printlogo


«سرآمد» منتشر کرد؛
ضاحیه و محاصره دریایی 

آمریکا با محاصره دریایی و جنگ اقتصادی در حال نزاع بی‌سابقه‌ با ایران 
​​​​​​​گروه تحلیل - محمد ثانی - حضور پررنگ شرکتهای فناوری آمریکایی در خاک فلسطین اشغالی فرصتی راهبردی در مقابل مقاومت قرار می‌دهد.
پس از چهل روز درگیری شاهد بودیم که ایالات متحده با محاصره دریایی و اسرائیل با تداوم حملات به جنوب لبنان تلاش کردند با جداسازی جبهه‌ها از یکدیگر و ایجاد فرصتی برای تنفس، بازارها را مدیریت کنند و مقاومت را دچار فرسایش کنند. حال با فعال شدن جبهه لبنان از سوی ایران و حمله اسرائیل به تاسیسات مهم پتروشیمی کشور، این نزاع وارد مرحله مهمی شده است.
محاصره دریایی را باید یکی از خطرناک‌ترین چالشهای پیش‌روی ایران دانست. *خطرناک‌تر از ناوهای آمریکایی اما؛ ذهنیتی است که محاصره دریایی را جنگ تلقی نمی‌کند* و تصور می‌کند می‌توان با واگذاری امتیازهایی آن را خنثی کرد. در شرایطی که ایالات متحده این اهرم فشار خود را کارآمد تلقی می‌کند (همانطور که در ونزوئلا به شدت موثر بود) دیگر حتی واگذاری صنعت موشکی و اتمی به‌طور کامل نیز فایده نخواهد داشت.
در این شرایط تداوم محاصره دریایی، در درازمدت ضرباتی مهم به شریان‌های حیاتی ایران وارد خواهد کرد. بستن تنگه هرمز نیز هرچند به اهرم فشار راهبردی ایران تبدیل شده اما نمی‌توان همه جبهه‌ها و نبردها را تنها با بستن تنگه هرمز مدیریت کرد. باید دقت کرد تنگه هرمز به تنهایی نمی‌تواند بازدارندگی برای ایران به دست آورد بلکه در بهترین حالت می‌تواند فشار مهمی بر اقتصاد ایالات متحده وارد کند. اما برای به دست آوردن بازدارندگی باید تلاش کرد به شیوه‌های دیگر نیز بر این فشار افزود و از فرصتهای پیش‌رو استفاده کرد.
از سوی دیگر شاهد تلاش اسرائیل هستیم که با جداسازی لبنان از آتش‌بس بتواند، ضرباتی کاری بر راهبردی‌ترین سرمایه منطقه‌ای ایران و قلب مقاومت یعنی حزب‌الله لبنان وارد کند. اگر اسرائیل بتواند در رسیدن به هدف خود موفق شود و جنوب لبنان به زمین سوخته‌ای تبدیل شود که دیگر نمی‌شود از آن دفاع کرد، آنها توانسته‌اند دستاورد راهبردی مهمی به دست آورند. اقدامی که هرچند هیچ‌گاه به‌طور کامل محقق نخواهد شد؛ اما تداوم درگیری‌ها در جنوب لبنان (و نه در شمال اراضی اشغالی) ضربه‌ای جدی به مقاومت خواهد بود. آزادی این مناطق به دنبال قریب ۲۰ سال مجاهدت بهترین فرزندان مقاومت به دست آمد.
به نظر آشکار می‌رسد که ایران باید بتواند ابتکار عمل را در این میدان غبارآلود در اختیار بگیرد. خطای محاسباتی است که تصور کنیم نتانیاهو به دنبال فریب ترامپ است و فاجعه محاسباتی خواهد بود که تصور کنیم سقوط نتانیاهو می‌تواند تغییری در موازنه ایجاد کند. 
پیش از این در یادداشتی در میانه جنگ نیز اشاره شد که [بدون آسیب وارد کردن به منافع آمریکا نمی‌توان با اسرائیل مقابله کرد] بررسی ساختار اقتصادی و شیوه حیات اسرائیل نشان می‌دهد که این رژیم به عنوان پایگاه عملیاتی صنایع نظامی و فناورانه آمریکایی عمل می‌کند. تا وقتی به منافع آمریکا در اراضی اشغالی آسیبی وارد نشده باشد و حمایت آمریکا قطع نشده باشد، اسرائیل که خود را درگیر جنگی وجودی با مقاومت می‌فهمد، ضربه‌ها را بیشتر تحمل خواهد کرد. وقتی که منافع آمریکا در اسرائیل در خطر نباشد، آنها از این جدایی جبهه‌ها استقبال خواهند کرد و در حالی که خود آمریکا با محاصره دریایی و جنگ اقتصادی آشکارا در حال نزاع بی‌سابقه‌ای با ایران است، در جبهه لبنان خود را میانجی‌گر جا می‌زند. راهکار هر دو جبهه اما در یک چیز است: افزایش فشار به آمریکا از طریق توجه به فرصتهای پیش رو.
حضور پررنگ شرکتهای مهم آمریکایی مانند اینتل و انویدیا در اراضی اشغالی می‌تواند برای مقاومت راهی جدید برای وحدت جبهه‌ها ارائه کند. این شرکتها نقش مهمی در اقتصاد آمریکا و توسعه فناوری‌های اسرائیلی دارند. شاید بهتر است فرمانده نقطه‌زن ما با یک تیر دو نقطه زدن را نیز امتحان کند.