«سرآمد» بررسی میکند؛
روابط عمومی ارگانهای دریایی کجای میدان ایستادهاند؟
روابط عمومی های ارگان دریایی در صلح و بحران، باید پیوند میان مردم و دریا باشند
گروه دریاپایه - حمید الماسی نیا - روابط عمومی در حوزه دریامحور، اگر از تشریفات و مناسبتزدگی فراتر نرود، نمیتواند دریا را به اولویت ملی تبدیل کند، ۲۷ اردیبهشت، روز روابط عمومی، فرصتی است برای بازنگری در یکی از مهمترین اما کمگفتهترین ظرفیتهای ایران دریا است و در کشوری با دسترسی گسترده به آبهای جنوبی و شمالی، دریا هنوز در ذهن بخشی از افکار عمومی، بیشتر یک پهنه جغرافیایی یا مقصدی برای سفر و تفریح است تا یک مؤلفه تمدنی، اقتصادی، امنیتی و هویتی باشد که این فاصله میان «ظرفیت واقعی» و «ادراک عمومی» نشان میدهد که مسئله دریا فقط مسئله توسعه نیست؛ مسئله روایت، فرهنگ و ارتباط نیز هست و اینجاست که روابط عمومی باید از نقش سنتیِ اطلاعرسانی عبور کند و به کنشگرِ اجتماعی تبدیل شود.
در بسیاری از کشورها، دریا ستون فقرات اقتصاد، حملونقل، امنیت غذایی، انرژی و قدرت ملی است ولی در ایران، هنوز این ظرفیت عظیم آنگونه که باید در زندگی روزمره مردم و در سیاستگذاری عمومی جای نگرفته است، اگر مردم ندانند که دریا چگونه بر اشتغال، معیشت، تجارت، محیط زیست و امنیت آینده آنان اثر میگذارد، طبیعی است که مطالبهگری و حساسیت اجتماعی نسبت به آن نیز شکل نگیرد و در چنین شرایطی، روابط عمومی تنها یک واحد خبری یا تشریفاتی نیست؛ بلکه باید سازنده روایت عمومی باشد و روایتی که دریا را از یک موضوع تخصصی و دور از ذهن، به مسئلهای ملموس برای مردم تبدیل کند؛ مسئلهای که با قیمت کالا، فرصت شغلی، امنیت کشور و آینده فرزندان این سرزمین پیوند دارد.
یکی از آسیبهای جدی در این حوزه، مناسبتزدگی است؛ یعنی توجه به دریا فقط در چند روز خاص و فراموشی آن در باقی سال است و آسیب دیگر، شعارزدگی و تمرکز بر نمایش دستاوردها بهجای حل مسئله است و روابط عمومیای که فقط خبرهای مثبت را بازتاب دهد و از چالشهای واقعی مانند آلودگی، فرسایش سواحل، ضعف زیرساختها یا مشکلات جوامع ساحلی سخن نگوید، نمیتواند اعتماد عمومی را جلب کند.
روابط عمومی حرفهای باید جسارت داشته باشد؛ باید بتواند درباره مسئله حرف بزند، نه فقط درباره موفقیت باشد زیرا مردم بیش از آنکه به تکرار شعارها نیاز داشته باشند، به فهم مسئله و راهحل نیاز دارند و همچنین اهمیت دریا در دوران جنگ چند برابر میشود و در جنگ، دریا فقط مسیر تجارت یا منبع درآمد نیست؛ به شریان حیاتی بقا و گاه به هدفی استراتژیک برای دشمن تبدیل میشود و بنادر، اسکلهها، خطوط مواصلاتی دریایی و ناوگان حملونقل، همگی به عناصر حساس امنیت ملی بدل میشوند و در چنین شرایطی، روابط عمومی دریامحور وظیفهای دشوار اما حیاتی حفظ امید، مقابله با جنگ روانی، و روایت مقاومت را دارد و در دوران جنگ، اطلاعات خود به یک سلاح تبدیل میشود که بنابراین روابط عمومی باید میان شفافیت مسئولانه و ملاحظات امنیتی تعادل برقرار کند؛ نه آنقدر بسته باشد که اعتماد عمومی را از بین ببرد، و نه آنقدر بیمحابا که امنیت را به خطر بیندازد.
در روزهای سخت جنگ، صدای دریادلان، ناوبران، نیروهای بندری، صیادان و همه کسانی که در خط مقدم حفظ شریانهای دریایی ایستادهاند، باید شنیده شود و این روایتها فقط برای ثبت تاریخ نیستند؛ برای تقویت روحیه، حفظ امید و ساختن حافظه جمعیاند و جامعهای که فداکاریهای خود را نمیشناسد، در برابر بحرانها آسیبپذیرتر میشود و از همین رو، روابط عمومی دریامحور باید بتواند از دل خطر و رنج، معنای ایستادگی را بیرون بکشد و آن را به زبانی انسانی و قابلفهم به مردم منتقل کند و در این نگاه، دریا فقط یک پهنه آبی نیست؛ بخشی از هویت مقاومت ملی است.
