«سرآمد» درباره «جنگ 12 روزه» تحلیل میدهد؛
نبرد واقعی در دریاست
مروری بر تجاوز 12روزه رژیم اسرائیل به ایران
گروه امنیت دریایی - ایرج گلشنی - رژیم اسراییل بعد از مدت ها تبلیغ و مبالغه های آن چنانی، به طرز شگفت انگیزی ضعیف و نحیف به ایران حمله کرد و نقاطی را در حد محدود مورد هدف قرار داد. برابر آن چه که پیش از این برای ذهن ما ساخته بودند که حمله اسراییل چنین است و چنان و آن گونه برای ما ساخته و پرداخته بودند که با اولین موج حمله، نصف ایران در آتش خواهد سوخت! دیدیم که تمام توان اسراییل در برابر وسعت ایران پهناور، در کمترین سطح ممکن نظامی بود.
اگر قرار بر این حمله باشد که نه تنها ایران، بلکه حتا حماس هم سالهای سال شکست ناپذیر باقی خواهد ماند. موج وسیع حمله بعثیها در هشت سال جنگ نابرابر، نتوانست ایران را از پای بیندازد، این ترقه بازیها که جای خود دارد.
با این همه چند نکته قابل تامل و تحلیل است:
الف: کیفیت پاسخ طرفین
در بررسی کمیت و کیفیت پاسخ طرفین، این نکته بسیار بسیار برجسته می شود: حمله موشکی ایران به اسراییل، چنان روشن و درخشان و با شکوه بود که همچنان در نمایش دنیای مجازی دست به دست میشود. هم از جهت گستردگی حمله که در تاریخ بینظیر شد و هم به دلیل این که کشور جعلی اسراییل، به اندازه کوچکترین استان کشور ایران هم نیست. این طرف و آن طرف مرزش را میشود دید. هجوم موشک ها در آسمان این کشور جعلی، ثابت کرد که میشود با موشک، خاک اشغال کرده اش را به توبره کشید.
اما حمله اسراییل طوری بود که صبح که شد، مردم به مرور متوجه حمله شدند. اغلب خبردار نبودند. بر عکس اسراییلیها که همه نظارهگر بودند و شب تا صبح نخوابیدند، مردم ایران صبح را مثل همیشه شروع کردند. بعد از حمله موشکی ایران به اسراییل، دیگر هیبت و هیمنهای برای اسراییل نماند و مردمش همه به پناهگاه ها فرار کردند، اما مردم ایران صبح شان را مثل همیشه شروع کردند. تفاوت در این دو رفتار مردم، حرف های زیادی برای گفتن دارد.
ب: اثر بازدارندگی
مشخص است که موشکهای ایران کار خودشان را کردند و اثربازدارندگی محکمی بر جای گذاشتند. ریشه گستاخی اسراییل را در آوردند و خشکاندند؛ که اگر چنین نبود، این بار اسراییل تشریفاتی حمله نمی کرد و طوری عمل می کرد که زبانزد خاص و عام شود. دیگر شهامت برای آن ها باقی نمانده است. دندان نیش اسراییلی کشیده شد. شد موجود بی آزاری که یک حمله بسیار سنگین را با یک اقدام تشریفاتی جواب دهد تا فقط افکار عمومی خودش را خفه کند.
در زمان جنگ 12روزه تهران و ایران کاملا عادی بود. از همان لحظه حمله کذایی تا پایان آن، آرام و بی رعب. آیا در زمان حمله موشکی ایران، مردم اسراییل همین طور ریلکس و راحت بودند. اما در ادامه، وزیر جنگ اسراییل اعلام کرد، کاری با ایران بکنیم که عبرت همه جهانیان شود و همه خواهند فهمید که ما چه قدرت بزرگی هستیم! آن رجز همین بود؟! این که در حد ده موشک ایران هم نبود.
ج: جوابیه ایران
انتظار میرفت که همزمان با حمله اسراییل به ایران، دستور پرواز موشکها صادر شود. این که ایران چه جواب داد، به دو اصل مهم بستگی داشت: یکی جنگ غزه و لبنان با رژیم اسراییل و لزوم حمایت از پایان جنگ به نفع جبهه مقاومت و دیگری بازیهای مرسوم دنیای سیاست که ما از پشت پرده آن بیخبریم و مجبوریم حدسهایی بزنیم.
