«سرآمد» بررسی کرد؛
لرزه «هرمز» بر پیکر کریدورها و زنجیرههای تأمین جهانی
واکاوی سه سناریوی پساجنگ آمریکایی- صهیونی با ایران و آینده پنج کریدور راهبردی منطقه
گروه حمل و نقل - نوراله بیرانوند - آتشافروزی آمریکا و اسرائیل در ۲۸ فوریه ۲۰۲۶ در خلیج فارس، تنها یک جنگ منطقه ای نبود. این اقدام، شریان اصلی تجارت جهانی را نشانه رفت. تنگه هرمز که ۲۰درصد نفت جهان و سهم بزرگی از کالاهای کانتینری از آن عبور میکند، طی ساعات اولیه جنگ عملاً بسته شد. نتیجه: قیمت نفت طی یک هفته 40 درصد جهش کرد، نرخ بیمه کشتیهای عازم خلیج فارس ۷۰۰ درصد افزایش یافت و زنجیرههای تأمین خودروسازی، دارویی و غذایی اروپا و آسیا دچار شکست بیسابقه شدند.
به گزارش اقتصادسرآمد، دکتر نوراله بیرانوند، کارشناس مسائل ژئوپلیتیک و ترانزیت در نوشتاری آورده است: این یادداشت نشان میدهد که پنج کریدور بینالمللی منطقه – از کمربند و جاده چین تا راه توسعه عراق – چگونه تحت تأثیر این جنگ قرار گرفتهاند و در سه سناریوی مختلف پساجنگ، کدامیک برنده یا بازنده خواهند بود. مهمترین درس: امنیت زنجیرههای تأمین جهانی دیگر یک مسئله فنی نیست، بلکه کاملاً گروگان بحرانهای ژئوپلیتیک منطقهای است.
شعله ورشدن آتش جنگ وزلزله
براندام اقتصاد جهان
تنگه هرمز، این گذرگاه باریک 4۰ کیلومتری بین ایران و عمان، در شرایط عادی روزانه ۱۷ میلیون بشکه نفت و صدها کشتی کانتینری را جابهجا میکند. اما وابستگی جهان به این نقطه به قدری عمیق است که هیچ مسیر جایگزین واقعی برای آن وجود ندارد. خطوط لوله جایگزین (مثل خط لوله عربستان به دریای سرخ) حداکثر 10درصد ظرفیت هرمز را دارند. کریدورهای زمینی (مانند کریدور میانی) حداقل دو برابر زمان و هزینه میبرند.
آمریکا و اسرائیل با علم به این آسیبپذیری، جنگ را آغاز کردند. محاسبه آنها شاید این بود که ایران در برابر تهدید نظامی عقبنشینی میکند، اما برخلاف انتظار، تهران از تنها اهرم راهبردی خود – یعنی بستن یا تهدید هرمز – استفاده کرد. نتیجه: آتش جنگی که قرار بود محدود بماند، به کل اقتصاد جهانی سرایت کرد.
برای نخستین بار در تاریخ، یک بحران منطقهای به وضوح نشان داد که زنجیرههای تأمین بارویکرد"کارایی حداکثری و انبار صفر" (Just-in-Time )که ستون فقرات اقتصاد جهانی هستند، در برابر شوکهای ژئوپلیتیک چقدر شکنندهاند. کارخانههای منسوجات درشرق آسیا، خطوط تولید دارو در فرانسه، و کارخانههای الکترونیک در ژاپن همگی ظرف سه هفته از شروع جنگ با کمبود قطعه مواجه شدند. امنیت زنجیره تأمین، دیگر یک مفهوم انتزاعی نیست؛ به قیمت نان و داروی مردم گره خورده است.
پنج کریدور رقیب در دو دسته وابسته
و مستقل از هرمز
پیش از بررسی سناریوها، پنج کریدور اصلی منطقه را بر اساس میزان تأثیرپذیری از تنگه هرمز به دو گروه تقسیم میکنیم:
گروه اول: کریدورهای وابسته به هرمز (گروگان تنگه)
این کریدورها برای دسترسی به آبهای آزاد ناگزیر از عبور از تنگه هرمز هستند. بسته شدن تنگه یعنی مرگ آنها.
