«سرآمد» تحلیل میکند؛
پایان عصر لجستیک ارزان
چگونه بحرانهای جهانی مزیت رقابتی زنجیره تامین را تغییر دادند
گروه ترانزیت- پدرام علیزاده - برای چند دهه، یکی از اصول بنیادین تجارت جهانی بر یک فرض ساده استوار بود: کالا باید با کمترین هزینه و در کوتاه ترین زمان ممکن به مقصد برسد. شرکت ها زنجیره های تامین خود را بر مبنای کاهش هزینه، حذف موجودی های اضافی و افزایش بهره وری طراحی می کردند و موفقیت در گرو توانایی کاهش هر چه بیشتر هزینه های حمل و نقل و انبارداری بود.
به گزارش اقتصادسرآمد، پدرام علیزاده پژوهشگر حقوق گمرک و لجستیک دریایی و وکیل پایه یک دادگستری در نوشتاری به «سرآمد» آورده است: این رویکرد که در ادبیات مدیریت با مفهوم تولید به موقع (Just-in-Time) شناخته می شود، به یکی از ستون های اصلی جهانی شدن تبدیل شد. توسعه حمل و نقل کانتینری، گسترش تجارت آزاد، رشد بنادر بزرگ و شکل گیری شبکه های پیچیده تامین بین المللی، همگی بر پایه این فرض شکل گرفتند که زنجیره های تامین جهانی همواره در دسترس، کم هزینه و قابل پیش بینی خواهند بود.اما مجموعهای از بحران های متوالی در سال های اخیر، این فرض را به چالش کشیده است. از همه گیری کووید-19 گرفته تا انسداد کانال سوئز، جنگ اوکراین، اختلالات دریای سرخ و محدودیت های کانال پاناما و چالش های تنگه هرمز، همگی نشان داده اند که کارآمدترین زنجیره تامین الزاما پایدارترین زنجیره تامین نیست. در نتیجه، مفهومی که تا چندی پیش بیشتر در محافل تخصصی مدیریت ریسک مطرح بود، اکنون به یکی از مهم ترین اولویت های تجارت جهانی تبدیل شده است: تاب آوری زنجیره تامین.
عصر لجستیک ارزان چگونه شکل گرفت؟
جهانی شدن اقتصاد در دهه های پایانی قرن بیستم، موجب شکل گیری شبکه ای بی سابقه از تولید و تجارت بین المللی شد. شرکت ها برای کاهش هزینه ها، تولید را به مناطقی منتقل کردند که نیروی کار ارزان تر و هزینه های عملیاتی پایین تری داشتند. در نتیجه، یک محصول ممکن بود در چند کشور مختلف طراحی، تولید، مونتاژ و عرضه شود. در این میان، حمل و نقل دریایی نقشی تعیین کننده ایفا کرد. توسعه کانتینر سازی و افزایش ظرفیت کشتی های کانتینری باعث شد هزینه جا به جایی کالا در مقیاس جهانی به شکل چشمگیری کاهش یابد. بنادر به مراکز اتصال اقتصاد جهانی تبدیل شدند و رقابت اصلی میان شرکت ها بر سر کاهش هزینه و افزایش سرعت گردش کالا شکل گرفت. این مدل اقتصادی، در شرایط ثبات جهانی بسیار موفق بود. شرکت ها با حداقل موجودی انبار و حداکثر بهره وری فعالیت می کردند و سرمایه کمتری در رنجیره تامین خود بلوکه می شد. اما همین کارایی بالا، یک آسیب پذیری پنهان نیز ایجاد کرد، وابستگی شدید به تداوم جریان روان تجارت جهانی.
بحران هایی که قواعد بازی را تغییر دادند
نخستین هشدار جدی با همه گیری کووید-19 ظاهر شد. تعطیلی بنادر، محدودیت های حمل و نقل وکاهش ظرفیت عملیاتی در بسیاری از کشورها، نشان داد که زنجیره های تامین جهانی تا چه اندازه در برابر شوک های غیر منتظره آسیب پذیر هستند. بسیاری از صنایع، از خودرو گرفته تا تجهیزات پزشکی و الکترونیک، با کمبود مواد اولیه و قطعات مواجه شدند.
اندکی بعد انسداد کانال سوئز توسط کشتی Ever Given بار دیگر اهمیت گلوگاه های دریایی را آشکار کرد. تنها چند روز توقف در یکی از مهم ترین آبراه های جهان، میلیاردها دلار هزینه اضافی بر تجارت جهانی تحمیل کرد و برنامه ریزی هزاران شرکت را مختل ساخت.
