیم و به آن‌ها افتخار کنیم.
با این تاریخ، با این سیر و سلوک سلحشوری، این ایران است که می‌ماند. اینکه هزاران سال مانده و با تمام کش‌و‌قوس‌های جغرافیایی، ماهیت از کف نداده است، یعنی روح سلحشوری در ایرانیان همچنان زنده است و هربار با جانفشانی یک قهرمان، این روح بزرگ‌تر و تازه‌تر می‌شود. تازه مثل حاجی‌زاده. تازه مثل سلامی، تازه مثل حاج‌قاسم، تازه مثل.... مثل رئیسعلی دلواری.

خانه ما کوه است
یک سلحشور از خطه دلاورخیز آذربایجان گفت: خاک می‌خوریم و خاک نمی‌دهیم و این شد رسم و فرهنگ ایرانی باغیرت. رئیسعلی دلواری در پاسخ انگلیسی‌ها که او را به چند کرور پول می‌خواستند بخرند، وقتی خود را نفروخت پیام دریافت کرد که همه شهرهای شما را بمباران می‌کنیم و نخل‌هایتان را آتش می‌زنیم و خانه‌هایتان را ویران می‌کنیم. رئیسعلی در جواب گفت: «خانه ما کوه است و قدرت شما هرچه باشد نمی‌تواند کوه ما را خراب کند.» و اکنون این نیز به فرهنگ سلحشوری ما اضافه شد و دلاوران جنگ 12روزه بار دیگر آن را در عمل اثبات کردند: «خانه ما کوه است.»
روحت شاد فرزند ایران‌زمین. روحتان شاد فرزندان ایران‌زمین. همیشه در روح و جان ایران زنده‌اید و با مردم خود زندگی خواهید کرد. کور است هر آن‌که زندگی پویا و روح‌نواز شما را نمی‌بیند و وجودتان را درک نمی‌کند.