کریدور بازیگران اصلی میزان وابستگی به هرمز
کریدور شمال-جنوب (INSTC) – ازمسیربنادر چابهار و بندرعباس هند، روسیه، ایران ۱۰۰درصد (ورود و خروج از طریق هرمز(کریدور هند-خاورمیانه-اروپا (IMEC)هند، امارات، عربستان، اروپا)۸۰درصد (مسیر دریایی خلیج فارس
راه توسعه عراق (بندر فاو – ترکیه – اروپا)عراق، ترکیه، اروپا۱۰۰درصد (هر کشتی به فاو باید از هرمز عبور کند)
گروه دوم: کریدورهای مستقل از هرمز (در امان از بسته شدن تنگه)
کریدوربازیگران اصلی مسیر
شاخه شمالی کمربند و جاده چین (BRI) – مسیر سرخس-بازرگان/رازی چین، ایران، ترکیه، اروپا شمال شرقی ایران → شمال غربی ایران → ترکیه
کریدور میانی (Middle Corridor)چین، قزاقستان، آذربایجان، گرجستان، ترکیه قزاقستان – دریای خزر – قفقاز – ترکیه
این کریدورها از خشکی، دریای خزر یا قفقاز عبور میکنند و هیچ نقطه تماسی با خلیج فارس ندارند.
سه سناریوی پساجنگ؛ از هژمونی ایران تا فرسایش مزمن و راه حل سوم
سناریوی اول: پیروزی ایران در جنگ هرمز (صلح شکننده با حاکمیت انحصاری)
فرض: آمریکا و اسرائیل پس از ماهها درگیری، مجبور به پذیرش حاکمیت یکجانبه ایران بر تنگه هرمز میشوند. ایران کنترل کامل دارد، اما هیچ ضمانت بینالمللی برای جلوگیری از تکرار بحران وجود ندارد.
تأثیر بر کریدورها:
•گروه وابسته به هرمز: با اطمینان نسبی کار میکنند، اما هزینه بیمه بالا و سرمایهگذاران همیشه نگران تغییر ناگهانی سیاست ایران هستند.
•گروه مستقل: شاخه شمالی BRI و کریدور میانی بدون تغییر عمده، اما سرمایهگذاری در آنها افزایش نمییابد (ریسک تحریم).
تأثیر بر زنجیرههای تأمین جهانی: شکننده و غیرقابل پیشبینی. هیچ شرکتی نمیتواند روی ثبات بلندمدت حساب باز کند.
نقطه ضعف: ایران هر لحظه میتواند دوباره تنگه را ببندد وبخشی ازریسک زنجیره تامین جهانی از دیده موسسات بیمه ورتبه بندی همچنان پابرجاست.
سناریوی دوم: فرسایش مزمن (آتش خاموش اما همیشه زبانهکش)
فرض: هیچ توافق پایداری شکل نمیگیرد. تنگه هرمز متناوباً مسدود میشود، حملات به نفتکشها ادامه مییابد، بیمهها پوشش خلیج فارس را به کلی لغو میکنند. همه بنادر خلیج فارس – از بندرعباس و چابهار تا بندر فاو عراق و دبی – عملاً از دسترس خارج میشوند.
تأثیر بر کریدورها:
•گروه وابسته به هرمز: مرگ کامل. INSTC جنوبی، IMEC و راه توسعه عراق عملاً از کار میافتند. بندر فاو عراق – با وجودبرنامه سرمایهگذاری ۲۴ میلیارد دلاری – به یک بندر مرده تبدیل میشود.
•گروه مستقل: کریدور میانی برنده مطلق میشود. تنها مسیر امن و پایدار شرق به غرب. شاخه شمالی BRI در ایران آسیب نمیبیند اما به دلیل بیثباتی کلی منطقه، سرمایهگذاری چین به سمت کریدور میانی منحرف میشود.
تأثیر بر زنجیرههای تأمین جهانی: فاجعه بار. قیمت کالاهای اساسی در اروپا و آسیا جهش میکند. شرکتهای چندملیتی مجبور به تغییر کامل شبکه لجستیک خود میشوند که هزینهای معادل میلیاردها دلار دارد.
نقطه قوت از نگاه ایران: هیچ. ایران نه درآمدی از ترانزیت دارد و نه اهرم فشار – زیرا تنگه عملاً برای خودش هم غیرقابل استفاده شده است.
سناریوی سوم: ضمانت بینالمللی با مشارکت پایدار ایران (راه حل برد-برد)
فرض: قدرتهای جهانی وکشورهای ذینفع (آمریکا، چین، روسیه، اتحادیه اروپا، هند، عراق و کشورهای عربی) به این جمعبندی میرسند که تنها راه جلوگیری از فروپاشی زنجیرههای تأمین، ارائه یک بسته جامع به ایران است که در آن:
•حاکمیت ایران بر آبهای سرزمینی به رسمیت شناخته شود.
