«سرآمد» بررسی کرد؛
نگرانی واشنگتن از تسلط چین بر انرژی جهان
گروه انرژی - رضا رضایی - در دنیای امروز، ژئوپلیتیک نه با تعداد تانکها یا موشکهای یک کشور، بلکه با کنترل جریانهای انرژی، فناوریهای حیاتی و زنجیرههای تأمین جهانی تعریف میشود. از همین روی، انرژی به یکی از میدانهای نبرد اصلی در رقابت استراتژیک بین ایالات متحده و چین تبدیل شده است و واشنگتن اکنون یک طرح سیستماتیک و چندلایه را برای مهار نفوذ رو به رشد انرژی پکن دنبال میکند. این تلاش نه بر اساس اقدامات جداگانه، بلکه بر اساس راهبردی گسترده است که محدودیتهای تجاری، سیاست صنعتی، ایجاد اتحاد، بازسازی زنجیره تأمین و رقابت فناوری در انرژی پاک را ترکیب میکند.
نگرانی واشنگتن
در طول دو دهه گذشته، چین خود را به نیروی غالب تقریباً در همه بخشهای چشمانداز انرژی جهانی تبدیل کرده است. این کشور بزرگترین واردکننده نفت و گاز طبیعی در جهان، مصرفکننده پیشرو زغال سنگ و رهبر بیرقیب در تولید تجهیزات برای انرژیهای تجدیدپذیر است. شرکتهای چینی اکثر پنلهای خورشیدی جهان را تولید، سهم بزرگی از تولید توربینهای بادی را کنترل میکنند و بر تولید باتری و همچنین پردازش اجزای کلیدی خودروهای برقی تسلط دارند. مهمتر از آن، چین موقعیت مسلطی در استخراج و پالایش مواد معدنی حیاتی مانند لیتیوم، کبالت، نیکل و عناصر خاکی کمیاب دارد که برای گذار انرژی جهانی ضروری هستند. برای سیاستگذاران آمریکایی، این تمرکز قدرت در دست یک رقیب راهبردی، خطر امنیت ملی بلندمدت محسوب میشود. واشنگتن تسلط بر انرژی را جداییناپذیر از تسلط فناوری و ژئوپلیتیک میداند. اگر چین فناوریها و موادی را که اقتصادهای آینده را تقویت کرده، کنترل کند، بر کشورهای وابسته به این سیستمها نیز نفوذ خواهد داشت. این نگرانی به محرک اصلی سیاست خارجی و اقتصادی ایالات متحده تبدیل شده است.
راهبرد مهار
به گزارش اقتصادسرآمد و براساس گزارش «آزنیوز»؛ یکی از ارکان راهبرد مهار آمریکا، فشار تجاری و نظارتی است. ایالات متحده تعرفهها، کنترلهای صادراتی و محدودیتهای سرمایهگذاری را بر طیف وسیعی از شرکتهای چینی فعال در تولید پیشرفته، فناوریهای انرژی پاک و مواد حیاتی اعمال کرده است. این اقدامات با نگرانیهای امنیت ملی، شیوههای تجاری ناعادلانه و حفاظت از مالکیت معنوی توجیه میشوند. اما از نظر راهبردی، این اقدامات برای کند کردن پیشرفت صنعتی چین و محدودیت دسترسی آن به تجهیزات پیشرفته و بازارهای خارجی طراحی شدهاند. همزمان، واشنگتن در تلاش است تا پایگاه صنعتی خود را بازسازی کند. برنامههای عظیم هزینههای عمومی، مشوقهای مالیاتی و یارانهها به سمت تولید داخلی باتریها، پنلهای خورشیدی، نیمهرساناها و سایر فناوریهای استراتژیک هدایت میشوند. هدف نه تنها افزایش ظرفیت تولید ایالات متحده، بلکه اطمینان از این امر است که سیستمهای انرژی آینده بر روی زنجیرههای تأمینی ساخته شوند که انعطافپذیر و از نظر سیاسی قابل اعتماد باشند. از این رو، سیاست صنعتی به ابزاری برای رقابت ژئوپلیتیکی تبدیل شده است. مفهوم اصلی در این رویکرد، ایجاد زنجیرههای تأمین جایگزین در خارج از چین است. ایالات متحده به طور فعال شرکتها را تشویق میکند تا تولید خود را به کشورهایی که از نظر سیاسی با واشنگتن همسو هستند، منتقل یا متنوع کنند. کانادا، استرالیا، ژاپن، کره جنوبی و اعضای اتحادیه اروپا نقش کلیدی در این راهبرد ایفا میکنند. این کشورها دارای قابلیتهای صنعتی پیشرفته، سیستم نظارتی پایدار و در بسیاری از موارد، منابع معدنی قابل توجهی هستند. ایالات متحده با هماهنگ کردن سرمایهگذاری و سیاستگذاری با این شرکا، امیدوار است تسلط چین را بر مراحل حیاتی زنجیره ارزش انرژی تضعیف کند.
