«گنجینه زنده بشری» ساحل نشین تنگه هرمز
حمید الماسی نیا
روزنامه نگار و فعال میراث فرهنگی
اقتصاد سرآمد- جزیره تمدنی قشم، با پیشینهای کهن و فرهنگی ریشهدار در گستره خلیجفارس همجوار راهبردی ترین و خبرسازترین آبراهه دنیا یعنی «تنگه هرمز»، همواره به مردان و زنانی بالیده است که عمر خود را وقف پاسبانی از میراث این سرزمین کردهاند.
در میان این چهرههای ماندگار و البته کمتر روایت شده در سطح منطقه ای و ملی، نام «استاد محمد زبیری» بهعنوان موزهدار و پژوهشگر برجسته فرهنگ بومی، جایگاهی ویژه دارد؛ شخصیتی که بسیاری از اهالی فرهنگ و هنر، او را «گنجینه زنده بشری» قشم میدانند.
استاد زبیری سالهاست با دغدغهای عمیق نسبت به هویت فرهنگی جزیره، در مسیر حفظ و معرفی میراث ملموس و ناملموس این خطه گام برمیدارد و فعالیتهای او تنها به گردآوری اشیای تاریخی و ابزارهای سنتی محدود نمیشود، بلکه شامل ثبت و مستندسازی آیینها، روایتهای شفاهی، باورهای محلی، مهارتهای بومی و شیوههای زیست سنتی مردمان قشم و سواحل خلیجفارس است؛ داشتههایی که اگر ثبت و منتقل نشوند، در گذر زمان به فراموشی سپرده خواهند شد.
وی با راهاندازی و مدیریت مجموعه فرهنگی موزه مردم شناسی دیرستان، راهبری گروه موسیقی دریانوردی «عزوا» و احیای آیین های بومی همچون «نوروز زراعی» که خوشبختانه به همت مدیران و پیگیری کارشناسان مدیریت میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی منطقه آزاد قشم سال ۱۴۰۳ ثبت رویدادهای گردشگری کشور شد، بخش مهمی از میراث مادی و معنوی جزیره را از خطر نابودی نجات داده است.
در موزه مردم شناسی تحت مدیریت اسناد زبیری، ابزارهای صیادی سنتی، لنجسازی بومی، پوشاک محلی، ادوات کشاورزی، اسناد قدیمی، تصاویر تاریخی و اشیای مرتبط با زندگی دریایی مردم منطقه، بخشی از گنجینههایی است که با تلاش او گردآوری و نگهداری شدهاند که این مجموعهها امروز به مأمنی برای پژوهشگران، دانشجویان و گردشگران تبدیل شده و نقش مهمی در معرفی فرهنگ اصیل قشم ایفا میکنند.
در حوزه میراث فرهنگی ناملموس نیز استاد زبیری نقشی اثرگذار داشته است که ثبت دانش بومی دریانوردان، آیینهای سنتی مرتبط با دریا، موسیقی و نغمههای محلی، قصهها و افسانههای کهن، گویشها و واژگان بومی در کتاب های گنز بپو (گنج پدربزرگ) و «گماش جزیره» (مروارید) گردآوری کرده، بخشی از تلاشهای مستمر او در سالهای گذشته بوده است و این اقدامات نهتنها به حفظ هویت فرهنگی منطقه کمک کرده، بلکه به تقویت حس تعلق نسل جوان به پیشینه تاریخی خود انجامیده است.
محمد زبیری همواره بر این باور بوده که توسعه پایدار در جزیره قشم، بدون توجه به ریشههای فرهنگی آن ممکن نیست و او در نشستها، کارگاهها و برنامههای فرهنگی مختلف، بر ضرورت پاسداشت اصالتهای فرهنگی و انتقال تجربیات پیشینیان به نسلهای آینده تأکید کرده است و نگاه او به میراث فرهنگی، نگاهی پویا و زنده است؛ میراثی که باید در زندگی روزمره مردم جاری باشد، نه صرفاً در ویترینها و کتابها محصور شود.
اهالی فرهنگ و جامعه محلی قشم، تلاشهای بیوقفه این پژوهشگر دلسوز را سرمایهای ارزشمند برای هویت بخشی به زیست انسانی جزیره میدانند و بسیاری نیز معتقدند که اگر همت و پیگیری افرادی چون استاد زبیری نبود، بخشی از حافظه تاریخی و فرهنگی قشم امروز در دسترس نبود که ایشان با قلم و کلام خود، پلی میان گذشته پرافتخار این سرزمین و آینده آن ساخته و نقش مهمی در ثبت هویت فرهنگی خلیجفارس ایفا کرده است.
بیتردید، پاسداشت و حمایت از چهرههایی همچون استاد محمد زبیری در قالب رویدادهای ارزشمند همچون «میراث بان»، در حقیقت پاسداری از هویت و سرمایههای معنوی قشم است؛ سرمایههایی که در سایه تلاش چنین فرهیختگانی زنده مانده و به نسلهای بعد سپرده میشود.