printlogo


راه حل اقتصادی با آتش


ایرج گلشنی- پس از اعتراضات بازاریان واصناف به واسطه قیمت ارز، اقدامات ضد ایرانی با محوریت رجوی و پهلوی با رجزخوانی ترامپ و نتانیاهو آغازشد، این حرکات را نمی‌توان جنگ ندانست. اقداماتی که اینترنشنال و بی بی سی و صدای امریکا با صدای بلند آن را جار می‌زنند و آن را به تمام ملت ایران نسبت می‌دهند، نمی‌تواند رنگ و بوی داخلی و معمولی داشته باشد. اصلا و اساسا شکل و شمایل اعتراض این نیست و اعتراض اقتصادی نسبتی با آتش زدن بانک و اتوبوس و مغازه‌های مردم ندارد. 
این قطعا با معیارهای یک جنگ داخلی مطابقت دارد. جنگی که در آن از سلاح گرم به وفور استفاده می‌شود. جنگی که با افراد آموزش دیده و مجهز به انواع سلاح‌ها در حال انجام است. هر چند کاری از پیش نخواهند برد و قدرت ایران امروز چه از نظر نظامی و چه از نظر مردمی، آن چیزی نیست که با این تحرکات بشکند؛ اما زیان و ضرر اقتصادی از یک سو و فشار مضاعف بر کشور به طور کلی باعث عقب ماندگی بیشتر می‌شود و این چیزی است که دشمنان برای کشور ما طراحی کرده‌اند. وقتی متوجه شدند با حمله مستقیم نظامی نمی‌توانند سد ایران را بشکنند، راهبرد اول تضعیف و سپس حمله را پیش گرفته اند. 
خنثی کردن این توطئه شوم، به هوشیاری، درک اجتماعی و همکاری با نیروهای اطلاعاتی نیاز دارد تا در انسجام ملی، همان گونه که جنگ مستقیم را با پیروزی درخشان به پایان رساندیم، جنگ داخلی را هم با سربلندی تمام کنیم. 
نشانه‌های جنگ داخلی
بر مبنای علوم نظامی که در بحث‌های تخصصی «تاکتیک جنگ» می‌خوانیم، هر جنگی نشانه‌های خاص خود را دارد. جنگ داخلی هم بر همین مبنا تعریف شده است. چند نشانه از این جنگ را مرور می‌کنیم تا بهتر بدانیم آن چه در حال رخ داد است، نه یک اعتراض مدنی یا حتا اغتشاش داخلی، بلکه یک جنگ تمام عیار داخلی است. 
اول: سلاح گرم
وجود سلاح گرم در یک درگیری درون شهری، از نشانه های جنگ داخلی است. مردم عادی سلاح ندارند و سلاح آن ها در اعتراض ها، شعار و فریاد است و در اغتشاش‌های معمولی، سنگ و گاهی آتش زدن لاستیک در خیابان و امثال این. اما وقتی از سلاح گرم به وفور استفاده شد و آتش زدن به همه اموال عمومی و دولتی کشیده شد، دیگر نه اعتراض است نه اغتشاش مرسوم، بلکه از نشانه های جنگ داخلی است. 
دوم: افراد آموزش دیده
جنگ داخلی با انواع آن، مانند حمله به کلانتری‌ها، کشته‌سازی، حمله به مقرهای حساس و... نیازمند افراد آموزش دیده است که بتوانند با اقدامات نظامی مانند استتار، رعایت اصل غافلگیری و... به مراکز مهم و حساس حمله کنند، کشته بسازند و جاهای خاصی را آتش بزنند. 
سوم: نقشه و برنامه 
از نشانه های دیگر در جنگ داخلی، وجود یک گروه آموزش دیده است که بر اساس طرح و برنامه و نقشه مشخص عمل می‌کنند. مرور اقدامات اخیر نشان می‌دهد که نقشه و برنامه مطابق با علوم نظامی وجود دارد. برای مثال، روش عمل ثابت از یک سو و تحرک در مناطق مختلف از دیگر سو، نشان از یک نقشه نظامی دقیق دارد. پراکنده کردن ضد و خوردها از محله به محله‌های دیگر، مخصوصا محله‌هایی که انتظار حرکت درآن ها دیده نمی‌شود، نشان می‌دهد که یک گروه مشخص طبق یک نقشه تعریف شده به طور پیوسته و منظم عمل می‌کنند تا هم بحران را سراسری کنند و هم توان نیروی دفاعی را کاهش دهند. 
در چنین روندی، احتمال حمله مستقیم نظامی از سوی عناصر پشتیبان- به خصوص امریکا و رژیم اسراییل- به قوت وجود دارد که البته نیروهای مسلح ایران این را به خوبی می‌دانند و به طور کامل آماده جوابگویی و دفاع هستند. 