از دیپلماسی تا یارانه سبز
واشنگتن همچنین در حال گسترش تعاملات دیپلماتیک و اقتصادی خود با مناطق غنی از منابع است. در آمریکای لاتین، مقامات آمریکایی به دنبال همکاری نزدیکتر با تولیدکنندگان لیتیوم مانند شیلی و آرژانتین هستند. در آفریقا، تمرکز بر کاهش تسلط چین در زنجیرههای تأمین کبالت و عناصر خاکی کمیاب است. در آسیای مرکزی که چین سرمایهگذاریهای بالایی در نفت، گاز و زیرساختها انجام داده، ایالات متحده تلاش میکند تا از طریق ابتکارات دیپلماتیک و برنامههای سرمایهگذاری هدفمند، نفوذ خود را دوباره تثبیت کند. این اقدامات نشان دهنده تلاش گسترده برای رقابت با پکن در راستای دسترسی به مواد اولیهای است که سیستمهای انرژی آینده را شکل خواهند داد. انرژی پاک به یکی از شدیدترین عرصههای این رقابت تبدیل شده است. مقیاس عظیم چین در تولید انرژی خورشیدی، بادی و باتری به این کشور اجازه میدهد تا محصولات کمهزینهای را ارائه دهد که کمتر رقیبی توان مقابله با آن را دارد. این مزیت به تسریع پذیرش جهانی انرژیهای تجدیدپذیر کمک کرده، اما همچنین وابستگی گستردهای به تأمینکنندگان چینی ایجاد میکند. مقامات آمریکایی نگرانند که این وابستگی روزی برای اهرم سیاسی مورد سوءاستفاده قرار گیرد، مشابه آنچه صادرکنندگان انرژی در گذشته از نفت و گاز به عنوان ابزارهای استراتژیک استفاده کردهاند. در نتیجه، سیاست اقلیمی آمریکا به طور فزایندهای با نگرانیهای امنیت ملی در هم تنیده شده است. ایالات متحده دیگر صرفاً بر کاهش انتشار گازهای گلخانهای متمرکز نیست. این تغییر توضیح میدهد که چرا واشنگتن مایل است با هزینههای هنگفت به صنایع انرژی پاک داخلی یارانه بدهد و محدودیتهایی را بر جایگزینهای ارزانتر خارجی اعمال کند.
بخشی از نظم نوین جهانی
یکی دیگر از اجزای مهم راهبرد ایالات متحده، رقابت تکنولوژیکی است. واشنگتن سرمایهگذاریهای هنگفتی در باتریهای نسل بعدی، فناوریهای هیدروژنی، راکتورهای هستهای پیشرفته و ذخیرهسازی انرژی در مقیاس شبکه انجام میدهد. براساس برآوردها، پیشرفتهای تکنولوژیکی میتواند به ایالات متحده اجازه دهد تا از مزایای موجود چین پیشی بگیرد. سیاستگذاران آمریکایی به جای تلاش برای پیشی گرفتن از چین در فناوریهای امروز، امیدوارند استانداردهای فردا را تعریف کنند. اما این استراتژی با چالشهای جدی روبرو است. اکوسیستم تولیدی چین از مقیاس گسترده، ادغام عمیق و حمایت قوی دولت بهره میبرد. ایجاد مجدد شبکههای صنعتی قابل مقایسه در ایالات متحده و کشورهای شریک، سالها و منابع مالی عظیمی را میطلبد. همچنین، بسیاری از شرکای ایالات متحده از نظر اقتصادی با چین درهم تنیده هستند و تمایلی به جدایی کامل ندارند. برای آنها، همکاری با پکن اغلب یک ضرورت عملی است، حتی اگر از نظر سیاسی با واشنگتن همسو باشند.
همچنین یک تنش اساسی بین اهداف مهار و اهداف اقلیمی وجود دارد. فناوریهای انرژی پاک چینی اغلب به طور قابل توجهی ارزانتر از جایگزینهای غربی هستند. محدود کردن استفاده از آنها میتواند روند گذار انرژی جهانی را کند کند، به ویژه در کشورهای در حال توسعه که توانایی خرید تجهیزات گرانتر را ندارند. منتقدان استدلال میکنند که یک بازار انرژی پاک چندپاره که بر اساس خطوط ژئوپلیتیکی تقسیم شده است، میتواند تلاشهای جهانی برای مبارزه با تغییرات اقلیمی را تضعیف کند. با این وجود، به نظر میرسد واشنگتن مصمم به پیشرفت است. از دیدگاه ایالات متحده، خطر بلندمدت اجازه دادن به چین برای تسلط بر سیستمهای انرژی آینده، از هزینههای اقتصادی و زیستمحیطی کوتاهمدت بیشتر است. انرژی، در این جهانبینی، صرفاً یک کالا نیست، بلکه یک دارایی راهبردی است که روابط قدرت جهانی را شکل میدهد.
در نهایت، طرح ایالات متحده برای مهار گسترش انرژی چین، تلاشی برای تغییر شکل نظم اقتصادی جهانی است. واشنگتن با تغییر مسیر جریانهای سرمایهگذاری، سازماندهی مجدد زنجیرههای تأمین، تقویت اتحادها و رقابت برای رهبری فناوری، به دنبال جلوگیری از ظهور یک سیستم انرژی با محوریت چین است. اینکه آیا این تلاش موفقیتآمیز خواهد بود یا خیر، هنوز مشخص نیست. اما بدون تردید، رقابت انرژی بین ایالات متحده و چین یکی از ویژگیهای تعیینکننده سیاست بینالملل در دهههای آینده خواهد بود و نه تنها بر بازارها و فناوریها، بلکه بر تعادل گستردهتر قدرت در جهان نیز تأثیر خواهد گذاشت.