printlogo


جمعیت سه میلیونی ثروتمند  وذی نفعان جنگ در ایران


باید تمام انرژی خود را بر روی مطالعات تحلیلی جمعیتی ۳ میلیونی در ایران که بسیار ثروتمند هستند بگذاریم. این جمعیت دو ویژگی کلیدی دارند یکی اشتهای سیری‌ناپذیر برای لوکس زندگی کردن و دیگری از نظر هزینه و پرداخت هیچ قید و بند و محدودیتی ندارند.در چندسال اخیر این گروه و ذی نفعان فضای جنگی در ایران اوضاع را به حدی آشوب ناک کردند که دولت و دانشگاه‌ها از انجام وظایف خود 
بازماندند.
با توجه به اینکه تکیه‌گاه اصلی رقبای آمریکا در قرن بیست و یکم این منطقه است، هدف آمریکا این است که با رها کردن خود از نیاز به نفت این منطقه، از آن به عنوان ابزاری برای ایجاد تعادل با سایر قدرت‌ها استفاده کنند. به همین دلیل ضریب آشوبناک شدن منطقه نسبت به قبل افزایش پیدا می‌کند.
نوسانات قیمت نفت یک اهرم کلیدی برای چانه زنی آمریکا با رقبای خود مثل چین، هند ، کره و روسیه است. بنابراین این یک مساله عمده است که باید به آن توجه کرد.
مساله دیگر ما، نگاه سهل‌انگارانه به موضوع تحریم‌هاست. با وجود تجربه قبلی که در تحریم‌های سال ۹۱ داشتیم من متوجه نمی‌شوم که چرا استراتژی ما در مقابل تحریم‌ها این است که چیزی نشده است! اتفاقا خیلی چیزها شده و خیلی چیزها خواهد شد. بنابراین حساسیت زدایی از مساله به این مهمی جای تامل دارد. باید خیلی این موضوع را جدی گرفت. چون این مساله واقعا ملی است. نظام تصمیم گیری ما تناسبی با ابعاد مساله ندارد.
عرض بنده این است که در تجربه قبلی با این که از لحاظ زمانی دوره کوتاه‌تری بود ضربه‌های مهلکی به کشور وارد شد. مثل آسیب به صنعت و کارخانه‌ها و فساد، نابرابری، واردات کالاهای لوکس و... نتیجه‌اش بود. برداشت من این است که در این دور جدید آسیب پذیری بیشتری داریم و اگر تمهیدات مناسبی اندیشیده نشود هزینه تحریم برای ما از حدود متعارف فراتر می‌رود.
آنچه که از اسناد منتشر شده برداشت می‌شود این است که این بار برای نخستین بار آمریکایی‌ها به صراحت بیان می‌کنند که هدف آنها فروپاشی اقتصاد ایران است. نکته بسیار مهم دیگر این است که برای تحقق آن هدف، استراتژی رسمی که اعلام کردند استراتژی فروپاشی از درون است. بر همین اساس سیاست‌های اجرایی که برای پیشبرد این راهبرد در دستور کار قرار دادند چند مولفه مشخص دارد.
می‌گویند ما چنان ایران را دچار روزمرگی کنیم که قادر به برنامه ریزی نباشند. محور دوم در خصوص دسترسی به ارز است. از نظر آنها ایران با یک ضعف کم سابقه‌ای در این حوزه مواجه شده است. به باور آنها مهمترین عنصری که ایران را توانمند می‌کند دسترسی به منابع ارزی است. محور سوم این است که باید تلخی آثار تورم در فراگیرترین سطح ممکن در بخش‌های وسیعی از ایران نمود پیدا کند و تمام اقشار مردم را تحت تاثیر قرار دهد. حالا در مقابله با این اهداف راهبردی باید ببینیم ما چه واکنشی باید 
نشان دهیم.
در مورد مساله برنامه داشتن دولت احمدی نژاد که رسما گفت قائل به برنامه نیستم. دولت روحانی نیز در عمل نزدیک به صفر است. صرف نظر از کیفیت برنامه‌ای که تهیه کردند که بی‌کیفیت‌ترین برنامه تاریخ بعد از انقلاب است حتی در مواجهه روزمره با مسائل حاد، به صورت جزیره‌ای در جستجوی 
راه حل هستند.
بنابراین هدف تحریم کنندگان در مورد عدم توان برنامه‌ریزی ایران محقق می‌شود، شیوه آرایش قوای ایران به گونه‌ای است که هیچ‌کس تمایلی برای برنامه ریزی اصولی ندارد. به همین دلیل هرروزه در معرض مواجه‌های 
غافلگیرانه هستیم.