«سرآمد» بررسی میکند؛
فرصت تازه جزیره قشم در عصر «سفر کارت»
از رکود تابستانی تا برند جزیره جهانی قشم
گروه گردشگری - حمید الماسینیا - توسعه گردشگری جزیره قشم نباید صرفاً بر تعداد مسافران ورودی متمرکز باشد و آنچه اهمیت دارد، افزایش ماندگاری گردشگر، رشد هزینهکرد در مقصد، ایجاد اشتغال پایدار و ارتقای کیفیت زندگی جوامع محلی است که کارت سفر میتواند جرقهای برای رونق بازار گردشگری باشد، اما آینده جزیره قشم در گروی برنامهای جامعتر است؛ برنامهای که توسعه زیرساختها، برندینگ مقصد، بازاریابی حرفهای، مشارکت جوامع محلی و سرمایهگذاری بخش خصوصی را در کنار یکدیگر قرار دهد و اگر چنین رویکردی شکل گیرد، قشم میتواند از یک مقصد فصلی به یک برند گردشگری چهار فصل در خلیج فارس تبدیل شود؛ برندی که نه تنها در ایران، بلکه در منطقه نیز به عنوان نماد گردشگری دریایی، طبیعی و فرهنگی شناخته شود و در این صورت، کارت سفر تنها یک بازار مالی نخواهد بود؛ بلکه به بخشی از زنجیره توسعه پایدار گردشگری و اقتصاد جزیره تبدیل خواهد شد.
از کارت سفر تا برندینگ مقصد
آیا فصل کمگردشگر جزیره قشم به پایان میرسد؟
جزیره قشم، بزرگترین جزیره خلیج فارس و یکی از مهمترین مقاصد گردشگری ایران، سالهاست با چالش ساختاری و رونق فصلی گردشگری روبهرو است و این در حالی که ماههای پاییز، زمستان و تعطیلات نوروزی، خیابانها، بازارها، اقامتگاهها و بنادر این جزیره مملو از گردشگران است، با آغاز گرمای تابستان، بخشی از اقتصاد گردشگری قشم وارد دورهای از رکود نسبی میشود.
این رکود تنها به کاهش تعداد مسافران محدود نمیشود و همچنین هتلها و اقامتگاهها با افت ضریب اشغال مواجه میشوند، فروش صنایعدستی کاهش مییابد، رستورانها مشتریان کمتری دارند و بسیاری از کسبوکارهای کوچک محلی با کاهش درآمد روبهرو میشوند و در چنین شرایطی، خبر اجرای «کارت سفر» از سوی وزارت میراثفرهنگی، گردشگری و صنایعدستی، بار دیگر بحث رونق گردشگری داخلی و فرصتهای پیش روی مقاصدی همچون جزیره قشم را به میان آورده است.
کارت سفر؛ تسهیل تقاضا یا درمان موقت؟
کارت سفر قرار است امکان پرداخت اقساطی هزینههای سفر را برای شهروندان فراهم کند و هدف اصلی این طرح، افزایش قدرت خرید سفر و تحریک تقاضای گردشگری داخلی است و در شرایطی که هزینههای حملونقل، اقامت و خدمات گردشگری برای بسیاری از خانوادهها افزایش یافته، این ابزار مالی میتواند بخشی از موانع اقتصادی سفر را کاهش دهد.
اما کارشناسان معتقدند موفقیت چنین طرحی وابسته به چند عامل کلیدی است؛ میزان دسترسی مردم به اعتبار، گستره پذیرش کارت در مراکز گردشگری، نرخ بازپرداخت و همچنین جذابیت مقصد گردشگری است.
به بیان دیگر، کارت سفر میتواند مردم را برای سفر ترغیب کند، اما مقصد باید دلایل کافی برای انتخاب شدن داشته باشد.
«قشم» فراتر از مقصد خرید
یکی از چالشهای مهم برند گردشگری جزیره قشم، محدود شدن تصویر این جزیره در ذهن بخشی از گردشگران به «مقصد خرید» است و در حالی که قشم مجموعهای کمنظیر از ظرفیتهای طبیعی، فرهنگی و دریایی را در خود جای داده است.
ژئوپارک جهانی قشم، جنگلهای حرا، دره ستارگان، تنگه چاهکوه، جزایر ناز، غار نمکدان، روستاهای تاریخی، میراث دریانوردی، صنایعدستی زنان جزیره و تنوع فرهنگی ساکنان قشم، ظرفیتهایی هستند که میتوانند این جزیره را به یک برند بینالمللی گردشگری تبدیل کنند.
با این حال، هنوز بخش مهمی از این ظرفیتها در بازار گردشگری ایران و منطقه بهدرستی معرفی نشدهاند.
