«سرآمد» گزارش می دهد؛
کمک، تخریب یا غارت ثروت ملی
بازخوانی استراتژی «نجات» به سبک ترامپ!
گروه ایران - حمید الماسی نیا - تحولات اخیر در منطقه و مواضع مقامات آمریکایی بار دیگر ماهیت استعماری و مداخله جویانه واشنگتن را آشکار ساخته است و ادعای ترامپ مبنی «کمک به ایران» در حالی که همزمان حملات نظامی صورت میگیرد، نمونهای از سیاست دوگانه و فریبکارانه آمریکا است.
در تاریخ روابط بینالملل، کمتر زمانی شاهد بودهایم که قدرتهای بزرگ، مداخلات نظامی و جنگهای ویرانگر خود را تحت پوشش «کمک به ملتها» یا «حمایت از حقوق بشر» پنهان کنند که اما آنچه اخیراً در سایهی حملات مستقیم ایالات متحده و رژیم صهیونیستی به خاک ایران و اظهارات جنجالی دونالد ترامپ رخ داده است، فراتر از یک تنش دیپلماتیک ساده است؛ این یک بازخوانی کلاسیک از استراتژی «تخریب در لباس کمک» است.
پارادوکس ترامپ: جنگ برای حمایت!
اظهارات اخیر ترامپ مبنی بر اینکه «برای کمک به ایرانیان میآیم» و اصرار او بر این که این جنگ را برای حمایت از مردم ایران تحمیل کرده است، از منظر منطق سیاسی و تاریخی، چیزی جز یک تناقض آشکار نیست و تاریخ به ما آموخته است که وقتی یک قدرت جهانی ادعا میکند برای «نجات» یک ملت، به خانهاش حمله میکند، معمولاً در پی چیزی فراتر از آزادی است. آیا میتوان با بمباران زیرساختها، ایجاد ناامنی و نابودی ثروتهای ملی، به مردم یک کشور «کمک» کرد؟
از کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ تا تحریمهای ظالمانه و ترور دانشمندان هستهای، آمریکا همواره عامل بیثباتی در ایران بوده است. این «کمک»ها را باید در این بستر تاریخی فهمید و این نوع استدلال، تلاش برای بازسازی تصویرِ یک متجاوز به عنوان یک «ناجی» است که این رویکرد، نه تنها با واقعیتهای میدانی در تضاد است، بلکه تلاشی است برای مشروعیتبخشی به یک جنگِ از پیش برنامهریزی شده که هدف اصلی آن، نه رفاه ایرانیان، بلکه تخریب و غارت ثروت ملی ایران
است.
تثبیت محورِ «تخریب»
حملات همزمان آمریکا و رژیم صهیونیستی، نشاندهنده یک همکاری استراتژیک برای تغییر معادلات منطقه است و در حالی که رژیم صهیونیستی با تکیه بر حمایتهای بیقید و شرط واشینگتن، به دنبال گسیختن انسجام داخلی و امنیتی ایران است، ایالات متحده با رویکردی دوگانه، سعی دارد میان «مداخلات نظامی» و «حمایت از مردم» پلی بزند که اما واقعیت این است که پیامدهای این حملات، تنها منجر به تخریب زیرساختهای حیاتی، ایجاد بحرانهای اقتصادی و افزایش رنج مردم میشود.
غارت در سایهی آشوب
باید پرسید هدف نهایی از این فشارها و حملات چیست؟ و وقتی امنیت یک کشور مستقر در مسیرِ فروپاشی قرار میگیرد، فضای مناسبی برای «غارت» منابع و کنترل بر مسیرهای استراتژیک (مانند تنگه هرمز) فراهم میشود و ادعای حمایت از مردم، در واقع پوششی است برای برقراری وضعیتی که در آن، قدرتهای بیگانه بتوانند بدون مقاومت جدی، بر اقتصاد و سیاست منطقه سلطه کنند.در نهایت ما با نوعی «جنگ روانی» روبرو هستیم که در آن، ابزارِ جنگ (بمب و موشک) با شعارِ کمک (حمایت از ایرانیان) ترکیب شده است، اما هوشمندیِ ملتها و واقعیتهای تاریخی نشان میدهد که جنگهای تحمیلی، هرگز ریشهی آزادی یا رفاه نیستند؛ بلکه همواره آغازگر دورانی از تخریب و تلاش برای غارت هستند و ادعای ترامپ برای «کمک به ایرانیان از طریق جنگ»، نه یک پیشنهاد صلحآمیز، بلکه اعترافی آشکار به استراتژیِ مدیریتِ بحران به سودِ متجاوزان است.