نوشتار«سرآمد» برای روز جهانی دریانورد؛
دریانوردان «رهبانان» توسعهی پساجنگ
اقتصاد دریاپایه ایران در انتظار باد موافق
گروه تحلیل - مهدی دهدار، پژوهشگر پیشرفت دریاپایه - دریاورزان جغرافیای تمدنی خلیج فارس میگویند: «دریا، دل جاشو را میسنجد، نه زور بازویش را.» این تعبیر، فقط یک مثل عامه نیست؛ خلاصه هزاران سال تجربه مردمانی است که با «لنج»، «بادبان»، «کمال»، «قبلهنما» و ستارهخوانی، راه آبهای خلیج فارس و تنگه هرمز را پیدا میکردند؛ دانشی که سال ۲۰۱۱ میلادی توسط یونسکو به نام دانش سنتی لنجسازی و دریانوردی ایرانیان در خلیج فارس در حافظه جهانی بشر ثبت شده است.
امسال، روز جهانی دریانورد، در حالی سپری کردیم که شعار سازمان بینالمللی دریانوردی، بیش از همیشه با واقعیت امروز خلیج فارس همنواست؛ «حمل تجارت جهانی، حمل مخاطرات». شعاری که یادآوری میکند دریانوردان فقط بار کالا را حمل نمیکنند؛ بارِ ناامنی، اضطراب، تحریم، جنگ و بیثباتی را نیز بر دوش میکشند.
بیش از ۱۰۰ روز التهاب و محاصره عملی مسیرهای دریایی در نبرد رمضان و دوران «نه جنگ، نه صلح» پس از آن، به ما آموخت که اگر «تنگه» و «آبراه» «خور» آرام نباشد، حتی بزرگترین بندرها نیز به «لنگرگاه انتظار و رکود» تبدیل میشوند. لنج، کشتی کانتینربر، یدککش و نفتکش، همه در یک چیز مشترکند؛ اقتصاد دریا بدون امنیت، به ساحل نمیرسد.
در فرهنگ دریانوردی خلیج فارس، «رَهبان» یا «مُعلّم» تنها یک ناخدا نبود؛ او دانشمند کشتی به شمار میرفت. رهبان، حافظه زنده دریا بود؛ کسی که راه آب را از رنگ موج، بوی باد، آهنگ جزر و مد، جایگاه ستاره «سهیل» و «نعش»، جریان خورها و خواندن قبلهنما میشناخت. او پیش از آنکه فرمان حرکت بدهد، زمان سفر، بارگیری، پهلوگیری و حتی گفتوگو با دریا را میدانست. در سنت لنجداری جنوب، مهارت رهبان تنها در سکانداری نبود؛ او معمار اعتماد خدمه، آموزگار جاشوها و راوی دانش نسلها بود. امروز نیز اقتصاد دریاپایه ایران بیش از هر زمان دیگری به چنین «رهبانانی» نیاز دارد؛ مدیرانی که همانگونه که مُعلّمِ لنج، افق را از پشت افق مه آلود و شرجی زده اقیانوس هند و خلیج فارس تشخیص میداد، بتوانند در میان طوفان تحریم، مخاطرات ژئوپلیتیکی و دگرگونیهای تجارت جهانی، مسیر توسعه دریامحور را با اتکا به دانش بومی، آیندهنگری و فناوریهای نوین ترسیم کنند.
ناخدایان جنوب، پیش از آنکه سکان را به دست بگیرند، از ناخدای رهبان و معلم، راه دریا میپرسیدند؛ همان دریانوردی که ستاره، باد، جریان و جزر و مد را میشناخت. امروز نیز اقتصاد دریاپایه ایران، بیش از هر زمان دیگری به «معلم» نیاز دارد؛ نه فقط معلم مسیرهای دریایی، بلکه معلم حکمرانی دریایی.
اگر مذاکرات امروز بتواند آبهای سیاست را از توفان دور کند، تازه آغاز سفر است. هر ناخدایی میداند که آرام شدن دریا، پایان کار نیست؛ باید بادبان را درست بست، دکل را استوار کرد، سکان را به دست اهلش سپرد و لنگر را در زمان مناسب بالا کشید.
اقتصاد دریامحور ایران سالهاست میان جزر تحریم و مد فرصت گرفتار مانده است. با این حال، هنوز صدای جاشوهای خلیج فارس خاموش نشده است؛ همان مردانی که با لنجهای چوبی، بدون جیپیاس و بدون رادار، راه آب را از روی ستاره «سهیل» و جهت باد «کوش» و «نعشی» پیدا میکردند و میدانستند هر باد، پیامآور چه فصلی است.
آینده اقتصاد دریایی ایران، نه در تقابل سنت و فناوری، بلکه در همنشینی آن دو شکل خواهد گرفت. همانگونه که گلاف جزیره نشین، چوب را با هنر به لنج بدل میکند، سیاستگذار نیز باید تجربه ناخدای سنتی را با هوش مصنوعی، ناوبری دیجیتال، دادههای اقیانوسی و لجستیک هوشمند پیوند بزند.
کنشگری دریایی امروز دیگر فقط سکان گرفتن نیست؛ یعنی حضور فعال دریانوردان، لنجداران، صیادان، گلافان، بانوان ساحلنشین، تعاونیهای دریایی و نسل جوان در تصمیمسازی اقتصاد دریاپایه. اگر صدای ساحل در اتاقهای تصمیم دولت مرکزی و ساختار حاکمیت ساکن پایتخت سیاسی ایران شنیده نشود، هیچ نقشه توسعهای به مقصد نخواهد رسید.
ایران با هزاران کیلومتر مرز آبی، هنوز بخش بزرگی از ظرفیت خود را از پشت پنجره خشکی نگاه میکند؛ در حالی که آینده، از «راهآب» خواهد آمد، نه از بنبستهای زمینی. خردمندان و پیران دریا رسم زیبایی دارند؛ وقتی لنگر بالا میآید، ناخدا رو به جاشوها میگوید: «سینه به دریا؛ دل به خدا.»
شاید امروز نیز اقتصاد ایران به همین روحیه نیاز دارد؛ سکانگیری هوشمندانه، بادبان برافراشته، اعتماد به تجربه دریانوردان و نگاهی که بداند خلیج فارس و تنگه هرمز فقط گذرگاه انرژی نیستند؛ دانشگاه تمدن دریایی ایران هستند.
روز جهانی دریانورد، روز تجلیل از کسانی است که هیچگاه فقط بار کشتی را حمل نکردهاند؛ آنان همواره امید ملتها را نیز از ساحلی به ساحل دیگر رساندهاند. و در پایان، به رسم ناخدایان جنوب، باید گفت: «باد موافق، سهم لنجی است که سکانش را رها نکند.»