وقایع تاریخی رهبران بزرگ
امید متین- تاریخ چه میگوید؟ راهبرد حذف مدیران برجسته از شرکتها و رهبران مقتدر جوامع آیا همیشه جواب دلخواه داده است؟
جواب در منطق دانش مدیریت از جنس مدیریت اقتضایی است. بستگی دارد به...
بستگی دارد به ماهیت جوامع، ماهیت برخی جوامع با حذف فیزیکی رهبران، تغییر نمیکند. باید دید ماهیت جامعه ایران امروز چیست و آیا با حذف یک رهبر تغییر میکند یا نه؟
اگر تغییر حاصل شود، راهبرد حذف درست و گرنه، کاملا نادرست خواهد بود.
برخی رهبران به مرگ سیاسی حذف میشوند. مانند روسای جمهور کشورها از جمله ترامپ و نتانیاهو که آنها هم خواهند مرد. اما آیا ماهیت امپریالیسم و صهیونیسم تغییر میکند؟
برخی هم با ترور از میان برداشته میشوند که نمونههای زیادی در تاریخ سیاسی داریم ولی منجر به تغییر در اصول و سیاستهای کلان نشده است.
در جامعه امروزی ایران، وضعیت از کدام جنس است؟
به نظر نمیرسد تغییری بنا به پیشبینی تصمیمگیران رخ دهد.
رهبر اول که خدایی شد، رهبر دوم همان بود. «خامنهای، خمینی دیگر شد». آیا رهبر سوم، خلاف این قاعده میتواند باشد؟ باید منتظر ماند و دید.
به نظر نمیرسد تغییری در ماهیت، اصول و سیاستها رخ داد، زیرا ماهیت جامعه کنونی ایران بر مبنای مکتبی غیرقابل تغییر بنا نهاده شده است، و رهبران و پیروان، در قالب آن مکتب قرار گرفتهاند. بر این اساس، از تولد تا شهادت، برای آنها همه چیز تعریف شده است و جالبتر اینکه، این تعاریف با الگوهای بزرگی از نبی و علی و حسین تا «سیدعلی» در عمل و به عینه تعریف شده است. چگونه میتوان در آن تغییری ایجاد کرد؟
و جالبتر اینکه، این الگوها، هیچ کدام خود فردی و شخصی آنها نبوده اند، بلکه پندار و گفتار و کردارشان بر مبنای یک سند واحد به نام قرآن است که غیرقابل تغییر است.
برای مثال، وقتی قرآن حکم میکند که واعدوالهم مااستعطم من قوه... آیا رهبر اسلامی میتواند خلاف آن از هستهای و موشکی بگذرد؟
غیرممکن است مگر این که مثل قاجار و پهلوی و نمونههای دیگر در دیگر کشورها، به زبان بگوید اسلام، مسجد و مناره هم بسازد اما برعکس دستورات قرآن به فرعون خدمت کند. چیزی که راهبرد حذف، با امید به آن بنا نهاده شده است.
آیا راهبرد حذف فیزیکی یک رهبر مقتدر و تمام عیار، ماهیت و مسیر جامعه ایران را در مسیر تغییر قرار داده یا الگو را به اسطوره تبدیل کرده است؟