«سرآمد» گزارش میدهد؛
تهدیدات فرونشت بیبازگشت در دشتهای ایران
معرفی ایران بهعنوان سریعترین نمونه نرخ فرونشست در جهان
گروه راهبردی- برآوردها نشان میدهد بیش از ۱۵۰میلیارد مترمکعب از منابع زیرزمینی برداشت شده که پیامد آن، فرونشست زمین در صدها محدوده مطالعاتی کشور است. فرونشست برخلاف کمآبی یا خشکسالی، پدیدهای بازگشتناپذیر است. منابع آب زیرزمینی که روزگاری ذخیرهای مطمئن برای تابآوری کشور در برابر خشکسالی تلقی میشدند، امروز به یکی از مهمترین محورهای بحران آبی ایران بدل شدهاند. ترکیب برداشتهای بیرویه، توسعه نامتوازن و تغییرات اقلیمی، شرایطی ایجاد کرده که کارشناسان آن را تهدیدی برای امنیت سرزمینی میدانند. در همین حال یک مطالعه جدید در دانشگاه ایالتی کلرادوی آمریکا، چین و ایران را بهعنوان ۳کشوری که بیشترین مصرف آبهای زیرزمینی را دارند، معرفی کرده است. از طرف دیگر، تحقیقات جدید نشان میدهد که بخش عمده فرونشستها در ۱۰۶دشت ایران، غیرقابل بازگشت هستند.
به گزارش اقتصاد سرآمد، طی دهههای اخیر، سیاستهای توسعهای در ایران بیشتر بر گسترش کشاورزی و استقرار صنایع استوار بوده و کمتر به مدیریت پایدار منابع آب توجه شده است. نتیجه این روند، برداشت سنگین و مداوم از سفرههای زیرزمینی است که اکنون تقریباً تمامی آبخوانهای مناسب کشور را در وضعیت ممنوعه بهرهبرداری قرار داده است. این موضوع نه یک چالش کوتاهمدت، بلکه میراثی است که نسل امروز از توسعه بدون ملاحظه گذشته به ارث برده است. برآوردها نشان میدهد بیش از ۱۵۰میلیارد مترمکعب از منابع زیرزمینی برداشت شده که پیامد آن، فرونشست زمین در صدها محدوده مطالعاتی کشور است.
فرونشست برخلاف کمآبی یا خشکسالی، پدیدهای بازگشتناپذیر است؛ بهگونهای که حتی بارشهای پرحجم نیز توانایی جبران آبخوانهای تخلیهشده را ندارند. این پدیده امروز در بسیاری از دشتها و حتی پایتخت، نشانهای آشکار از عمق بحران است. فرونشست زمین، پدیدهای خاموش اما ویرانگر، به یکی از بزرگترین چالشهای زیستمحیطی و اجتماعی ایران تبدیل شده است. براساس گزارشهای اخیر، این بحران حداقل ۱۰۶دشت از ۶۰۹دشت کشور را درگیر کرده و وسعت پهنههای فرونشست به بیش از ۱۵۸هزار کیلومترمربع رسیده است –معادل ۵درصد مساحت کل ایران. نرخ فرونشست در برخی مناطق به ۳۱سانتیمتر در سال میرسد که ۹۰برابر میانگین کشورهای توسعهیافته است.
سهم 60درصدی سفرههای زیرزمینی آب
تحقیقات جدید توسط دانشگاه ویرجینا تک آمریکا و لیدز انگلیس نشان میدهد برداشت بیرویه آب از سفرههای زیرزمینی در ایران موجب فرونشست گسترده زمین در پهنهای به وسعت ایالت مریلند آمریکا(حدود 31.400کیلومترمربع) شده است؛ پدیدهای که حدود 650هزار نفر را در معرض خطر فرونشست و کمبود آب شیرین قرار داده است. تصاویر ماهوارهای نشان میدهد بیش از 31هزار و 400کیلومترمربع از اراضی ایران معادل 2درصد از کل کشور با سرعتی بیش از 10میلیمتر در سال در حال فرو رفتن است. در برخی مناطق، مانند حوالی شهر رفسنجان در مرکز ایران، زمین هرسال بیش از 34سانتیمتر پایینتر میرود؛ رقمی بیسابقه در جهان.