چهارم: تهاجم فرسایشی
از نشانه‌های دیگر جنگ داخلی، با توجه به این که عناصر نفوذی معمولا تعداد کمی هستند، طبق نقشه، باید زمان زیادی را در نظر بگیرند. این است که با اقدامات ایضایی، سعی می‌کنند شب و روزهای زیادی تحرک داشته باشند تا دو هدف محقق شود، یکی این که نیروهای جدید پشتیبان از راه برسند، دوم این که برخی مردم هیجانی به آن‌ها بپیوندند، و سوم این که نیروهای مدافع را خسته کنند و زمینه برای حمله مستقیم آماده کنند. 
تمام این نشانه ها در چند روز اخیر مشاهده می‌شود و کنار هم گذاشتن این نشانه‌ها حکایت از شروع یک جنگ داخلی به وسیله دشمنان ایران دارد. 
پنجم: تحرک نیروهای پشتیبان
خبرها حکایت دارد که تحرکات بزرگی در غرب کشور از سوی گروهک‌های مختلف از جمله پژاک وجود دارد که هم اکنون نیروهای مرزی در حال مقابله با آن‌ها هستند. این سه نشانه از جنگ داخلی با خود به همراه دارد.
الف: مشغول کردن برخی از نیروها و فکر مسئولان نظامی به منطقه‌ای دور از شهر
ب: شلوغ کردن یک بخش مرز برای ورود عناصر کمکی از سایر بخش‌های مرزی و کمک تسلیحاتی و قوای نظامی به شورشیان داخلی
ج: گسترش همه جانبه داخلی و مرزی درگیری‌ها و زمینه‌سازی برای حمله‌های مستقیم
بر اساس علوم نظامی مطابق با دانش تاکتیک جنگ‌های داخلی، این نشانه‌ها کاملا موید یک گروه مشخص، برنامه مشخص، نقشه‌های دقیق نظامی، رصد و حمایت از سوی ماهواره‌ها، برنامه‌ریزی قبلی برای اقدام و اختفا و ایجاد امکان درگیری‌های بلندمدت دارد. 
روند و نتیجه:
آن چه این بار با آن روبرو هستیم، بدون تردید یک جنگ داخلی است. این جنگ داخلی اکنون محدود است و با نیروهای امنیتی و انتظامی با آن مقابله می‌شود. در صورتی که دشمن  بتواند وارد مرحله دوم نقشه عملیاتی خود بر مبنای جنگ داخلی شود، باید انتظار گسترش درگیری‌ها با نشانه‌هایی مانند ترورهای پیاپی، بمب‌گذاری و شلیک انبوه از بخشی از قسمت‌های شهری باشیم. در چنین حالتی است که مرحله ورود نیروهای نظامی به جنگ داخلی فراهم می‌شود و در ایران به طور طبیعی ارتش و سپاه مجهز و محکم وارد میدان خواهند شد. 
 خوشبختانه آگاهی مردمی، عدم مشارکت و همراهی با عوامل و نیز آمادگی که مردم حزب‌الهی در نماز جمعه نشان دادند، توان ورود دشمن به فاز دوم عملیات را بعید می‌کند. با تمام این‌ها، خوب است بدانیم و آگاه باشیم که نه با اعتراض مدنی، بلکه با یک جنگ داخلی مواجه هستیم که اگر هوشیاری ما و اقدامات قاطع نیروهای امنیتی و انتظامی نباشد، به سوی سودانی شدن ما را پیش خواهند برد. زمانی که هجمه گسترش یافت، بدون تردید حمله مستقیم به ما خواهد شد و آن گاه سرنوشت تلخی در انتظار ایران خواهد بود. 
خوشبختانه، مردم آگاه و هوشیاری داریم. به خوبی طرف مقابل را شناخته اند و به درستی وضعیت و هدف آن‌ها را تحلیل می‌کنند. اگر چنین نبود، باید شاهد حضور میلیونی مردم در خیابان‌ها بودیم و این شورش به یک رفتار همگانی علیه دولت تبدیل می‌شد. زیرا فشار اقتصادی همه ما را تحت فشار قرار داده است، نه فقط یک گروه خاص. ضمن این که شعارهای اغتشاشگران به خوبی نشان می‌دهد که قصد اصلی آن‌ها مخالفت مستقیم با نظام است و نابودی جمهوری اسلامی است نه حل مساله اقتصادی. این هدف را نمی‌توان به کل مردم ایران تعمیم داد. این هدف یک گروه خاص به نمایندگی رجوی از یک سو و پهلوی از دیگر سو و هر دو با حمایت مستقیم امریکا و اسراییل است. این چیزی است که رو شده است و هیچ شکی در آن نیست. اکنون مردم از خود می‌پرسند که امریکا و اسراییل از کی تا به حال عاشق مردم ایران و دلسوز کشور ایران شده اند. این است که مردم نه تنها همراهی نمی‌کنند بلکه مقابله هم می‌کنند. و در نهایت، این دشمن است که باز هم در برابر ایران زانو خواهد زد.