printlogo


«سرآمد» گزارش گزارش می‌دهد؛
جنایت جنگی آمریکا  در مخازن آب «سیریک»

سیریک در تقاطع جنگ، محیط زیست و امنیت انسانی
حمید الماسی نیا- در میان اخبار پرشمار تنش‌های نظامی منطقه، گاهی یک خبر فراتر از یک رویداد امنیتی، به مسئله‌ای انسانی و تمدنی تبدیل می‌شود و خبر آسیب دیدن دو منبع آب در شهرستان سیریک استان هرمزگان از همین جنس است که شاید در نگاه نخست این اتفاق صرفاً بخشی از یک درگیری نظامی یا پاسخ به یک حادثه امنیتی تلقی شود، اما در واقعیت، موضوع بسیار عمیق‌تر از تخریب چند مخزن یا تأسیسات آبرسانی است.
به گزارش خبرنگار اقتصادسرآمد، در سرزمین‌های خشک و نیمه‌خشک، آب تنها یک خدمت عمومی نیست؛ آب ستون فقرات حیات، توسعه، امنیت اجتماعی و حتی هویت سرزمینی است. از این منظر، هرگونه آسیب به زیرساخت‌های آبی در مناطقی مانند سیریک را باید در چارچوب «امنیت انسانی» تحلیل کرد؛ مفهومی که در دهه‌های اخیر جایگاه ویژه‌ای در ادبیات توسعه پایدار و سازمان ملل پیدا کرده است.

سیریک؛ جغرافیای شکننده 
در حاشیه خلیج فارس
شهرستان سیریک در شرق هرمزگان، در همسایگی دریای عمان و خلیج فارس قرار گرفته است و منطقه‌ای که با وجود همجواری با پهنه عظیم آب‌های آزاد، سال‌هاست با کمبود آب شیرین دست و پنجه نرم می‌کند که میانگین بارندگی پایین، تبخیر بسیار بالا، پراکندگی سکونتگاه‌های روستایی، محدودیت منابع آب زیرزمینی و وابستگی به سامانه‌های انتقال و ذخیره‌سازی آب، سبب شده است هر مخزن آب در این منطقه نقشی حیاتی ایفا کند و در چنین شرایطی، یک مخزن آب صرفاً یک سازه بتنی نیست؛ بیمارستان، مدرسه، خانه، مزرعه و حتی آینده یک روستا به آن وابسته است و برای ساکنان مناطق خشک جنوب ایران، آب مفهومی فراتر از رفاه دارد که آب به معنای ماندن یا مهاجرت کردن، تولید یا بیکاری، سلامت یا بیماری و در نهایت ادامه زندگی است.
جنگی که به زیرساخت‌های حیات می‌رسد
تاریخ جنگ‌های معاصر نشان می‌دهد که ماهیت درگیری‌ها در حال تغییر است و اگر در گذشته ارتش‌ها عمدتاً مراکز نظامی را هدف قرار می‌دادند و در بسیاری از منازعات جدید، زیرساخت‌های حیاتی غیرنظامی به میدان نبرد تبدیل شده‌اند که نیروگاه‌ها، شبکه‌های برق، بیمارستان‌ها، بنادر، خطوط انتقال انرژی و تأسیسات آبی اکنون بخشی از اهداف استراتژیک محسوب
 می‌شوند.
علت روشن است؛ تخریب این زیرساخت‌ها بدون درگیری مستقیم با نیروهای نظامی می‌تواند زندگی روزمره مردم را مختل و فشار روانی و اجتماعی گسترده‌ای ایجاد کند و در چنین شرایطی، آب به یک ابزار ژئوپلیتیک تبدیل می‌شود.
کارشناسان امنیتی معتقدند در قرن بیست‌ویکم، جنگ بر سر آب و یا علیه آب می‌تواند به اندازه جنگ بر سر نفت اهمیت پیدا کند.