•ایران سهم عادلانه از عوارض ترانزیت کشتیها دریافت کند.
•همه تحریمهای اقتصادی و مالی علیه ایران لغو شود.
•نهادهای مالی بینالمللی (بانک جهانی، AIIB، بریکس، اروپا) در توسعه زیرساختهای ترانزیتی ایران مشارکت گسترده کنند تا شبکه لجستیک ایران با شبکه جهانی درهمتنیده شود.
تأثیر بر کریدورها:
•گروه وابسته به هرمز: با امنیت تضمینشده، هر سه کریدور رونق میگیرند.
•گروه مستقل: شاخه شمالی BRI جذابیت پیدا میکند (چین با اطمینان سرمایهگذاری میکند). کریدور میانی دیگر انحصار ندارد اما به عنوان یک مسیر تنوعبخش باقی میماند.
تأثیر بر زنجیرههای تأمین جهانی: ثبات و قابلیت پیشبینی بازمیگردد. هزینه لجستیک کاهش مییابد. شرکتهای بینالمللی میتوانند برای ۱۰-۱۵ سال آینده برنامهریزی کنند.
چرا ایران این سناریو را میپذیرد؟
•به جای درآمد صفر از هرمز (در وضعیت بسته)، درآمد مستمر از عوارض دارد.
•تحریمها لغو میشود و اقتصاد از انزوا خارج میشود.
•ایران به یک بازیگر مرکزی در شبکه لجستیک جهانی تبدیل میشود – نه فقط یک کشور تحریمی.
•حق حاکمیت حفظ میشود، نه اینکه تحمیل خارجی باشد.
جدول نهایی: سه سناریو در یک نگاه (برای تصمیمگیران اقتصادی و سیاسی)
گروه کریدوری / شاخص سناریوی اول (هژمونی ایران) سناریوی دوم (فرسایش مزمن) سناریوی سوم (ضمانت مشارکتی)
کریدورهای وابسته به هرمز( INSTC ، IMEC، راه توسعه عراق) زنده اما پرهزینه و شکننده مرگ کامل رونق پایدار و ایمن
کریدور میانی (مستقل)حاشیهای برنده مطلق درجه دوم اما پابرجا
BRI شمالی ایران (مستقل)سرمایهگذاری محدودبدون آسیب مستقیم، اما بیثباتی مانع رشد سرمایهگذاری گسترده چین و مؤسسات بینالمللی
امنیت زنجیره تأمین جهانی شکننده، غیرقابل پیشبینی فاجعه (قطع مکرر) ثبات و قابلیت پیشبینی
وضعیت تحریمها و اقتصاد ایران تحریم باقی، رشد صفرتحریم تشدید، فروپاشی اقتصادلغو همه تحریمها، ادغام در شبکه جهانی
جمعبندی اقتصادسرآمد: جنگ ۲۰۲۶ آمریکا و اسرائیل با ایران، یک حقیقت ساده اما تلخ را به همه یادآوری کرد: جهان بدون یک تنگه هرمز امن، نمیتواند به کار خود ادامه دهد. زنجیرههای تأمین جهانی که بر پایه «کارایی حداکثری و انبار صفر» طراحی شدهاند، در برابر یک بحران منطقهای کاملاً فرو میریزند.
از میان سه سناریو، تنها سناریوی سوم – ضمانتنامه بینالمللی همراه با لغو تحریمها و ادغام لجستیک ایران در جهان – میتواند هم به نفع ایران باشد و هم به نفع امنیت اقتصادی جهانی.
درچارچوب تحلیلی مورداشاره ایران به جای اصرار بر حاکمیت انحصاری بر هرمز (که در سناریوی اول شکننده و در سناریوی دوم خودتخریبگر است) به صورت پیشدستانه ابتکار یک پیمان چندجانبه امنیت هرمز با بسته جامع رفع تحریم و سرمایهگذاری زیرساختی را به جهان ارائه دهد. این بهترین راه برای تبدیل «تهدید به بستن تنگه» به «درآمد پایدار و جایگاه راهبردی» است.
قدرتهای بزرگ وسایرکشورهای ذینفع هم اگر خواهان ثبات قیمت انرژی و کالا در بازارهای جهانی هستند، چارهای جز ارائه یک پیشنهاد جدی و بلندمدت به ایران ندارند. چون به لطف حماسه مقاومت نیروهای مسلح ومردم دلیرایران برهمگان آشکارشده است تحریم و تهدید نظامی، بحران را به فرسایش مزمن میکشاند که هزینه آن برای اقتصاد جهانی دهها برابر هزینه یک توافق جامع خواهد بود.