اما این که ایران بی درنگ جواب نداد، و به رغم آمادگی برای این اقدام، خویشتن داری کرد، باید در آینده نزدیک چرایی آن را فهمید. همه مردم ایران و نیز همه مردم جهان منتظر این جوابیه هستند. آیا جوابیه موشکی بود یا سیاسی؟ بازی شطرنج ایران و صهیونیسم به کجا رسید؟ این پرسش عادی در اذهان عمومی است که همه کشورها را تحت تاثیر قرار داده است. اگر ایران جواب نمیداد، چه میشد و اگر جواب داد چه شد؟
معادله نوین
هر چه بود و هر چه گذشت و هر چه هست، یک چیز را ثابت میکند و آن کشف معادله نوین در جنگ ایران و اسراییل است. این معادله نوین قویا حکایت دارد:
اول: رژیم اسراییل آن هیمنه دفاعی و قدرتی که از خود با تبلیغات مستمر و چندساله ساخته بود از میان رفت.
دوم: گنبد آهنین که برای ما شبیه یک تخیل عجیب و یک فیلم سینمایی جنگ ستارگان بود، خوابید و هیبتش شبیه فیلمهای هندی، دست مایه خنده شد. گنبد آهنین و گنبد تبلیغی رژیم صهیونیستی با هم فرو ریختند.
سوم: قدرت ایران دیگر شعار نیست. از دایره رزمایش و نمایش گذشت و ثابت کرد که میتواند به هر شکلی که بخواهد بزند و خاک توبره کند.
این سه تغییر در متغییرات معادله های قبلی، باعث شد که باور کنیم که «اسراییل از خانه عنکبوت سست تر است» و به همین دلیل، دلیر بودیم، دلیرتر شدیم. همانطور که دوست داشتیم جوابیه کاملا نظامی بود و نه سیاسی. گر چه، مسئولان عالی کشور هر چه تصمیم بگیرند از حمایت همه ما برخوردارند. ما به مسئولان خود باور داریم.
یک دل سیر تماشا
علاقهمند بودیم که یک بار دیگر، ابابیل ها پرواز کنند. دوست داشتیم که آسمان فلسطین اشغالی یک بار دیگر شهاب باران شود. خوش داشتیم که باز هم صبح روشن را در دل شبهای تلاویو نظاره کنیم. کیف داشت که موبایلها دوباره صحنههای یک فیلم سینمایی واقعی تمام عیار را ثبت کنند. خوش داشتیم آتشی بر پا شود که هستی صهیون را بسوزد و سیلی ببارد که هویتش را ببرد و زلزله ای رخ دهد که نهاد صهیون را در خود فرو برد که همه اینها در جنگ رمضان رخ داد. هیمنه رژیم اسراییل شکست.
همچنان حق جواب داریم
رژیم اسراییل در جنگ 12روزه شروع کننده بود و باید تمامش میکرد. با حمله صبح روز آخر، همچنان اوست که مقصر است و حق اساسی و بین المللی ایران بود که این حمله را نیز پاسخ دهد. کما اینکه در جنگ رمضان پاسخی سخت تر از گذشته را داد. این حق قانونی ایران بود. او نباید ادامه میداد. حتا در حد یک موشک هم حق پاسخ نداشت. او او زد و سپس خورد. یک در برابر یک. اما اکنون او همچنان اصرار دارد که محور شرارت باشد. ای کاش پشت سر هواپیماهای اسراییلی و حتا قبل از نشستن آنها در فرودگاه، موشکهای ایران به تلاویو میرسیدند. ده دقیقه تا تلاویو فاصله زیادی نیست. و ما همچنان حق پاسخ داریم و ای کاش این پاسخ طوری باشد که دیگر آن سفاک کودک کش دیگر کمر راست نکند.
خوش داریم، بچههای فلسطین مانند ما شب را آرام بخوابند و صبح را آسوده بیدار شوند. خوش داریم که دیگر کودکی کشته نشود. اگر صلح نمیشود، اگر آتش بس نمیشود، خوش داریم که جنگ همه را در خود فرو ببرد که اصلا زیبنده مردان جنگ نیست که کشته شدن کودکهای غزه را ببیند و دم نزد. میشود؟
و حالا جنگ ما در دریا آغاز شده است. جنگ تمام عیار اقتصادی با هیمنه تنگه هرمز در خلیج همیشه فارس که کمر رژیم مشترک اشرار منطقه «ترامپ و نتانیاهو» را شکسته است. و اما جنگ و نبرد تازه شروع شده است. نبرد واقعی در دریاست!