اقتصاد گردشگری قشم در فصل گرم
تابستان قشم از نگاه بسیاری از گردشگران فصل سفر نیست؛ اما همین فصل میتواند به فرصتی اقتصادی تبدیل شود و در بررسی تجربه مقاصد موفق گرمسیری جهان نشان میدهد که بسیاری از آنها با تعریف محصولات گردشگری جدید، فصل کمرونق را به فصل درآمدزایی تبدیل کردهاند.
همچنین در جزیره قشم نیز محورهایی همچون گردشگری دریایی و تفریحات آبی، تورهای طبیعتگردی تخصصی، پرندهنگری، گردشگری علمی و زمینشناسی، گردشگری فرهنگی و روستایی، گردشگری سلامت،جشنوارههای تابستانی، رویدادهای موسیقی و هنر بومی در بازارهای جدیدی را هدف قرار داده و می توان بازنگری جدی در آن داشته باشد و اگر کارت سفر با چنین بستههایی همراه شود، اثرگذاری آن چند برابر خواهد شد.
«حلقه گمشده» برندینگ حرفهای مقصد
یکی از مهمترین ضعفهای گردشگری قشم در سالهای گذشته، نبود یک برند واحد و منسجم برای معرفی جزیره بوده است که امروزه رقابت میان مقاصد گردشگری صرفاً رقابت جاذبهها نیست؛ رقابت برندهاست.
گردشگر پیش از سفر، تصویری ذهنی از مقصد انتخاب میکند و این تصویر از طریق تبلیغات، رسانهها، شبکههای اجتماعی و روایتهای گردشگران شکل میگیرد که در این رقابت، قشم نیازمند یک هویت برند روشن است و تا زمانی بخش مهمی از ظرفیت برندینگ پیدا نشود جزیره بلااستفاده باقی خواهد ماند.
نقش رسانهها در توسعه گردشگری قشم
رسانهها میتوانند در این مسیر نقشی تعیینکننده ایفا کنند و با تولید گزارشهای میدانی، روایت تجربههای گردشگری، معرفی ظرفیتهای کمتر شناختهشده، انتشار محتوای چندزبانه و استفاده از ظرفیت خبرنگاران حوزه گردشگری، میتواند تصویر جدیدی از قشم در سطح ملی و بینالمللی ایجاد کندکه امروزه بسیاری از مقاصد موفق جهان، بخش مهمی از موفقیت خود را مدیون روایتسازی رسانهای هستند.
«بخش خصوصی» بازیگر اصلی رونق
هیچ طرح دولتی بدون مشارکت بخش خصوصی موفق نخواهد شد که در آن هتلها، اقامتگاههای بومگردی، دفاتر خدمات مسافرتی، شرکتهای حملونقل، مراکز خرید و فعالان صنایعدستی بایستی در کنار سیاستهای حمایتی دولت قرار گیرند.
ارائه تخفیفهای فصلی، طراحی بستههای سفر خانوادگی، فروش اقساطی خدمات گردشگری و ایجاد جشنوارههای مشترک میتواند انگیزه سفر به قشم را افزایش دهد.
کارت سفر وزارت میراثفرهنگی را میتوان فرصتی تازه برای تحریک تقاضای سفر و رونق گردشگری داخلی دانست، اما موفقیت آن در جزیره قشم به عوامل فراتر از تسهیلات مالی وابسته است که جزیره قشم برای عبور از چالش فصل کمگردشگر نیازمند رویکردی جامع است که در آن توسعه زیرساختها، بازاریابی حرفهای، برندسازی مقصد، برگزاری رویدادهای جذاب و مشارکت فعال بخش خصوصی در کنار یکدیگر قرار گیرند.
بزرگترین جزیره خلیج فارس با برخورداری از ظرفیتهای منحصربهفرد طبیعی، فرهنگی و دریایی، این توانایی را دارد که از یک مقصد فصلی به یک برند گردشگری چهار فصل تبدیل شود که در این مسیر، کارت سفر میتواند نقش موتور محرک را ایفا کند، اما حرکت پایدار تنها زمانی شکل میگیرد که جزیره قشم بتواند تصویری تازه، جذاب و متمایز از خود در ذهن گردشگران داخلی و خارجی ایجاد کند.
آینده گردشگری قشم نه در افزایش مقطعی آمار مسافران، بلکه در خلق یک برند قدرتمند، افزایش ماندگاری گردشگران، توسعه اقتصاد محلی و تبدیل ظرفیتهای جزیره به مزیتهای رقابتی پایدار نهفته است و اگر این فرصت بهدرستی مدیریت شود، قشم میتواند به الگویی موفق برای توسعه گردشگری دریایی و جزیرهای ایران در منطقه خلیج فارس تبدیل شود.