دکتر کامبیز اعتمادی، محقق و مدرس حوزه حمل و نقل دریایی و لجستیک
رمزگشایی از دیپلماسی دریایی ایران در تنگه هرمز
در سیاست جهانی، بعضی نقاط جغرافیایی فراتر از نقشهاند؛ به گرههای حیاتی اقتصاد و امنیت جهان تبدیل میشوند. تنگه هرمز یکی از همین نقاط است؛ آبراهی باریک میان ایران و عمان که سالهاست نبض انرژی جهان را در مشت خود نگه داشته است.
به گزارش اقتصاد سرآمد، اظهارات اخیر «اسماعیل بقائی» سخنگوی وزارت امور خارجه درباره اینکه ایران از کشتیها «عوارض عبور» دریافت نمیکند و آنچه مطرح است «هزینه خدمات» است، تنها یک موضعگیری دیپلماتیک ساده نیست؛ بلکه بخشی از جدال بزرگتری بر سر کنترل لجستیک جهانی، امنیت انرژی و حقوق بینالملل دریایی است.
در دنیای مدرن، هنوز هم اقتصاد جهان به چند گلوگاه باریک وابسته است؛ تنگه هرمز، بابالمندب، کانال سوئز و مالاکا. تمام فناوریهای هوش مصنوعی و بازارهای دیجیتال هم در نهایت باید با کشتی حمل شوند. تمدن انسانی هنوز روی فولاد، نفت و مسیرهای دریایی سوار است؛ فقط رویش چند لایه اپلیکیشن کشیدهاند تا واقعیات کمتر دیده شود.
تنگه هرمز؛ شریان حیاتی انرژی جهان
تنگه هرمز باریکترین و در عین حال استراتژیکترین مسیر انتقال انرژی جهان محسوب میشود. روزانه حجم عظیمی از نفت خام، میعانات گازی و گاز طبیعی مایعشده (LNG) از این مسیر عبور میکند. کشورهای تولیدکننده خلیج فارس مانند عربستان سعودی، امارات، کویت، عراق و قطر، بخش مهمی از صادرات انرژی خود را از طریق این آبراه به بازارهای جهانی میرسانند.
از منظر علمی و اقتصادی، هرگونه اختلال در چنین «گلوگاه انرژی» باعث ایجاد شوک در زنجیره تأمین جهانی میشود. بازار نفت برخلاف ظاهر پیچیدهاش، به شدت روانی و حساس است. حتی احتمال ناامنی در تنگه هرمز میتواند باعث افزایش قیمت جهانی نفت شود؛ زیرا معاملهگران انرژی، ریسک آینده را پیشخور میکنند.
در اقتصاد انرژی مفهومی به نام “Chokepoint Risk” وجود دارد یعنی ریسک گلوگاه هرچه وابستگی تجارت جهانی به یک مسیر محدود بیشتر باشد، ارزش ژئوپلیتیکی آن نقطه افزایش پیدا میکند. تنگه هرمز یکی از مهمترین نمونههای این مفهوم در جهان است.
چرا ایران روی واژه «عوارض» حساس است؟
از منظر حقوق بینالملل دریاها، تنگه هرمز مشمول اصل «عبور ترانزیتی» است؛ یعنی کشتیهای بینالمللی حق عبور دارند و کشورهای ساحلی نمیتوانند دلخواه برای عبور پول تعیین کنند. اما اکنون رویکرد ایران «هزینه خدمات دریایی» است که از نظر حقوقی بسیار مهم است.این خدمات شامل مدیریت ترافیک دریایی، هدایت ناوبری، پایش امنیتی، امداد و نجات، کنترل آلودگی نفتی، حفاظت محیط زیست دریایی و مدیریت بحرانهای احتمالی است.در حملونقل دریایی مدرن، این خدمات بخشی از زیرساخت لجستیکی محسوب میشوند و در بسیاری از آبراههای جهان برای آنها هزینه دریافت میشود.
در واقع ایران میگوید ما برای عبور پول نمیگیریم؛ برای حفظ امنیت و پایداری این مسیر جهانی خدمات ارائه میکنیم؛ این جمله از نظر دیپلماتیک بسیار حسابشده است؛ چون اگر موضوع به «عوارض اجباری عبور» تعبیر شود، میتواند واکنش قدرتهای دریایی و حتی پروندههای حقوقی بینالمللی ایجاد کند.
لجستیک دریایی؛ ستون پنهان اقتصاد جهان
بیش از ۸۰ درصد تجارت جهانی از طریق دریا انجام میشود. کشتیهای کانتینری، نفتکشها و ناوگان حمل LNG ستون فقرات اقتصاد جهانیاند. اگر حملونقل دریایی برای چند هفته مختل شود، بسیاری از صنایع جهان دچار کمبود مواد اولیه میشوند.
تنگه هرمز در این زنجیره، نقش یک «سوئیچ حیاتی» را دارد. هر کشتی که وارد این آبراه میشود، بخشی از یک شبکه عظیم لجستیکی جهانی است که شامل بنادر، شرکتهای بیمه دریایی، بانکهای تأمین مالی، بورسهای انرژی، خطوط کشتیرانی و شرکتهای مدیریت ریسک میشود.
در واقع، عبور یک نفتکش از هرمز فقط جابهجایی نفت نیست؛ حرکت همزمان سرمایه، بیمه، اعتبار بانکی و امنیت ژئوپلیتیکی است. به همین دلیل است که کوچکترین تنش نظامی یا حتی خبر سیاسی در این منطقه، بلافاصله نرخ بیمه کشتیها را افزایش میدهد. در حملونقل دریایی، «ریسک» خودش یک کالا است که قیمت دارد.
بیمه دریایی؛ جایی که سیاست تبدیل به پول میشود
یکی از مهمترین ابعاد کمتر دیدهشده بحرانهای دریایی، صنعت بیمه است. اگر تنگه هرمز ناامن تلقی شود، هزینه بیمه نفتکشها افزایش مییابد، کرایه حمل دریایی بالا میرود، قیمت نهایی انرژی بیشتر میشود و هزینه مصرفکننده جهانی افزایش پیدا میکند.
در اقتصاد حملونقل، گاهی حتی بدون شلیک یک گلوله، فقط با بالا رفتن «ضریب ریسک»، میلیاردها دلار هزینه اضافی به تجارت جهانی تحمیل میشود. به همین دلیل قدرتهای جهانی نسبت به هرگونه تغییر در وضعیت حقوقی یا امنیتی تنگه هرمز حساساند. چون هزینه ناامنی فقط برای منطقه نیست؛ کل اقتصاد جهان آن را پرداخت میکند.