این پدیده که با عنوان «فرونشست زمین» شناخته میشود، پیامدهایی فراتر از فرو رفتن خاک دارد و کارشناسان هشدار میدهند تغییرات سطح زمین میتواند منجربه بحران آب، ناامنی غذایی، تخریب زیرساختها و ترکخوردگی سازههای شهری شود. بخش مهمی از این بحران نیز ناشی از تداوم خشکسالی در ایران است. حدود 60درصد منابع آبی ایران از سفرههای زیرزمینی تأمین میشود. جسیکا پین، پژوهشگر دکترا در دانشکده زمین و محیطزیست دانشگاه لیدز بریتانیا و همکارانش برای بررسی اثرات برداشت آب بر سطح زمین، از دادههای راداری ماهوارههایSentinel-1 متعلق به آژانس فضایی اروپا استفاده کردند. این دادهها تغییرات سطح زمین ایران را در فاصله سالهای 2014 تا 2022 ثبت کردهاند. نتیجه پژوهش، شناسایی 106منطقه فرونشستی در سراسر کشور بود.
سریعترین نمونه نرخ فرونشست در ایران
به گفته «پین»، نرخ فرونشست در ایران از سریعترین نمونههای جهان است. وی میگوید: ما حدود 100نقطه را یافتیم که سرعت فرونشست در آنها بیش از 10میلیمتر در سال است، در حالیکه در اروپا موارد شدید معمولاً از 5 تا 8میلیمتر فراتر نمیروند. او افزود: 77درصد از این مناطق در مجاورت اراضی کشاورزی قرار دارند که مستقیماً با برداشت آب زیرزمینی در ارتباط است. برای نمونه، در اطراف رفسنجان، منطقهای خشک با مزارع پسته برداشت سنگین آب از سفرهها باعث فرونشست سالانه 34سانتیمتری شده است. «پین» توضیح داد: شاید این رقم در ظاهر زیاد به نظر نرسد، اما طی 10سال، زمین حدود 3 تا 4متر پایین میرود؛ این بسیار جدی است. در منطقه بردسکن در شمال ایران نیز محدوده فرونشست به 1110کیلومترمربع رسیده که نسبت به بررسی مشابه در سال2008 حدود 40درصد افزایش نشان میدهد. بخش عمده فرونشستها در 106دشت ایران، غیرقابل بازگشت هستند.
منوچهر شیرزایی، زمینفیزیکدان دانشگاه ویرجینیا تک میگوید: نتیجه چشمگیر این تحقیق آن است که بیشتر فرونشستهای مرتبط با آب زیرزمینی در ایران برگشتناپذیرند که شدت تخلیه سفرههای زیرزمینی را نشان میدهد. «شیرزایی» تأکید کرد: شهرهایی چون تهران، کرج، مشهد، اصفهان و شیراز مستقیماً درگیر این بحراناند. تنها در کرج بیش از 23هزار نفر در مناطق با خطر بالا زندگی میکنند، اما خطر اصلی، از دست رفتن دائمی ظرفیت ذخیره آب است. «شیرزایی» هشدار داد: با ادامه فشردگی سفرههای آب زیرزمینی، بخش زیادی از ظرفیت ذخیره برای همیشه از بین میرود. این روند، کمآبی را در دورههای خشکسالی تشدید و تابآوری در برابر تغییرات اقلیمی را کاهش میدهد، بهطوری که جبران آن تقریباً غیرممکن خواهد شد.
«پین» در توضیح تفاوت سفرههای زیرزمینی با مخازن سطحی گفت: وقتی از یک سد بیش از حد آب برداشت شود، سطح آب پایین میآید، اما با بارندگی دوباره پر میشود. در سفرههای زیرزمینی، شرایط متفاوت است؛ وقتی حجم برداشت از ورودی آب بیشتر شود، ساختار متخلخل خاک فشرده میشود و دیگر امکان بازگشت ندارد. او افزود: سفرهها مانند سطلی از شن و گل هستند. زمانی که آب میان دانههای خاک تخلیه شود، ذرات نمیتوانند وزن لایههای بالایی و سازههای سطحی را تحمل کنند، در نتیجه زمین فشرده و فرو رفته میشود. حتی اگر در سالهای بعد بارندگی افزایش یابد، آب تازه نمیتواند سطح زمین را به حالت اولیه بازگرداند. این موضوع پیامدهایی جدی دارد؛ از جمله ایجاد شکافهای عمیق، ناپایداری سازهها و تخریب جادهها و خطوط راهآهن. به گفته «پین»، همکاران ایرانیاش گزارش دادهاند که در برخی مناطق، ساختمانها به دلیل نشست زمین تخلیه و رها شدهاند.
