printlogo


راوی-شاعر جزیرتی 


محمد غفاری 
شاعر و مدیرکل پیشین فرهنگ و ارشاد اسلامی منطقه آزاد قشم 
اقتصاد سرآمد- اوایل فصل بهار دو سال پیش که هنوز تنگه هرمز و جزایر پیرامونی ش رنگ «جنگ رمضان» را به خود ندیده بود، یعنی دقیقا غروب یکشنبه ۲۶ فروردین ۱۴۰۳ بود که با مهدی ده دار دوست پژوهشگرم در حوزه خلیج فارس به روستای دیرستان جزیره زیبای قشم رفتیم. چند روزی بود که مسئولیت اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی منطقه آزاد قشم را عهده دار شده بودم؛ در مسیر جزیره گردی، صحبت از پیرمردی بود که با همه تواناییاش گنجینه تمدنی خلیج فارس را حفظ و منتشر کرده است. هماو که با قلمش واژگان جزیرتی را زنده نگاه داشته و شعرهایش را با آنها زینت داده است؛ سرمایهاش را به موزهای کوچک اما ارزشمند تبدیل کرده است تا علاوه بر دستسازهها و ابزار بومی جزیره، فرهنگ، هنر و آیینهای سنتی محل زندگیاش را به نمایش بگذارد.
وقتی برای اولین بار دستهای حاج محمد زبیری را گرفتم، گرمای جنوب در رگهایم جاری شد و شیرینی لبخندش روحم را تازه کرد. برایم آرام و باطمانینه از کتابهایش گفت و آنچه را به سختی و در مرور زمان در موزه مردمشناسیاش جمعآوری کرده بود را معرفی کرد و توضیح داد.
برایم از گاهشمار دریایی جزیره گفت و فصل های «شهریما»، «دمستون»، «جووا» و «گرما» را شماره کرد.
شعرهایش را که میخواند هرچند دست و پا شکسته معنی کلمات را متوجه میشدم؛ اما وزن و موسیقی اشعارش حرکت موزون کلام را رنگ میبخشید و مرا با خود همراه میکرد.
استاد محمد زبیری میراث گرانبهای زندگی در کنار خلیج فارس را با تمام وجودش بر دوش میکشید و با همان لبخند پیوسته و مهربانی بیانتهایش همه را به یک نقطه کانونی توجه میداد و آن، دیرستان تمدنی، فرهنگمدار، آباد و ایستاده بر تاریخی کهن است. هدفی ارزشمند و مترقی که در جشن تابستانه «نوروز زراعی» به عنوان سرآغاز گاهشمار محلی جزیره متبلور شد و  دیرستان را نه فقط به عنوان روستایی در میانه جغرافیای بزرگترین جزیره خلیج فارس بلکه آن را به  عنوان«نگین سبزآبی جزیره» بیش از پیش به همه ما شناساند. کاش هر دیار و فرهنگی یک استاد محمدی زبیری داشت...