از روایت تاریخی تا بازنمایی راهبردی یک هویت ملی
خلیج فارس در آینه رادیو
فاطمه عودباشی - رادیو در سالهای اخیر با عبور از رویکردهای مناسبتی و شعاری به بازتعریف جایگاه خلیج فارس در ساحت رسانهای پرداخته و تلاش کرده است این پهنه آبی را در قالبی چندلایه و تحلیلی، از منظر تاریخی، فرهنگی، ژئوپلیتیکی و زیستمحیطی برای مخاطبان بازنمایی کند؛ رویکردی که نشان از توجه جدی این رسانه به یک مولفه هویتی و راهبردی دارد.
خلیج فارس در منظومه هویتی ایران، صرفاً یک نام جغرافیایی نیست؛ بلکه یک نشانه تاریخی، یک مولفه تمدنی و یک عنصر تثبیتشده در حافظه جمعی ایرانیان است. همین جایگاه چندوجهی باعث شده است که رسانهها، بهویژه رسانه ملی و در دل آن رادیو، فراتر از روایتهای سطحی و مناسبتی با این موضوع باشند.
رادیو در این میان، به دلیل ماهیت شنیداری، گستره مخاطبان و امکان تولید محتوای تحلیلی در قالبهای متنوع، توانسته است نقش قابل توجهی در بازنمایی خلیج فارس ایفا کند. آنچه در تولیدات اخیر رادیویی مشاهده میشود، حرکت از گزارشهای مناسبتی به سمت روایتهای تحلیلی و چندلایه است؛ روایتی که تلاش میکند هم تاریخ را بازخوانی کند، هم سیاست را تحلیل و هم فرهنگ را برجسته سازد.
در بُعد تاریخی، برنامههای رادیویی با بهرهگیری از کارشناسان حوزه تاریخ و اسناد، به واکاوی ریشههای نام خلیج فارس و مستندات تاریخی آن پرداختهاند. این رویکرد صرفاً جنبه اطلاعرسانی ندارد، بلکه در سطحی عمیقتر، در پی تثبیت یک روایت مستند در برابر جریانهای تحریفگر است؛ روایتی که بر پشتوانه منابع تاریخی و اجماع علمی استوار است.
در بُعد ژئوپلیتیکی، خلیج فارس در برنامههای تحلیلی رادیو بهعنوان یک شاهراه انرژی، محور تجارت بینالمللی و یکی از نقاط حساس امنیتی جهان مورد بررسی قرار گرفته است. این نگاه، مخاطب را از سطح نام جغرافیایی فراتر برده و او را با واقعیتهای قدرت، منافع و رقابتهای منطقهای آشنا میکند.
اما اهمیت رویکرد رادیو تنها در حوزه سیاست و تاریخ خلاصه نمیشود. توجه به زیستبوم خلیج فارس، وضعیت محیطزیست دریایی، تنوع زیستی و چالشهای اکولوژیک این منطقه نیز در برنامهسازیها دیده میشود؛ موضوعی که نشان میدهد این رسانه تلاش دارد تصویر کاملی از یک زیستبوم حساس و در حال تغییر ارائه دهد. در کنار اینها، پرداختن به فرهنگ ساحلنشینان جنوب ایران، موسیقی محلی، سبک زندگی بومی و آیینهای مرتبط با دریا، بعدی انسانی و اجتماعی به این روایت اضافه کرده است.
این رویکرد فرهنگی، خلیج فارس را از یک مفهوم صرفاً سیاسی یا جغرافیایی خارج کرده و آن را به یک «زیست فرهنگی زنده» تبدیل میکند.
مجموع این تلاشها نشان میدهد رادیو در مواجهه با خلیج فارس، از سطح اطلاعرسانی عبور کرده و به سمت یک الگوی روایتسازی چندبعدی حرکت کرده است؛ الگویی که در آن تاریخ، سیاست، فرهنگ و محیطزیست در کنار هم قرار میگیرند تا تصویری جامع از یک مؤلفه هویتی ارائه شود. اهمیت این رویکرد در آن است که رسانه شنیداری، برخلاف تصور رایج، صرفاً ابزار انتقال خبر نیست؛ بلکه میتواند به یک کنشگر فعال در حوزه هویتسازی و بازتولید روایتهای ملی تبدیل شود. خلیج فارس در این میان، یکی از مصداقهای روشن این ظرفیت رسانهای است؛ ظرفیتی که رادیو بهتدریج آن را از سطح شعار به سطح تحلیل و از مناسبت به عمق رسانده است.
روزنامهنگار