جنگ اوکراین نیز ابعاد دیگری از این آسیب پذیری را نمایان کرد. افزایش قیمت انرژی، تغییر الگوهای تجاری و محدودیت های حمل و نقل موجب شد بسیاری از شرکت ها استراتژی های تامین خود را مورد بازنگری قرار دهند.
در ادامه، اختلالات امنیتی دریای سرخ و افزایش ریسک عبور از باب المندب باعث شد بسیاری از خطوط کشتیرانی مسیر سنتی آسیا به اروپا را ترک کرده و مسیر طولانی تر دماغه امید نیک را انتخاب کنند. این تصمیم، هر چند هزینه و زمان حمل را افزایش داد، اما از منظر مدیریت ریسک منطقی تر ارزیابی شد. هم زمان، محدودیت های تردد در کانال پاناما ناشی از خشکسالی نیز نشان داد که حتی تغییرات اقلیمی می تواند به عاملی تعیین کننده در بازطراحی شبکه های لجستیکی جهان تبدیل شود.
ظهور مفهوم تاب آوری؛ وقتی امنیت از هزینه مهم تر میشود
مجموعه این تحولات، صرفا چند بحران مقطعی نبودند، بلکه نشانه ای از یک تغییر عمیق در فلسفه مدیریت زنجیره تامین بودند. تا پیش از این، مدیران لجستیک عمدتا بر اساس شاخص های بهره وری سنجیده می شدند. کاهش هزینه حمل، کاهش موجودی انبار و افزایش سرعت گردش کالا مهم ترین معیارهای موفقیت محسوب می شدند. اما بحران های اخیر یک واقعیت مهم را آشکار کردند: کارآمدترین زنجیره تامین الزاما تاب آورترین زنجیره تامین نیست.
امروزه بسیاری از شرکتهای بزرگ جهان حاضرند بخشی از مزیت هزینه ای خود را قربانی کنند تا از تداوم فعالیت اطمینان حاصل کنند. به همین دلیل، مفاهیمی مانند Friend-Shoring,Multi-Sourcing Nearshoring,Supplier Diversification به بخش مهمی از راهبرد های تجاری تبدیل شده اند. شرکت ها دیگر تمایلی ندارند سرنوشت زنجیره تامین خود را به یک مسیر، یک بندر یا یک تامین کننده وابسته کنند.
در واقع، رقابت دیگر صرفا میان زنجیره های تامین ارزان تر نیست، بلکه میان زنجیره های تامین تاب آورتر است. در گذشته، مزیت رقابتی عمدتا از طریق کاهش هزینه حاصل می شد، اما امروز توانایی مدیریت ریسک، قابلیت انطباق با بحران ها و حفظ جریان عملیات، به بخشی از مزیت رقابتی تبدیل شده است.
این تحول نشان میدهد که اقتصاد جهانی به تدریج از منطق(( حداکثر کارایی)) به سمت منطق (( حداکثر تاب آوری)) حرکت میکند، تغییری که پیامدهای آن برای بنادر، خطوط کشتیرانی و سیاستگذاران حمل و نقل بسیار فراتر از یک تغییر مدیریتی ساده است.
پیامدهای این تحول برای بنادر و خطوط کشتیرانی
تغییر نگرش از کارایی به تاب آوری، صنعت حمل و نقل دریایی را نیز دگرگون کرده است. بنادر دیگر صرفا بر اساس ظرفیت تخلیه و بارگیری ارزیابی نمی شوند، بلکه عواملی مانند قابلیت اطمینان، اتصال چند وجهی، کیفیت زیرساخت های دیجیتال و توان مدیریت بحران اهمیت فزاینده ای یافته اند.خطوط کشتیرانی نیز به دنبال ایجاد شبکه های انعطاف پذیرتر هستند. تنوع بخشی مسیرها، سرمایه گذاری در فناوری های دیجیتال و توسعه ابزارهای پیش بینی ریسک، به بخشی از راهبرد رقابتی آن ها تبدیل شده است.در واقع، رقابت آینده صنعت کشتیرانی بیش از آنکه بر سر سرعت یا قیمت باشد، بر سر قابلیت پیش بینی و توان مدیریت اختلالات خواهد بود. شرکتی موفق تر خواهد بود که بتواند حتی در شرایط بحرانی، خدماتی پایدار و قابل اعتماد ارائه کند.
