printlogo


«سرآمد» تحلیل می‌کند؛
«جنگ ۴۰ روزه»  بهانه‌بازنگری در سیاست‌های حمل‌ونقلی ایران

تاب‌آوری شبکه حمل‌ونقل کشور در بحران اخیر برای مواجهه با بحران‌های آینده کافی است؟
​​​​​​​گروه حمل‌ونقل-امید اسماعیلی- جنگ ۴۰ روزه اخیر را می‌توان یکی از مهم‌ترین آزمون‌های زیرساختی کشور در سال‌های گذشته دانست؛ آزمونی که نه فقط توان دفاعی، بلکه ظرفیت شبکه حمل‌ونقل، لجستیک و زنجیره تأمین ایران را نیز به چالش کشید. در این میان، استمرار جابه‌جایی کالاهای اساسی، تداوم خدمات حمل‌ونقلی و جلوگیری از بروز اختلال گسترده در زندگی روزمره مردم، نشان داد که مجموعه وزارت راه و شهرسازی، فعالان بخش خصوصی، رانندگان، راه‌آهن، بنادر و فرودگاه‌ها توانستند در شرایطی دشوار از یک آزمون پیچیده عبور کنند.
اما اگر قرار باشد این تجربه صرفاً به عنوان یک موفقیت ثبت شود، بخش مهمی از درس‌های آن نادیده گرفته خواهد شد. واقعیت آن است که بحران اخیر بیش از آنکه نقطه پایان یک ماجرا باشد، می‌تواند آغاز بازنگری در سیاست‌های حمل‌ونقلی کشور باشد؛ سیاست‌هایی که سال‌هاست درباره ضرورت اصلاح آن‌ها سخن گفته می‌شود اما بسیاری از آن‌ها همچنان در مرحله برنامه باقی مانده‌اند.

وقتی حمل‌ونقل به مسئله امنیت ملی 
تبدیل می‌شود
در شرایط عادی، حمل‌ونقل معمولاً در قالب پروژه‌های عمرانی، احداث آزادراه‌ها، توسعه خطوط ریلی یا افزایش ظرفیت بنادر مورد توجه قرار می‌گیرد. اما بحران اخیر نشان داد که حمل‌ونقل صرفاً یک بخش اقتصادی نیست؛ بلکه یکی از ارکان امنیت ملی محسوب می‌شود.
در روزهایی که محدودیت‌های هوایی به وجود آمد، بخش قابل توجهی از جابه‌جایی‌ها به شبکه جاده‌ای و ریلی منتقل شد. همین موضوع اهمیت وجود شبکه‌های جایگزین را آشکار کرد. اگر هر یک از این بخش‌ها با ضعف جدی مواجه بودند، تأمین کالاهای اساسی، جابه‌جایی مسافران و حتی فعالیت بسیاری از واحدهای تولیدی کشور با چالش روبه‌رو 
می‌شد.
این تجربه ثابت کرد که مفهوم «حمل‌ونقل ترکیبی» دیگر یک انتخاب توسعه‌ای نیست؛ بلکه ضرورتی استراتژیک برای اقتصاد ایران به شمار می‌رود.
تاب‌آوری قابل قبول؛ اما نه بدون چالش
واقعیت این است که عملکرد شبکه حمل‌ونقل کشور در دوره بحران قابل دفاع بود. بنادر فعال ماندند، مسیرهای جاده‌ای خدمات خود را ادامه دادند، راه‌آهن بخشی از بار جابه‌جایی را بر عهده گرفت و زنجیره تأمین کالاهای اساسی دچار وقفه جدی نشد.
با این حال، نباید فراموش کرد که تاب‌آوری به معنای نبود ضعف نیست. اتفاقاً بحران‌ها معمولاً نقاط آسیب‌پذیر را آشکار می‌کنند.
یکی از نخستین پرسش‌ها این است که اگر این شرایط به جای ۴۰ روز، چند ماه ادامه پیدا می‌کرد، آیا ظرفیت‌های موجود همچنان پاسخگوی نیاز کشور بود؟ آیا زیرساخت‌های حمل‌ونقل ایران برای یک بحران فرسایشی طراحی شده‌اند یا صرفاً توان عبور از شوک‌های کوتاه‌مدت را دارند؟