با وجود تعدد نهادهای دریایی، هنوز این پرسش اساسی بیپاسخ مانده است که روابط عمومیهای این مجموعهها دقیقاً در کجای میدان ایستادهاند؟ آیا مأموریت آنها فقط بازتاب فعالیتهای درونسازمانی، انتشار خبرهای مناسبتی و پوشش مراسمهاست، یا اینکه توانستهاند از مرز سازمان خود عبور کنند و در ساختن یک فهم ملی از دریا نقشآفرین باشند؟
این پرسش از آن جهت مهم است که مسئله دریا، مسئله یک سازمان یا حتی یک وزارتخانه نیست بلکه دریا بهطور همزمان با اقتصاد، امنیت، محیط زیست، حملونقل، انرژی، اشتغال، فرهنگ و هویت ملی گره خورده است و بنابراین، اگر هر نهاد فقط از زاویه محدود خود به موضوع نگاه کند، تصویر نهایی نهتنها کامل نخواهد بود، بلکه پراکنده، ناهماهنگ و کماثر باقی میماند و امروز یکی از ضعفهای اصلی در حوزه دریا، نبود روایت مشترک است و هر سازمانی آمار، برنامه و دستاوردهای خود را منتشر کند، اما اگر این پیامها در یک منظومه هماهنگ قرار نگیرند، در ذهن جامعه به یک تصویر منسجم تبدیل نمیشوند و افکار عمومی در چنین فضایی با انبوهی از خبرهای جزیرهای روبهرو میشود، اما به «فهم» نمیرسد و وقتی فهم شکل نگیرد، مطالبه نیز شکل نخواهد گرفت.
روابط عمومیهای دریایی اگر بخواهند واقعاً اثرگذار باشند، باید از منطق گزارشدهی درونسازمانی عبور کنند و به منطق روایتسازی ملی برسند و این یعنی بهجای اینکه هر مجموعه فقط درباره خود سخن بگوید، باید در کنار دیگر نهادها یک تصویر جامع از «دریا» بسازد؛ تصویری که در آن، بندر، شیلات، کشتیرانی، نفتکش، مناطق آزاد، صنایع دریایی، محیط زیست و حتی نهادهای نظامی، هر کدام بخشی از یک پیکره واحد دیده شوند.
در غیر این صورت، نتیجه چیزی جز موازیکاری رسانهای، تکرار پیامها، رقابتهای غیرضروری و فراموش شدن مسئله اصلی نخواهد بود و در چنین وضعی، ممکن است از موفقیتهای پراکنده سخن گفته شود، اما مسئله بنیادین همچنان پابرجا بماند «اینکه چرا دریا هنوز به اولویت ذهنی جامعه تبدیل نشده است؟»
نکته مهم این است که روابط عمومی در حوزه دریا نباید فقط در زمان بحران یا مناسبت فعال شود و میدان واقعی، همان جایی است که باید پیوسته، مستمر و هوشمندانه کار کرد.
به بیان دیگر، میدان واقعی روابط عمومی دریایی، نه پشت میزهای اداری، بلکه در مرز میان سازمان، رسانه و جامعه قرار دارد و آنجا که باید هم مسئله را بفهمد، هم آن را درست توضیح دهد، هم اعتماد بسازد و هم به مشارکت عمومی منجر شود.
اگر این نقش بهدرستی ایفا شود، دریا دیگر فقط یک پهنه جغرافیایی نخواهد بود؛ به یک موضوع ملی، مطالبه عمومی و سرمایه مشترک تبدیل میشود، اما اگر روابط عمومیهای دریایی همچنان در مدار محدود خبر و تشریفات باقی بمانند، شکاف میان ظرفیتهای عظیم دریایی و ادراک عمومی از آن، روزبهروز بیشتر خواهد شد.
روابط عمومیهای دریایی امروز باید کنشگر باشد؛ یعنی فقط پیام ندهد، بلکه مشارکت بسازد و کنشگری در حوزه دریا یعنی گوشدادن به جامعه محلی، شنیدن صدای کارشناسان، شفافکردن مسائل و ایجاد گفتوگویی پایدار میان مردم و نهادها است که در جوامع ساحلی نباید فقط مخاطب توسعه باشند؛ باید شریک توسعه شوند که در میان صیاد، کارگر بندر، فعال محیط زیست، معلم، دانشجو و کسبوکارهای محلی همه بخشی از زیست دریامحورند و روابط عمومی در این میان باید از زبان خشک اداری فاصله بگیرد و به زبان مردم نزدیک شود؛ زبانی که دریا را با زندگی، معیشت و آینده پیوند میزند.
برای آنکه دریا به اولویت ملی تبدیل شود، رسانه و آموزش باید نقش جدیتری بگیرند و فرهنگ دریایی در ایران هنوز ضعیف است و در کتابهای درسی، برنامههای رسانهای و تولیدات فرهنگی، دریا اغلب حضوری حاشیهای دارد و در نتیجه آنکه نسل جدید، دریا را میبیند اما آن را بهدرستی نمیفهمد و روابط عمومی دریامحور باید با رسانهها، مدارس، دانشگاهها و نهادهای فرهنگی همکاری کند تا دریا از یک موضوع فنی، به یک موضوع اجتماعی و ملی تبدیل شود و در این میان روزنامه دریایی اقتصاد سرآمد بعنوان تنها رسانه دریا محور با کنشگری «فرهنگ دریایی» را پایهریزی کرده است.
۲۷ اردیبهشت اگر تنها به روزی برای تبریک و تقدیر تبدیل شود، فرصت را از دست دادهایم و این روز باید ما را به تأملی جدی درباره نسبتِ مردم با دریا و نسبتِ روابط عمومی با توسعه دریامحور برساند و «دریا» با تبلیغ صرف شناخته نمیشود؛ با شفافیت، آموزش، گفتوگو، مشارکت و کنشگری مسئولانه به اولویت ملی بدل خواهد شد و روابط عمومی اگر بخواهد در این مسیر نقش واقعی ایفا کند، باید از تشریفات عبور کند و به نهادی راهبردی تبدیل شود؛ نهادی که بتواند در صلح و بحران، و حتی در دوران جنگ، پیوند میان مردم و دریا را زنده نگه دارد.