printlogo


توسعه فرهنگ دریایی ایران جان گرفت


فیروز اسماعیلی نژاد- در کشوری که سه دریای بزرگ و مهم در اختیار دارد، اصلا خوشایند نیست که مردمانش، تفکر خشکی گرا داشته و از دریا رویگردان باشند. «فرهنگ خشکی گرا» چالش بزرگی است که در بطن فرهنگ عمومی ایرانیان وجود دارد و صدها سال است که با این فرهنگ خو کرده و نعمت بزرگ دریا را از دست داده اند. اکنون، بر اساس هدف گذاری راهبردی رهبر حکیم انقلاب اسلامی مبنی بر این که «فرهنگ دریایی باید تبدیل به فرهنگ عمومی کشور شود» جامعه دریایی بر آن شده است تا این هدف بزرگ و راهبردی را محقق کرده و زمیته «آشتی ملی ایرانیان با دریا» را فراهم کند. بی تردید، کاری سخت، پیچیده و زمان بر در مقابل آنها قرار گرفته است و تنها با همت و حمیت جامعه دریایی و همراهی جامعه فرهنگ و هنر و رسانه انجام آن ممکن خواهد بود.
ابهام در فرهنگ دریایی ایران
«فرهنگ دریایی ایرانیان» به چه معناست؟ چه ساز و کاری دارد؟ چگونه باید در سطح ملی مطرح شود؟ چه سازمان، نهاد و وزارتخانه ای باید پای کار باشد؟ کار از کجا باید شروع شود؟ چه مدت زمان خواهد برد؟ و... و بسیار سوالات متعدد دیگر که اکنون هیچ پاسخ روشنی برای آن‌ها نیست.  ابهام بزرگی بر سر توسعه فرهنگ دریایی ایران سایه افکنده است تا جایی که برخی سازمان ها با تردید و کنجکاوی می‌پرسند: «توسعه فرهنگ دریایی ایران چه ربطی به ما دارد.» این گونه ابهام و تردیدها به جاست و برخی حق دارند با تردید با موضوع مواجه شوند زیرا این مساله برای اولین بار است که در تاریخ کشور ایران به طور رسمی مطرح می‌شود و خواهان این است که همه سازمان‌ها و دستگاه ها به آن بپردازند. چیزی که برخی سازمان‌ها در تمام عمر کاری خود هرگز به آن فکر هم نکرده‌اند. این است که چالش بزرگ‌تر و کار سخت‌تر خواهد بود و پیشروان این کار بزرگ را به چالشی سخت و پیچیده فرا می‌خواند تا جایی که فعالیت در عرصه فرهنگ دریایی ایران به یک مبارزه فرهنگی شباهت دارد تا یک برنامه معمول و مرسوم. 
گفتمان فرهنگی در جامعه دریایی
این است که امروزه بیش از هر روزگار دیگری، نیاز به گفتمان فرهنگی است. گفتمانی بر پایه علم و منطق و استدلال تا حد اغنای کامل همه اشخاص حقیقی و حقوقی مرتبط با دریا. اغنای جامعه دریایی مهم است زیرا این‌ها هستند که باید دست دیگر سازمان‌ها و وزارتخانه‌ها را گرفته و به کشتی فرهنگ دریایی دعوت کنند تا همه با هم بتوانند تمام ایرانیان را به باور دریایی برسانند. 
این است که به نظر می‌رسد کار باید بر مبنای گفتمان فرهنگی با سازمان‌های دریایی آغاز شود و تا حد اغنای کامل پیش برود تا هیچ ابهامی باقی نماند. و سپس به سوی دعوت از دیگر سازمان‌ها و وزارتخانه‌ها پیش تاخت. 
فرهنگ رکن چهارم توسعه
بر اساس مبانی علم توسعه، هیچ توسعه ای بدون فرهنگ تحقق پیدا نکرده و تحقق پیدا نخواهد کرد. توسعه منوط و مشروط به همراهی و کارسازی فرهنگ است. به خصوص در ایران زمانی که بحث توسعه دریایی در میان است، توسعه فرهنگ دریایی باید جلوتر از هر گونه اقدامی حرکت کند، راه باز کند و مسیر را آماده حرکت ملی به سمت دریا کند. بدون گرایش ملت ایران به سمت دریا، هرگز توسعه دریایی ایران رخ نخواهد داد و این چیزی است که بر اساس منابع علمی ثابت شده است. اما متاسفانه آگاهی لازم برای آن در سطح مسئولان و مردم وجود ندارد و لازم است با فعالیت مستمر و برنامه‌ریزی شده آگاهی لازم به مسئولان و مردم داده شود و تمایل به دریا در آحاد ملت ایران به وجود آید.