فرانچسکا چینیا، پژوهشگر مؤسسه علوم جوی و اقلیم در رم ایتالیا نیز میگوید: وضعیت ایران شباهت زیادی به شرایط کشورهایی مانند مکزیک، آمریکا، چین و ایتالیا دارد. او افزود: نرخ فرونشست در ایران قابلمقایسه با مکزیکوسیتی و دره مرکزی کالیفرنیاست و این کشور را در میان شدیدترین کانونهای فرونشست زمین در جهان قرار میدهد. در برخی کشورها، این پدیده حتی به فاجعههای انسانی انجامیده است؛ برای نمونه، در مکزیک فرونشست زمین به سقوط یکی از خطوط مترو در سال2021 منجر شد که در آن 26نفر جان باختند.
ایران در میان پیشتازان مصرف آب زیرزمینی
یک مطالعه جدید از دپارتمان مهندسی عمران و محیطزیست، دانشگاه ایالتی کلرادوی آمریکا به دادههای مربوط به فرونشست و مصرف آبهای زیرزمینی در جهان پرداخته است. در این مطالعه که با استفاده از دادههای سنجشازدور، مدلهای هیدرولوژیک و زمینشناسی انجام شده است، چین، آمریکا و ایران بهعنوان سهکشوری که بیشترین مصرف آبهای زیرزمینی را دارند، معرفی شدهاند. در این مطالعه آمده است: نتایج نشان میدهد که بهطور میانگین سالانه حدود 17کیلومترمکعب از ظرفیت ذخیرهسازی آبخوانها بر اثر تراکم رسوبات از بین میرود. افزون بر این، تقریباً 73درصد فرونشستهای ثبتشده در زمینهای کشاورزی و مناطق شهری رخ داده است؛ موضوعی که بر ضرورت مدیریت پایدار منابع آب زیرزمینی در این نواحی تأکید میکند.
فرونشست زمین یکی از ملموسترین و زیانبارترین پیامدهای افت آب زیرزمینی است که بر اثر فشردگی لایههای آبرفتی و کاهش فشار منفذی در آبخوانها رخ میدهد و به نابودی برگشتناپذیر ظرفیت ذخیرهسازی منجر میشود. روشهای سنتی سنجش این پدیده عمدتاً پراکنده و محدود به مقیاس محلی هستند، در حالیکه دادههای تداخلسنجی راداری دقتی در حد یکسانتیمتر و قدرت تفکیک فضایی 100متر فراهم میکنند. باوجود این، پردازش پرهزینه و چالشهای فنیInSAR سبب شده است مطالعات مبتنی بر آن به سطح محلی یا منطقهای محدود بماند.
یافتهها نشان میدهد بیشترین فرونشستها در کشورهای شرق و جنوب آسیا(چین، هند، پاکستان، ایران، اندونزی، ویتنام و ترکیه)، بخشهایی از اروپا(اسپانیا، ایتالیا و اوکراین)، آمریکایشمالی(کالیفرنیا، تگزاس، آریزونا و مکزیک مرکزی) و نیز شهرهایی در آفریقا و آمریکایجنوبی رخ میدهد. سهکشور چین، ایالات متحده و ایران بیشترین سهم را در از دست رفتن دائمی ذخایر آبخوان دارند. همچنین براساس نتایج، عوامل اصلی مؤثر بر فرونشست شامل تراکم اراضی کشاورزی آبی، حضور رسوبات ریزدانه و شرایط اقلیمی خشک و نیمهخشک هستند که نیاز به برداشت گسترده آب زیرزمینی را تشدید میکنند. این امر نشان میدهد در صورت تداوم الگوهای کنونی مصرف آب، مناطق وسیعی از جهان با کاهش غیرقابل بازگشت منابع زیرزمینی روبهرو خواهند شد.
