printlogo


«سرآمد» تحلیل می کند؛
الزامات پیوست  فرهنگی سازمان های دریایی و غیردریایی

«فرهنگ دریایی» باید فرهنگ عمومی ایران شود
​​​​​​​گروه راهبرد دریا - فیروز اسماعیلی نژاد- توسعه دریایی ایران یک تصمیم در گستره ملی است و همه سازمان ها و نهادهای دولتی و غیردولتی باید به سمت آن گرایش پیدا کنند. آن چه طبیعی و قطعی است این است که توسعه با نوشتن عبارات زیبا روی کاغذ محقق نمی شود، بلکه نیاز به همت و حمیت ملی دارد تا بار افتاده دریاهای ایران بار شود. 

نگاه و تفکر فرهنگی
بحث توسعه دریایی ایران از سال ها پیش مطرح بوده است. سند نگارش شده در سال 1395 با عنوان «سند جامع توسعه دریایی ایران» موید این مهم است. جالب است که در این سند که هرگز به وسیله رییس جمهور وقت، ابلاغ نشد، به مباحث فرهنگ و ضرورت نگاه فرهنگی در گستره ملی به پدیده ها و مولفه های توسعه دریایی به صراحت اشاره شده است. بند هفتم از این سند اذعان دارد که توسعه فرهنگ دریایی زیربنای توسعه همه جانبه دریایی است و به همین روال، تکالیفی برای همه سازمان ها و دستگاه های کشوری و لشکری معین کرده است. 

پیوست فرهنگی سازمان ها
یکی از الزامات جالب و اثرگذار این سند در بند هفتم، الزام سازمان ها و نهادها به تهیه پیوست فرهنگی است به نحوی که فرهنگ دریایی به سمت تبدیل شدن به فرهنگ عمومی کشور حرکت کند. 
به طور روشن می دانیم که اگر چنین اتفاقی بیفتد و فرهنگ دریایی به فرهنگ عمومی کشور تبدیل شود، نه تنها توسعه کامل و همه جانبه شکل می گیرد، بلکه سرعت شکل گیری آن بسیار بالا خواهد بود. 
اما متاسفانه این سند هرگز ابلاغ نشد. روحانی در آن زمان رییس جمهور بود و وظیفه داشت که این سند را ابلاغ کند. تصور کنید طی ده سالی که فرصت از دست رفت، اگر این سند- هر چند هم ناقص باشد- ابلاغ و اجرایی می شد، اکنون وضعیت اقتصادی و فرهنگی دریاهای ایران چه بود؟ آیا بهتر از موقعیت کنونی نبود؟ اگر در میان دولت مردان به دنبال ترک فعل، اهمال، بی توجهی و یا هر ویژگی دیگر می گردیم، این سند یکی از آن چیزهایی است که به کم کاری دولت مربوطه گواهی می دهد. اما افسوس که کسی نیست که از کسی بازخواستی کند. 
طی ۱۰ سال گذشته، اگر به استناد آن سند، سازمان ها مجاب و مجبور می شدند که پیوست فرهنگی سازمان متبوع خود را بنویسند، تا کنون و بعد از ۱۰ سال، حداقل نگاه فرهنگی سازمان ها مشخص می شد و مساله فرهنگ برای آن ها حل می شد. این در حالی است که هم اکنون، این نگاه وجود ندارد و فرهنگ موجود غریبه سازمان هاست. باید بسیار تلاش کرد تا جا انداخت که فرهنگ دریایی چیست، چرا مهم است و چگونه موجب توسعه واقعی می شود و هر سازمان در این نگرش چه باید بکند. 
۱۰ سال فرصت گفتمان فرهنگ دریایی از دست رفت. 
۱۰ سال به خاطر اهمال و بی توجهی  دولت ها، مهم ترین بستر توسعه دریایی از بین رفت. و این جای افسوس داغ است. 

جبران مافات کنیم
قبول کنیم که باز هم گذشته ها گذشته است و ماهی را هم هر وقت از آب بگیرید تازه است! چاره ای جز این حرف نیست؛ اما خوب است که جبران مافات کنیم و از امروز آغاز کنیم تا ۱۰ سال دیگر، حسرت امروز را نخوریم. 
بهتر است سازمان های دریایی به فکر «پیوست فرهنگی » باشند. این مسیری است که باید رفت و هر چه زودتر رفتن را آغاز کنند زودتر خواهند رسید. 
پیوست فرهنگی به سازمان های دریایی شعاع دید ملی می دهد تا بتوانند برای آحاد ملت ایران در سراسر کشور فکر و برنامه ریزی کنند. 
پیوست فرهنگی به سازمان ها نشان می دهد که دقیقا در کجای تاریخ و دقیقا در کنار کدام مردم نشسته اند. چگونه با مردم گفت و گو کنند و چگونه با و به وسیله آن ها برای آن ها کار کنند. 
پیوست فرهنگی، در حقیقت نقشه راه سازمان ها برای ورود به جامعه است. فرصتی برای خروج از انزوا و تنهایی. این است که بهتر است تدوین و تهیه پیوست فرهنگی را در دستور کار خود قرار داده و آن را هر چند ناقص بنویسند. 
باید بنویسند تا بتوانند ایرادهای نگاه فرهنگی خود را پیدا کنند. 
باید بنویسند تا به این باور برسند که توسعه فرهنگ دریایی برای همه سازمان های دریایی مهم تر از هر چیزی است. 
پیوست فرهنگی سازمان ها، نه تنها سازمان ها را به مردم نزدیک می کند، بلکه سازمان ها را هم به هم می دوزد و پیوند می دهد تا دریاهای ایران از این وضع فلاکت بار مدیریت و اداره خلاص شوند و مسیری چابک و شتابان به سوی توسعه واقعی در پیش بگیرند.