printlogo


«سرآمد» بررسی می‌کند؛
واکاوی دلایل تعقیب کشتی‌های روسی در کانال مانش

 نیروی دریایی بریتانیا کشتی‌های نظامی روسیه را رهگیری می کند
​​​​​​​گروه بین‌الملل - رضا رضایی - رهگیری و تعقیب کشتی‌های نیروی دریایی روسیه در کانال مانش توسط نیروی دریایی سلطنتی بریتانیا به یک ویژگی عادی در چشم‌انداز امنیتی معاصر اروپا تبدیل شده است. موضوعی که زمانی یک رویداد استثنایی تلقی می‌شد، اکنون به عنصری تکرارشونده از فعالیت‌های نظامی روزمره تبدیل شده است. اگرچه چنین رویدادهایی اغلب تیترهای خبری دراماتیکی را ایجاد می‌کنند، اما به ندرت نشانه‌ای از یک بحران قریب‌الوقوع هستند. در مقابل، آن‌ها بازتاب یک سیستم عمیقاً نهادینه‌شده از نظارت، بازدارندگی و ارسال سیگنال راهبردی هستند که در طول دهه گذشته در سراسر اروپا شکل گرفته است. کانال مانش یکی از شلوغ‌ترین کریدورهای دریایی جهان است. سالانه هزاران کشتی تجاری، در کنار تردد منظم نیروهای دریایی متعلق به اعضای ناتو و سایر کشورها، از آن عبور می‌کنند. برای بریتانیا، این پهنه باریک آبی صرفاً یک مرز جغرافیایی جداکننده جزیره از قاره اروپا نیست؛ بلکه یک مرز امنیتی حیاتی است. بنابراین، هرگونه حضور نظامی خارجی در نزدیکی آب‌های بریتانیا به طور خودکار از دریچه دفاع ملی ارزیابی می‌شود. در این چارچوب، عبور کشتی‌های جنگی روسیه از طریق کانال مانش، وزن سیاسی و راهبردی ویژه‌ای دارد. مسکو همچنان از این مسیر برای جابجایی کشتی‌ها بین گروه‌های دریایی شمالی، بالتیک و گاهی مدیترانه خود استفاده می‌کند.

معنای «رهگیری» در عملیات دریایی
به گزارش اقتصادسرآمد دو بر اساس گزارش تارنمای نیوز آذربایجان؛ اصطلاح «رهگیری» اغلب گمراه‌کننده است. این اصطلاح به اقدام مقابله‌ای اشاره دارد که در آن یک کشتی مسدود شده یا مجبور به تغییر مسیر می‌شود. در واقع، رهگیری دریایی مدرن در این زمینه معمولاً به معنای تعقیب و شناسایی است. کشتی‌های نیروی دریایی سلطنتی با فاصله ایمن نزدیک می‌شوند، تماس تصویری و الکترونیکی برقرار، هویت کشتی را تأیید می‌کنند و مسیر و رفتار آن را زیر نظر دارند. رادار، سونار، سیستم‌های اطلاعاتی الکترونیکی و گاهی اوقات هلیکوپترها یا هواپیماهای گشت دریایی برای جمع‌آوری داده‌ها استفاده می‌شوند. سپس کشتی روسی تا خروج از منطقه مسئولیت بریتانیا در منطقه مربوطه همراهی می‌شود. این روند ناقض قوانین بین‌المللی نیست. اصل آزادی دریانوردی همچنان پابرجاست و کشتی‌های روسی از عبور از آب‌های بین‌المللی منع نمی‌شوند. اقدامی که بریتانیا انجام می‌دهد، اعمال حق خود برای نظارت بر فعالیت‌های نظامی در نزدیکی قلمرو خود است.