رسالت سازمان های دریایی
در مسیر مبهم «توسعه فرهنگ دریایی ایران» که باید مانند روز برای همگان روشن شود، سازمان‌های دریایی کشور نقش مهم و پیش رویی دارند. دلیل این نقش برجسته این است که سازمان های دریایی که سال‌هاست با دریا مانوس هستند، دریا را بهتر از هر کسی می‌شناسند و با آن رابطه فرهنگی عاطفی عمیقی دارند. این دریاشناسان رسالت دارند تا «اشتی ملی ایران و دریا» را رقم بزنند. این است که جلوتر از همه باید پای کار باشند و تلاش مضاعف کنند تا ابتدا خود و سازمان خود را مجهز به درک عمیقی فرهنگی کنند وسپس دریا را بر بال فرهنگ گذاشته و به آسمان روح و روان مردم ایران برسانند. این است که دریایی ها باید یک ایران را به دریا دعوت کنند. دعوتی با قلم شور وشعور. دعوتی که بر اساس آن، همه ایرانیان به دریا رو کنند و به سمت دریا مشتاقانه مهاجرت کنند. این است که نقش سازمان ها مهم است و در این میان، نمایندگان فرهنگی سازمان ها به عنوان نوک پیکان فرهنگ دریایی، بسیار اهمیت پیدا می کنند و لازم است با مطالعه و گفت وگو فرهنگ را بیشتر شناخته و بهتر بشناسانند تا نهال نورسیده توسعه فرهنگ دریایی ایران حسابی ریشه بدواند و به درختی تناور تبدیل شود. 
هدف کجاست؟
هدف دقیقا همان  جایی است که رهبر حکیم انقلاب تعیین فرمودند: «تبدیل شدن فرهنگ دریایی به فرهنگ عمومی ایرانیان». یعنی هر ایرانی کشور خود را کشور دریایی بداند.یعنی هر ایرانی به سمت دریا مهاجرت کند.یعنی هر ایرانی ذائقه سفید گرفته و به سمت غذاهای سالم دریایی رو کند. یعنی هر ایرانی برای داشتن خانه و زندگی در سواحل زیبای ایران سرمایه گذاری کند. یعنی هر ایرانی در مسیر توسعه دریایی ایران قرار گرفته و با اشتیاق سرمایه مالی و معنوی خود را به سمت دریا روانه کند. 
یعنی هر ایرانی باور کند که کشوری دریایی دارد و باید با خلق و خوی دریایی فکر و زندگی کند. ایران سه دریا دارد و از شمال و جنوب سواحل بکری دارد که ایرانیان را به آبادانی و زندگی فرامی خواند. خلق این باور در میان ایرانیان، به کار و تلاش فرهنگی در سطح ملی وابسته است و همه باید تلاش کنند تا با ابزار فرهنگی، باور دریایی در ایرانیان شکوفا شود. 
جان فرهنگ دریایی ایران
اکنون با به رسمیت شناختن «توسعه فرهنگ دریایی ایران» به وسیله سازمان های دریایی کشور، فرهنگ دریایی جان گرفته است و بعد از صدها سال بی توجهی به دریا، اکنون همه قصد آن دارند که مردم را به سمت دریا ببرند و مراسم آشتی کنان ایرانی و دریا را برگزار کنند تا ایران خشک، تبدیل به ایران دریایی شود. کار بزرگی درپیش است. کاری بسیار بزرگ و سرنوشت ساز. نعمت دریا با فرهنگ سازی نصیب ایرانیان می شود . گنج پنهان با همت همه ایرانیان کشف خواهد شد و وضعیت اقتصادی و روحی و معیشتی ایرانیان دگرگون خواهد شد و آینده ای روشن از سمت دریا به همه ایرانیان لبخند می زند. زنده باد کسانی که در این راه سرنوشت ساز تلاش می کنند و دریا را به مردم ایران هدیه می دهند.