printlogo


پیشنهادی برای تاسیس شهرک سینمایی خلیج فارس

یاسرعرب - قشم، بزرگ‌ترین جزیره  ایران، نه تنها یک مقصد گردشگری طبیعی بلکه یک مخزن عظیم و زنده از روایت‌ها، افسانه‌ها و فرهنگ بومی است که هنوز به‌صورت سیستماتیک در توسعه، گردشگری و سیاست‌های فرهنگی مورد بهره‌برداری قرار نگرفته است و این غفلت باعث شده بخشی از هویت جمعی، تجربه انسانی و سرمایه فرهنگی جزیره ناشناخته باقی بماند. 
یاسر عرب، مستندساز و فعال اجتماعی در تحلیلی با عنوان « بازخوانی سرمایه‌‌های فرهنگی جزیره قشم به «سرآمد» نوشت: توسعه  دریایی و توسعه  جزایر زمانی پایدار و انسانی خواهد بود که چشم‌اندازهای جمعی، رویاها و روایت‌های محلی در آن دیده و در طراحی پروژه‌ها ادغام شوند، زیرا این روایت‌ها حامل معنا، هویت، دانش زیستی و اجتماعی و ارتباط عاطفی انسان با طبیعت، دریا و محیط هستند و بدون آن‌ها توسعه ناقص و غیرانسانی خواهد بود. 
ستاره  سهیل که نام روستای سهیلی را شکل داده، قصه‌ای اسطوره‌ای دارد که در آن گفته می‌شود دو خواهر در آغوش هم گریسته و به آسمان رفته و ستاره  سهیل شده‌اند و این روایت، تجربه انسانی، امید و راهنمایی برای دریانوردان را به زندگی جزیره گره می‌زند. دره  ستارگان با افسانه‌های سقوط ستاره و شکل‌گیری سنگ‌های عجیب، چاه‌کوه و تنگه  چاه‌کوه با روایت‌های چاه غول و چاه جن و صداهای رمزآلود باد که چون نجوا می‌آید، غار نمکدان با باورهای روح سرگردان، درختان حرا که می‌گویند از اشک‌های عاشقانه  پرنده‌ای که عاشق بوده سبز شده‌اند و روایت مسجد برخ که چوب‌هایش از لنج کشتی نجات‌یافته‌ای آورده شده، همه نمونه‌هایی از این سرمایه‌های فرهنگی هستند که بیش از آنکه علمی یا رسمی باشند، حامل معنا، تجربه زیستی، هویت جمعی، مهارت‌های دریانوردی، آموزه‌های اخلاقی و باورهای اجتماعی ساکنان جزیره‌اند و می‌توانند راهنمای توسعه انسانی، فرهنگی و معناگرا باشند. 
شوشی‌ها، نسل‌های پیشین ساکنان قشم، نگهبانان اصلی این روایت‌ها بوده‌اند؛ آن‌ها با انتقال شفاهی داستان‌ها، ضرب‌المثل‌ها، باورها، افسانه‌ها و روایت‌های روزمره دانش زیستی، مهارت‌های دریانوردی، مفاهیم اخلاقی، روابط اجتماعی و هویت جمعی را از نسلی به نسل دیگر منتقل کرده‌اند و این روایت‌ها نه صرفاً سرگرمی یا یادگار گذشته بلکه ابزارهایی برای فهم رابطه انسان با طبیعت، دریا، ستاره‌ها، محیط زیست و جامعه بومی هستند و می‌توانند مبنای برنامه‌های توسعه فرهنگی، گردشگری معناگرا و سیاست‌گذاری انسانی باشند. 
بیشتر توسعه  جزیره تاکنون بر زیرساخت‌ها، گردشگری طبیعی و جذب سرمایه‌گذاری تمرکز کرده و کمتر به این پرداخته شده که برای چه کسانی، با چه معناها و با چه تجربه‌ای این فضاها اهمیت دارند و چگونه روایت‌ها و قصه‌های محلی می‌توانند به توسعه معنا، هویت و پایداری ببخشند.
این داستان‌ها و روایت‌ها هنوز به چشم بسیاری از سیاست‌گذاران، برنامه‌ریزان، توسعه‌گران و سرمایه‌گذاران نیامده‌اند و تا زمانی که به‌عنوان سرمایه فرهنگی رسمی شناخته نشوند، توسعه  جزیره ناقص خواهد بود زیرا تجربه انسانی، معنا، هویت جمعی و ظرفیت‌های فرهنگی در فرآیندهای توسعه دیده نشده و بهره‌برداری از این سرمایه معنوی و فرهنگی محدود می‌ماند. 
قشم پر است از داستان‌هایی که می‌توانند پایه‌ای برای توسعه  فرهنگی و گردشگری معناگرا باشند: قصه  دره  ستارگان، افسانه  چاه جن و تنگه  چاه‌کوه، باور به وجود روح سرگردان در غار نمکدان، روایت‌های ستاره  سهیل و نام‌گذاری روستای سهیلی، قصه‌های عاشقانه و اسطوره‌ای اشک چشم پرنده عاشق و خلقت حرا، داستان بازسازی مسجد برخ با چوب‌های لنج و روایت‌های دریانوردان و صیادان، همه این‌ها متونی فرهنگی هستند که تجربه  انسانی، معنا و هویت بومی را منتقل می‌کنند و هنوز به‌عنوان دارایی اصلی جزیره در توسعه دیده نشده‌اند.
با توجه به این ظرفیت عظیم، پیشنهاد می‌شود با تاسیس شهرک سینمایی خلیج فارس، مدلی پایلوت ایجاد شود که در آن روایت‌های عامیانه، افسانه‌ها، چشم‌اندازهای دریایی و رویاهای جزیره به محتوای فرهنگی، رسانه‌ای و سینمایی تبدیل شوند و همزمان با توسعه  گردشگری، آموزش فرهنگی و برندینگ منطقه، هم‌افزایی میان توسعه اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی محقق گردد؛ مجموعه ای که هم سینماگران، هم پژوهشگران فرهنگ بومی، هم توسعه‌گران گردشگری و هم بازدیدکنندگان بتوانند تجربه‌ای همه‌جانبه از قشم و خلیج فارس داشته باشند و روایت‌ها و رویاهای جزیره به سرمایه‌ای ملموس، پایدار و قابل عرضه به جهان بدل شود.
این تجربه در صورت موفقیت می تواند به الگویی برای سایر جزایر و جوامع ساحلی ایران و خلیج فارس تبدیل گردد، الگویی که هم توسعه اقتصادی، هم حفاظت فرهنگی و محیطی و هم انتقال معنا و هویت بومی را در یک مدل عملیاتی و رسانه‌ای تلفیق می‌کند و نشان می‌دهد که مهم‌ترین دارایی قشم، نه تنها مناظر طبیعی بلکه داستان‌ها و روایت‌هایبومی و دریایی آن است که هنوز به چشم کسی نیامده‌اند و می‌توانند محور اصلی توسعه پایدار و معناگرا باشند.