میراثی از رقابت دریایی
بُعد دریایی رقابت بین بریتانیا و روسیه ریشه‌های تاریخی عمیقی دارد. در قرن نوزدهم، لندن گسترش قدرت دریایی روسیه را به عنوان یک چالش بالقوه برای سلطه جهانی خود می‌دید. در طول جنگ سرد، کشتی‌های بریتانیا و شوروی مرتباً در اقیانوس اطلس شمالی، دریای بالتیک و مدیترانه در کنار یکدیگر بودند. رویارویی‌های امروزی در کانال مانش، از بسیاری جهات، ادامه‌ی آن سنت دیرینه البته به شکلی بسیار منظم‌تر و از نظر فناوری پیشرفته‌تر است. تفاوت در چارچوب نهادی نهفته است؛ یعنی عملیات مدرن در ساختارهای فرماندهی یکپارچه و سازوکارهای اشتراک‌گذاری اطلاعات ناتو گنجانده شده‌اند.

اهمیت کانال مانش
از نظر جغرافیایی، کانال مانش، اقیانوس اطلس را به دریای شمال و فراتر از آن، منطقه بالتیک متصل می‌کند. این کانال به عنوان یک دروازه دریایی بین فضاهای باز اقیانوسی و دریاهای داخلی اروپا عمل می‌کند. کنترل و نظارت بر این کریدور، مزیت راهبردی در درک چگونگی حرکت نیروهای دریایی بین صحنه‌های نبرد فراهم می‌کند. برای بریتانیا، کانال مانش اهمیت نمادین نیز دارد. این کانال هم یک منطقه حائل فیزیکی و هم روانی را نشان می‌دهد. اطمینان از اینکه این فضا تحت نظارت مداوم بوده، برای مفهوم امنیت داخلی لندن اساسی است. از دیدگاه ناتو، کانال مانش بخشی از یک کمان دفاعی گسترده‌تر است که از قطب شمال تا مدیترانه امتداد دارد. هرگونه فعالیت غیرمعمول یا افزایش‌یافته روسیه در امتداد این کمان، به عنوان یک عامل بالقوه مرتبط با امنیتی کلی این اتحاد تلقی می‌شود.

اقدامات کشتی‌های جنگی روسیه
کشتی‌های نیروی دریایی روسیه که از کانال مانش عبور می‌کنند، احتمالا در چندین نوع فعالیت مشغول باشند که شامل حمل و نقل بین بنادر مبدا و مناطق استقرار، شرکت در رزمایش ها، اسکورت کشتی‌های کمکی یا نفتکش، جمع‌آوری اطلاعات و ابراز حضور و نمایش پرچم می‌شود. هیچ یک از این ماموریت‌ها ذاتاً تهاجمی نیستند. با این حال، در مجموع، نشان‌دهنده عزم مسکو برای حفظ یک نیروی دریایی قابل مشاهده و عملیاتی فعال، باوجود فشارهای اقتصادی و تحریم‌های بین‌المللی است. برای روسیه، حفظ استقرار منظم نیروی دریایی یک هدف سیاسی مهم را دنبال می‌کند. این امر تصویر روسیه را به عنوان یک قدرت نظامی جهانی تقویت و نشان می‌دهد که دسترسی به مسیرهای دریایی کلیدی را حفظ کرده است.

واکنش بریتانیا
بریتانیا با تعقیب کشتی‌های روسی، همزمان چندین هدف را دنبال می‌کند. نخست، اطلاعات جمع‌آوری می‌کند. حتی عبورهای روتین می‌توانند اطلاعات ارزشمندی در مورد تجهیزات، رفتار خدمه، الگوهای ارتباطی و قابلیت‌های فناوری آشکار کنند. دوم، این امر نشان‌دهنده آمادگی است. نیروی دریایی سلطنتی پیام روشنی ارسال می‌کند مبنی بر اینکه هرگونه حرکت نظامی در نزدیکی آب‌های بریتانیا شناسایی و رصد خواهد شد. سوم، این امر به متحدان اطمینان خاطر می‌دهد. اقدامات بریتانیا، تعهد این کشور به ناتو و اصل دفاع جمعی را برجسته می‌کند. در واقع، این بازدارندگی در شکل کلاسیک آن است، یعنی نه تهدید به استفاده از نیروی نظامی فوری، بلکه نمایش مداوم آگاهی و آمادگی.

