«نظام سلطه» بیقانون و بیشخصیت!
محمدجعفر محمدزاده- ساختار نظام سلطه، بهویژه آمریکا و شخص ترامپ شرایطی را برای جهان رقم زده است که بر پایه آنچه دیده میشود، گویی هیچ روزنه امیدی برای مردم جهان باقی نمانده است. پیشتر، دستِ کم در ظاهر، حاکمان نظام سلطه که لیبرال دموکراسی را افتخار خود میدانند از «قانون» سخن میگفتند و ساختارهایی-هرچند برای فریب ملتها- میآراستند. و یا در مناقشههای جهانی گاهی به نامهایی چون برخی دبیران کل سازمان ملل، مانند خاویر پرز دکوئیار و کوفی عنان، ولو به ظاهر و از روی مصلحت، احترام میگذاشتند و سخن آنها طرف توجه بود. روزگاری نیز کسانی با جسارت ساختارهایی مستقل و موازی با نظام سلطه، همچون جنبش عدم تعهد، ایجاد میکردند و در مناسبات و مناقشههای جهان نقشآفرینی میکردند. امروز چه؟ نظام سلطه در پی تجاوز و انباشت ثروت است، مناسبات کشورهای اقماری یا طرفدارانه است یا ریاکارانه و برپایهی سود. در جهان امروز آمریکا و رژیم صهیونی نه به قوانین جهان اعتنایی دارند و نه از روی احترام با بزرگانی از برخی کشورها رفتار میکنند و نه چهرههای مستقلی، اگر باشند، در پی اظهار نظری آشکار و خیرخواهانهاند، به تعبیر عالیجناب فردوسی جهان در شرایطی است که:
نهان گشت کردار فرزانگان
پراگنده شد کامِ دیوانگان
هرگز جهان تا این اندازه بیشخصیت و بیقانون نبوده است. در چنین روزگاری باید با به کار بستن خرد جمعی ملتهای آزاده از خداوند یاری خواست و از زبان حکیم نظامی شاعر پارسیگوی گنجه دست به نیایش برداشت:آنکه تغیّر نپذیرد تویی
آنچه نمرده است و نمیرد تویی
ما همه فانی و بقا بس توراست
مُلک تعالی و تقدّس توراست
عجز جهان را به جهان وانمای
عِقد جهان را ز جهان واگشای
آب بریز آتش بیداد را
زیرتر از خاک نشان باد را
صفرکن این برج ز طوق هلال
باز کن این پرده ز مشتی خیال
تا به تو اقرار خدایی دهند
بر عدم خویش گوایی دهند.