ریل؛ ظرفیتی که هنوز بالفعل نشده است
شاید مهم‌ترین درس بحران اخیر را بتوان در حوزه حمل‌ونقل ریلی جست‌وجو کرد. هر بار که کشور با محدودیت در سایر شیوه‌های حمل‌ونقل مواجه می‌شود، نگاه‌ها به سمت راه‌آهن می‌رود. این موضوع به خوبی نشان می‌دهد که ریل از منظر پایداری، مصرف انرژی و ظرفیت حمل، مزیت‌های انکارناپذیری دارد.
با این حال، سهم حمل‌ونقل ریلی در جابه‌جایی بار همچنان با اهداف اسناد بالادستی فاصله قابل توجهی دارد. سال‌هاست درباره انتقال بار از جاده به ریل سخن گفته می‌شود، اما در عمل بخش عمده بار کشور همچنان توسط ناوگان جاده‌ای جابه‌جا می‌شود.
بحران اخیر بار دیگر این پرسش را مطرح کرد که آیا توسعه خطوط ریلی و اتصال بنادر به شبکه ریلی با سرعتی متناسب با نیازهای کشور پیش می‌رود یا خیر؟

بنادر شمالی؛ ظرفیت‌های فراموش‌شده
یکی دیگر از نکات قابل تأمل در روزهای بحران، افزایش نقش بنادر شمالی در تأمین بخشی از نیازهای کشور بود. این تجربه نشان داد که توزیع متوازن ظرفیت‌های بندری می‌تواند نقش مهمی در کاهش آسیب‌پذیری اقتصاد ایفا کند.
اما سؤال اینجاست که چرا بسیاری از ظرفیت‌های شمال کشور تنها در شرایط اضطراری مورد توجه قرار می‌گیرند؟ سال‌هاست از توسعه کریدور شمال ـ جنوب سخن گفته می‌شود، اما همچنان بخشی از ظرفیت‌های موجود بلااستفاده مانده‌اند.
اگر قرار باشد از بحران اخیر درس بگیریم، یکی از مهم‌ترین درس‌ها ضرورت سرمایه‌گذاری بیشتر در بنادر شمالی، مراکز لجستیکی و اتصال آن‌ها به شبکه ریلی کشور است.
جاده؛ ستون فقرات حمل‌ونقل ایران
در جریان جنگ ۴۰ روزه بار دیگر مشخص شد که ناوگان جاده‌ای همچنان ستون فقرات حمل‌ونقل کشور است. بخش عمده کالاهای اساسی، مواد اولیه و نیازهای روزمره مردم توسط کامیون‌ها جابه‌جا شد.
اما همین موضوع یک نگرانی جدی را نیز آشکار می‌کند. متوسط عمر بالای ناوگان، هزینه‌های نگهداری، مشکلات تأمین قطعات و کندی روند نوسازی کامیون‌ها از جمله چالش‌هایی هستند که در شرایط بحرانی می‌توانند به یک تهدیدجدی تبدیل شوند.
نمی‌توان از تاب‌آوری سخن گفت، اما نسبت به وضعیت ناوگان جاده‌ای بی‌تفاوت بود.

دیپلماسی حمل‌ونقل؛ حلقه‌ای 
که باید تقویت شود
تحولات اخیر نشان داد که حمل‌ونقل دیگر صرفاً یک موضوع داخلی نیست. همکاری با کشورهای همسایه، فعال‌سازی کریدورهای منطقه‌ای و بهره‌گیری از ظرفیت‌های ترانزیتی می‌تواند در شرایط بحرانی به کمک اقتصاد کشور بیاید.
ایران از موقعیتی کم‌نظیر در اتصال شرق و غرب و همچنین شمال و جنوب برخوردار است، اما تبدیل این مزیت جغرافیایی به مزیت اقتصادی همچنان نیازمند تصمیمات جدی‌تر، سرمایه‌گذاری بیشتر و رفع موانع اجرایی است.

نتیجه گیری اقتصاد سرآمد
جنگ ۴۰ روزه اخیر نشان داد که شبکه حمل‌ونقل کشور از سطحی از تاب‌آوری برخوردار است که می‌تواند در شرایط دشوار، جریان کالا و خدمات را حفظ کند. این دستاورد حاصل تلاش هزاران نفر در وزارت راه و شهرسازی، بنادر، راه‌آهن، ناوگان جاده‌ای، فرودگاه‌ها و بخش خصوصی است و نمی‌توان آن را نادیده گرفت.
اما ارزش واقعی این تجربه در جای دیگری نهفته است؛ در فرصتی که برای بازنگری در سیاست‌های حمل‌ونقلی کشور فراهم کرده است. بحران اخیر به روشنی نشان داد که توسعه حمل‌ونقل ترکیبی، افزایش سهم ریل، نوسازی ناوگان جاده‌ای، تقویت بنادر شمالی و تکمیل کریدورهای ترانزیتی دیگر یک انتخاب نیست، بلکه ضرورتی برای آینده اقتصاد ایران است.
تاب‌آوری امروز قابل تقدیر است، اما تضمینی برای فردا نیست. هنر سیاست‌گذاری آن است که از دل بحران‌ها، مسیر اصلاحات ساختاری را پیدا کند؛ مسیری که شاید مهم‌ترین میراث جنگ ۴۰ روزه برای بخش حمل‌ونقل کشور باشد.