ایران در نظم جدید لجستیکی
تحولات اخیر، فرصت تازه ای را نیز برای کشورهایی ایجاد کرده است که در چهارراه مسیرهای تجاری قرار دارند. ایران به واسطه موقعیت جغرافیایی خود، از ظرفیت بالقوه ای برای ایفای نقش در شبکه های جایگزین و متنوع سازی مسیرهای حمل و نقل برخوردار است.
در شرایطی که شرکت ها و دولت ها به دنبال کاهش وابستگی به مسیرهای محدود و پر ریسک هستند، کشورهایی که بتوانند مسیرهای جایگزین و قابل اتکا ارائه کنند، اهمیت بیشتری خواهند یافت. از این منظر، موقعیت جغرافیایی ایران تنها یک مزیت ترانزیتی نیست، بلکه می تواند به یک دارایی راهبردی در عصر تاب آوری تبدیل شود.کریدور بین المللی شمال -جنوب، دسترسی هم زمان به خلیج فارس و دریای عمان، ارتباط با آسیای مرکزی، قفقار و بازارهای اوراسیا، مجموعه ای از ظرفیت ها را در اختیار ایران قرار داده است که در صورت بهره برداری صحیح، می تواند جایگاه کشور را در شبکه های لجستیکی منطقه ای ارتقا دهد. با این حال، تجربه جهانی نشان می دهد که جغرافیا به تنهایی مزیت رقابتی ایجاد نمی کند.صاحبان کالا، خطوط کشتیرانی و سرمایه گذاران لجستیکی بیش از هر چیز به ثبات مقررات، کارایی گمرکی، سرعت تصمیم گیری، کیفیت زیر ساخت ها و قابلیت پیش بینی محیط کسب و کار توجه دارند. به بیان دیگر، رقابت اصلی در عصر جدید نه میان جغرافیا ها، بلکه میان کیفیت حکمرانی لجستیکی کشورهاست.اگر ایران بتواند هم زمان با توسعه زیرساخت ها، بر بهبود محیط کسب و کار، تسهیل فرآیندهای تجاری و افزایش قابلیت پیش بینی مقررات تمرکز کند، فرصت آن را خواهد داشت که از تغییرات جاری در تجارت جهانی برای تقویت جایگاه خود بهره برداری کند. در غیر این صورت، مزیت جغرافیایی کشور همچنان در حد یک ظرفیت بالقوه باقی خواهد ماند.
جمع بندی؛ مزیت رقابتی
در عصر عدم قطعیت
بحران های سال های اخیر نشان داده اند که جهان وارد دوره ای از عدم قطعیت مزمن شده است، دوره ای که در آن شوک های ژئوپلیتیکی، اقلیمی، بهداشتی و امنیتی دیگر استثنا نیستند، بلکه بخشی از واقعیت محیط کسب و کار محسوب می شوند. در چنین شرایطی، منطق حاکم بر زنجیره های تامین نیز ناگزیر در حال تغییر است.
اگر در دهه های گذشته موفق ترین شرکت ها آن هایی بودند که کمترین هزینه را به دست می آوردند، در دهه پیش رو موفق ترین بازیگران احتمالا آن هایی خواهند بود که بتوانند میان کارایی و تاب آوری تعادل برقرار کنند. ارزان ترین مسیر همیشه بهترین مسیر نیست و سریع ترین مسیر نیز لزوما پایدارترین گزینه محسوب نمی شود.
برای بنادر، خطوط کشتیرانی و کشورها، پیام این تحول روشن است: مزیت رقابتی آینده نه صرفا در زیر ساخت های فیزیکی، بلکه در توان مدیریت ریسک، قابلیت پیش بینی و انعطاف پذیری نهفته است. در واقع، اقتصاد جهانی به تدریج از منطق (( حداکثر کارایی)) به سمت منطق (( حداکثر تاب آوری)) حرکت می کند. از این منظر، شاید مهم ترین پرسش پیش روی سیاست گذاران و مدیران حمل و نقل دیگر این نباشد که چگونه هزینه ها را کاهش دهند؛ بلکه این باشد که چگونه می توانند در جهانی پر از اختلال، جریان تجارت را پایدار نگه دارند. پاسخ این پرسش، احتمالا یکی از مهم ترین عوامل تعیین کننده جایگاه کشورها، بنادر و شرکت های کشتیرانی در نظم لجستیکی آینده خواهد بود. منابع مرتبط :در دفتر اقتصادسرآمد موجود میباشد