«سرآمد» تحلیل میدهد؛
راز پایداری جزیره خارگ
گروه تحلیل - الناز بلوریفرد - از روزی که بطلمیوس نام «تابیانا» و «سوفتها» را بر قلم نشاند و جزیره خارگ را چون نگینی در قلب خلیج فارس مستند کرد، تا سالیان بعد که دریاسالاران و جهانگردانِ اروپایی از گودینهوی پرتغالی و ژان دیتیونو تا نیبور، هود، کِپل و هرتسفلد در تلاش برای فهم راز پایداری افسانه ای آن بودند؛ خارگ، این مرجانِ جاودانه و درّ یتیم ایران، همواره استوار ماند؛ پررمز، زیبا و البته بسیار رشکبرانگیز در نگاه سیاست و اقتصاد.
لقب «اُمّالرَّبّانین» به معنای «مادر دریانوردان» که عربها سالیان پیش به خارگ دادهاند، یکی از بهترین توصیفها از ذات این جزیره است. جایی که از آب و آذوقه تا راهنمایی و پناه، همه را برای کشتیها و مردان دریا فراهم میکرد؛ همچون مادری که فرزندانش را از خطر دور نگه میدارد.
با آغاز استخراج و بهرهبرداری صنعتی از نفت، جزیره خارگ، جایگاهی کاملاً نو در ساختار انرژی ایران یافت. موقعیت جغرافیایی آن؛ واقع در مسیر ایمن، نسبتاً عمیق و قابل کشتیرانی در خلیج فارس، باعث شد که از دهه ۱۹۶۰ میلادی به یکی از مهمترین پایانههای صادرات نفت خام منطقه تبدیل شود و از دل این جزیره، طلای سیاه، رهسپار اقیانوس شد.
زیرساختهایی مانند اسکلههای پهلوگیری، نفتکشهای اقیانوسپیما، مخازن عظیم ذخیرهسازی و خطوط لوله انتقال ساحلی و زیرآبی، خارگ را به مرکز لجستیکی کلیدی در زنجیره تولید، ذخیرهسازی و صادرات نفت بدل کرد.
این مجموعه سبب شد که سهم قابل توجهی از صادرات انرژی ایران طی چند دهه از همین جزیره انجام گیرد و خارگ در تحلیلهای ژئومورفولوژیک و اقتصادی بهعنوان «گره حیاتی شبکه نفتی جنوب» شناخته شود.
و اما راز پایداری این جزیره را نباید در صخرههای مرجانی و سکوهای نفتی و مرواریدهای پاک و آثار باستانی آن جستجو کرد که اتفاقا تمامی این داشته ها، دلیل طمع و تمنای گستاخانه غریبههای دست دراز، فرصت طلب و غارتگر است، بلکه راز پایستگی آن، حضور با وجود و غیورانه مردمان سلحشور، کرانه نشینان و دریادلان شجاع و ایرانیان عاشق وطن در قامت نگهبانان دریا است.
پایداری خارگ را باید در نگاه تنگسیریها، در گامهای دلواریها، در مهرِ بیچشمداشتِ بندرریگیها جُست؛ نه در عمق آب، که در عمق عشق!
صفحات تاریخ غنی و غیرقابل انکار ما ایرانی ها، سرشار از مقاومتهای مردمی در برابر قدرتهای مداخلهگر است.
از قیام میرمهنای بندرریگی در برابر استعمار هلندیها، مبارزات ضد استعماری رئیسعلی دلواری و دلاوری های دلیران تنگستان تا مقاومتهای دریایی فرزندان برومند این سرزمین که از آذربایجان و تهران و کردستان تا جای جای ایران در تمام سالهای جنگ، راهی جنوب کشور شدند تا دوشادوش ناخدایان دریادل و دریابانان شجاع و قهرمان که بر عرشه دل، حافظِ وطن بودند، از آب و خاک دفاع کنند.
این همه، فصلهای رفیعِ کتاب پاسداری و نگهبانیاند و استمرارِ آن، بخشی از حافظه جمعی ایرانی ها و به صورت ویژه مردمان جنوب است؛ حافظهای که با موجها زنده میماند و با هر طلوع خورشید دوباره جان میگیرد.
هرچند جنوب ایران، اول و آخر دنیا و لنگرگاه امنِ تمام مسافران جهان و مجال گفتگوی فرهنگ ها و همنوایی های بسیاری است، اما گورستان هایی هم در دل خود دارد که حتی یک ایرانی در آنها نخفته است! غلط اندیشان بدانند که نگهبانان دریا، حاضرند!
مترجم کتاب های خروش تنگستان، ناگفته های جزیره خارک، خلیج فارس؛ عرب های هوله کرانه شیبکوه ایران