سیستم نظارت جمعی ناتو
یکی از ویژگی‌های تعیین‌کننده عملیات‌های تعقیب دریایی مدرن، ماهیت چندملیتی آن‌هاست. یک کشتی روسی ممکن است هنگام عبور از مناطق دریایی مختلف، توسط چندین نیروی دریایی ناتو به ترتیب ردیابی شود. برای مثال، یک کشتی ابتدا توسط نیروهای اسپانیایی یا فرانسوی در اقیانوس اطلس، سپس توسط نیروی دریایی سلطنتی در کانال مانش و بعداً توسط کشتی‌های هلندی یا آلمانی در دریای شمال رصد می‌شود. در طول این سفر، اطلاعات تقریباً به صورت بلادرنگ به اشتراک گذاشته می‌شود. این امر تصویری پیوسته از تحرکات دریایی روسیه ایجاد و از شکاف در آگاهی موقعیتی جلوگیری می‌کند. هر عملیات رهگیری یا تعقیب به بخشی از محیط اطلاعاتی تبدیل می‌شود. بیانیه‌های رسمی، مطبوعاتی و پوشش رسانه‌ای، رویه‌های نظامی معمول را به رویدادهای عمومی تبدیل می‌کنند. برای دولت‌های غربی، این حضور پررنگ، نشان‌دهنده هوشیاری و عزم راسخ است. برای روسیه، همین پوشش خبری می‌تواند برای برجسته کردن دامنه جهانی نیروی دریایی‌اش مورد استفاده قرار گیرد. بنابراین، این رویارویی‌ها نه تنها به عنوان اقدامات نظامی، بلکه به عنوان عناصری از ارتباطات راهبردی نیز عمل 
می‌کنند.
جنگ اوکراین و پیامدهای آن
جنگ روسیه علیه اوکراین اساساً نحوه تفسیر فعالیت‌های نظامی روسیه توسط کشورهای اروپایی را تغییر داده است. اقداماتی که زمانی ممکن بود توجه کمی را به خود جلب کنند، اکنون با دقت بیشتری مورد بررسی قرار می‌گیرند. در نتیجه، عبور و مرور روسیه از کانال مانش، حتی زمانی که ماهیتی عادی دارد، به احتمال زیاد به عنوان بخشی از الگوی گسترده‌تر رویارویی بین روسیه و غرب در نظر گرفته می‌شود. این درگیری همچنین اهمیت مسیرهای دریایی را برای لجستیک، حمل و نقل انرژی و زنجیره‌های تأمین نظامی برجسته کرده و ارزش راهبردی نقاط گلوگاهی مانند کانال مانش را بیش از پیش افزایش داده است.

پیامدهای بلندمدت
احتمالا رهگیری و ردیابی مخفیانه کشتی‌های جنگی روسیه در کانال مانش، برای آینده‌ای قابل پیش‌بینی، همچنان یک ویژگی دائمی امنیت اروپا باقی بماند. اروپا وارد دوره‌ای می‌شود که با ویژگی‌های آن عبارتند از رقابت راهبردی طولانی مدت، تأکید بیشتر بر قدرت دریایی، افزایش ادغام سیستم‌های نظارتی و واکنشی ناتو در این محیط، حضور و نظارت دریایی ابزار اصلی کشورداری خواهد بود. وقتی بریتانیا کشتی‌های جنگی روسیه را در کانال مانش رهگیری و تعقیب می‌کند، در حال آماده شدن برای جنگ نیست. بلکه در حال اجرای یک استراتژی دیرینه برای رصد، بازدارندگی و علامت‌دهی است. این عملیات نشان‌دهنده‌ی دگرگونی گسترده‌تر معماری امنیتی اروپا به سمت مدلی از هوشیاری مداوم است. کانال مانش که زمانی عمدتاً به عنوان یک شریان تجاری دیده می‌شد، دوباره به خط مقدم درک راهبردی تبدیل شده است. از این نظر، ریتم ثابت رهگیری‌های دریایی نه نشان‌دهنده یک بحران ناگهانی، بلکه نشان‌دهنده یک وضعیت عادی جدید است که در آن رقابت قدرت‌های بزرگ روز به روز، کشتی به کشتی و کیلومتر به کیلومتر در دریا مدیریت می‌شود.