ریشههای فراگیرشدن فرونشست در ایران
فرونشست زمین در ایران ریشه در برداشت بیرویه از منابع آب زیرزمینی دارد که بیش از ۹۰درصد علل این پدیده را تشکیل میدهد. در سهدهه اخیر، بارشها ۱۶درصد کاهش یافته، روانآبها افت شدید داشته و ذخایر برفی ناپدید شدهاند. این عوامل، همراه با حفر بیش از یکمیلیون چاه آب(از ۴۷هزار حلقه در سال۱۳۵۰)، منجربه اضافهبرداری ۳۵۰میلیارد مترمکعب از آبخوانها شده است؛ معادل میلیونها سال ذخیره طبیعی. کشاورزی، با مصرف ۷۵ تا ۹۳درصد آب کل کشور، اصلیترین مقصر است؛ جایی که الگوی کشت پرآببر(مانند برنج و پسته) بدون بهرهوری مناسب، سالانه ۲۰میلیارد مترمکعب آب زیرزمینی را میبلعد.
عوامل تشدیدکننده شامل تغییرات اقلیمی(خشکسالیهای پیاپی و کاهش ۶۰درصدی بارش در تهران)، تمرکز جمعیت در کلانشهرها(رشد جمعیت تهران از ۲میلیون به بیش از ۱۵میلیون نفر)، و مدیریت ناکارآمد منابع است. از ۶۰۹محدوده آبخوان، ۴۱۰مورد ممنوعه اعلام شده، اما ۴۰درصد چاهها غیرمجاز هستند. این ریشهها نهتنها در ۱۰۶دشت بحرانی(مانند ورامین، کاشمر، نیشابور و دشتهای کرمان و اصفهان)، بلکه در ۳۰۰دشت از کل دشتهای ایران فراگیر شده و نرخ فرونشست را به ۵۴سانتیمتر در سال در فارس و ۴۰سانتیمتر در کرمان رسانده است.
تهدیدات بلندمدت شامل بیابانزایی(تبدیل دشتهای حاصلخیز به کویر)، هجوم ریزگردها(آلودگی هوا در دشت شهرکرد و آذربایجان) و خشکشدن تالابها(مانند بختگان و ارومیه) است، اما خطر بزرگتر، تعامل فرونشست با زلزلهخیزی ایران است: این پدیده سازهها را ضعیف میکند و در شهرهایی مانند تهران، شیراز یا تبریز، یک زلزله ۶.۱ریشتری میتواند میلیونها کشته به جا بگذارد. بناهای تاریخی نیز قربانی شدهاند؛ دیوار مسجد حکیم اصفهان ترک خورده و تختجمشید و نقش رستم در آستانه نابودی هستند. بدون اصلاحات، این بحران تا ۱۰سال آینده ۲۰درصد آبخوانها را غیرقابل استفاده میکند.
فرونشست در ۱۰۶دشت ایران، نمادی از ناپایداری توسعه است: ریشه در سوءمدیریت آب، تبعات آن زیرساختها و امنیت را تهدید میکند و آسیبهای اجتماعیاش میلیونها زندگی را جابهجا میسازد. کارشناسان پیشنهاد میکنند: کاهش برداشت ۱۵ تا ۳۰میلیارد مترمکعبی سالانه، تغییر الگوی کشت به محصولات کمآببر، افزایش بهرهوری آب از ۱.۲ به بیش از ۳ و تخصیص ۱۲میلیارد مترمکعب به حقابههای زیستمحیطی. بدون مداخله فوری، این بحران نهتنها دشتها را میبلعد، بلکه بافت اجتماعی ایران را دگرگون میکند. دولت، جامعه مدنی و بخش خصوصی باید متحد شوند تا از یک فاجعه تمدنی جلوگیری کنند.
فرونشست نهتنها زمین را میبلعد، بلکه جوامع را از هم میپاشد. حدود ۴۰میلیون نفر(۴۹درصد جمعیت ایران)، با تمرکز بر استانهای پرجمعیت: اصفهان، تهران، خراسان رضوی، کرمان و قم در پهنههای درگیر فرونشست زندگی میکنند. به باور کارشناسان؛ این بحران باعث بیکاری گسترده در بخش کشاورزی شده –جایی که کاهش تولید محصولات، درآمد خانوادهها را نابود میکند– و نابرابری اجتماعی را تشدید میکند.