آب؛ قربانی خاموش منازعات
سازمان‌های بین‌المللی سال‌هاست نسبت به پیامدهای حمله به زیرساخت‌های آبی هشدار می‌دهند و تجربه کشورهای مختلف نشان داده است که تخریب تأسیسات آب‌رسانی آثار آنی و بلندمدت بر جامعه بر جای می‌گذارد که در نخستین پیامد، اختلال در دسترسی مردم به آب آشامیدنی سالم است، اما بحران به همین‌جا ختم نمی‌شود و با کاهش دسترسی به آب سالم، بیماری‌های عفونی افزایش می‌یابد، بهداشت عمومی آسیب می‌بیند، مدارس و مراکز درمانی با مشکل مواجه می‌شوند و فشار اقتصادی بر خانواده‌ها افزایش پیدا می‌کند که در مناطق روستایی، دامداری و کشاورزی نیز نخستین قربانیان این وضعیت خواهند بود و‌ به همین دلیل است که متخصصان توسعه پایدار، آب را نه یک کالای مصرفی بلکه یک عنصر بنیادین امنیت ملی و امنیت انسانی 
می‌دانند.
خلیج فارس؛ از امنیت انرژی تا امنیت آب
دهه‌هاست که جهان خلیج فارس را با نفت، گاز و تنگه هرمز می‌شناسد، اما واقعیت این است که در سال‌های آینده، امنیت آب ممکن است به اندازه امنیت انرژی اهمیت پیدا کند و‌ در تغییرات اقلیمی، افزایش دمای هوا، خشکسالی‌های طولانی‌مدت و رشد جمعیت فشار بی‌سابقه‌ای بر منابع آبی منطقه وارد کرده است که در کشورهای حاشیه خلیج فارس میلیاردها دلار برای آب‌شیرین‌کن‌ها، خطوط انتقال و ذخیره‌سازی آب هزینه می‌کنند؛ زیرا می‌دانند که بدون آب، هیچ توسعه اقتصادی پایداری امکان‌پذیر نیست و از این منظر، آسیب به منابع آب در جنوب ایران صرفاً یک مسئله محلی نیست؛ بلکه رخدادی است که در چارچوب امنیت منطقه‌ای قابل تحلیل است.

محیط زیست؛ قربانی پنهان
آنچه معمولاً در سایه اخبار امنیتی نادیده گرفته می‌شود، پیامدهای محیط زیستی چنین حوادثی است که هرگونه انفجار یا تخریب در مناطق ساحلی می‌تواند آثار مستقیمی بر خاک، منابع آب زیرزمینی، پوشش گیاهی و زیستگاه‌های طبیعی برجای بگذارد.شهرستان سیریک در مجاورت اکوسیستم‌های ارزشمند ساحلی قرار دارد؛ زیستگاه‌هایی که میزبان پرندگان مهاجر، آبزیان و گونه‌های بومی هستند و اختلال در نظام آبرسانی و مدیریت منابع آب این شهرستان می‌تواند فشار مضاعفی بر این اکوسیستم‌های شکننده وارد کند.به بیان دیگر، خسارت فقط متوجه انسان نیست؛ طبیعت نیز بهای سنگینی می‌پردازد.

از توسعه تا تاب‌آوری
سال‌هاست که دولت‌ها و نهادهای محلی برای افزایش تاب‌آوری مناطق کم‌آب جنوب کشور سرمایه‌گذاری می‌کنند، ساخت مخازن ذخیره آب، توسعه آب‌شیرین‌کن‌ها، خطوط انتقال، برکه‌های سنتی و سامانه‌های نوین مدیریت آب بخشی از این تلاش‌هاست و هر حمله یا حادثه‌ای که این زیرساخت‌ها را تخریب کند، در واقع سال‌ها سرمایه‌گذاری اقتصادی و اجتماعی را از بین می‌برد و‌ مهمتر از این مسئله فقط بازسازی یک مخزن نیست؛ بازسازی اعتماد، آرامش و احساس امنیت مردم است.

سیریک؛ نماد یک مسئله جهانی
حادثه شهرستان سیریک فراتر از یک خبر محلی است و این رخداد پرسشی مهم را پیش روی جامعه جهانی قرار می‌دهد:
در جهانی که تغییرات اقلیمی و بحران آب به بزرگ‌ترین تهدید قرن تبدیل شده‌اند، آیا زیرساخت‌های آبی نباید در زمره مصون‌ترین تأسیسات غیرنظامی قرار گیرند؟
اگر نفت موتور اقتصاد جهان است، آب خودِ زندگی است و جامعه‌ای که آب خود را از دست بدهد، تنها یک زیرساخت را از دست نداده است؛ بخشی از ظرفیت بقا، توسعه و آینده خود را از دست داده است.

و در پایان
ماجرای سیریک را باید از زاویه‌ای فراتر از سیاست و امنیت دید که این حادثه روایت تقابل دو مفهوم بنیادین عصر حاضر منطق جنگ و ضرورت بقا است و در منطقه‌ای که هر قطره آب با هزینه‌ای سنگین تأمین می‌شود، آسیب دیدن منابع آب تنها یک خسارت فنی نیست؛ زخمی بر پیکره امنیت انسانی، توسعه پایدار و تاب‌آوری اجتماعی است و شاید مهم‌ترین درس این رویداد آن باشد که در قرن بیست‌ویکم، حفاظت از آب دیگر صرفاً یک موضوع زیست‌محیطی نیست؛ بخشی از دفاع از کرامت انسانی و حق زندگی مردم است.
سیریک امروز تنها نام یک شهرستان در شرق هرمزگان نیست؛ نمادی است از اینکه چگونه در جهان پرتنش امروز، آب می‌تواند به خط مقدم امنیت و بقا تبدیل شود.