printlogo


گزاراش «سرآمد» از بازار جهانی گاز در ۲۰۲۶
گازمایع جهان  در سایه تنگه هرمز

وقتی گلوگاه ایران، نبض انرژی جهان را کند کرد
​​​​​​​گروه انرژی - در بازار جهانی انرژی، گاهی یک نقطه کوچک روی نقشه می‌تواند نقش یک «اهرم بزرگ» را بازی کند. در چهار ماه نخست سال ۲۰۲۶، این نقطه چیزی نبود جز تنگه هرمز؛ شاهراهی که این‌بار نه فقط نفت، بلکه جریان ال‌ان‌جی جهان را نیز در وضعیت نیمه‌قفل قرار داد و معادلات مصرف، تولید و تجارت گاز را در مقیاسی جهانی تغییر داد.
داده‌های بین‌المللی نشان می‌دهد مصرف گاز طبیعی در کشورهای اصلی مصرف‌کننده جهان که حدود ۷۵ درصد تقاضای جهانی را در اختیار دارند، با کاهش ۰.۱ درصدی به ۱۰۷۳ میلیارد مترمکعب رسیده است؛ اما آنچه این عدد را معنادار می‌کند، نه میزان افت، بلکه زمان و منشأ آن است: هم‌زمانی با اختلال در عبور محموله‌های ال‌ان‌جی از مسیر هرمز.
در واقع بازار جهانی گاز در این دوره، بیش از آنکه با کمبود واقعی روبه‌رو باشد، با «اختلال در دسترسی قابل‌اطمینان به عرضه» مواجه شد؛ وضعیتی که معمولاً در اقتصاد انرژی، اثر آن از خود کمبود شدیدتر است.

هرمز؛ از مسیر نفت تا گلوگاه ال‌ان‌جی
اختلال در تردد از تنگه هرمز، زنجیره صادرات ال‌ان‌جی خاورمیانه را در نقطه‌ای حساس متوقف یا کند کرد. قطر و امارات، به‌عنوان دو بازیگر اصلی صادرات LNG منطقه، با محدودیت‌هایی مواجه شدند که مستقیماً بر جریان تأمین آسیا و اروپا اثر گذاشت.
افزایش قیمت‌های نقدی، تأخیر در تحویل محموله‌ها و تغییر مسیر کشتی‌ها، باعث شد بازار جهانی گاز وارد مرحله‌ای از «احتیاط رفتاری» شود؛ جایی که خریداران نه بر اساس نیاز لحظه‌ای، بلکه بر اساس ریسک آینده تصمیم می‌گیرند.

آسیا؛ فشار قیمت و بازگشت زغال‌سنگ
در آسیا، اثر این اختلال به شکل مستقیم در الگوی مصرف دیده شد. چین، هند و کره جنوبی با کاهش مصرف گاز روبه‌رو شدند؛ نه به دلیل کاهش نیاز، بلکه به دلیل افزایش هزینه تأمین.
چین برای سومین ماه متوالی کاهش مصرف را ثبت کرد و هند با افت شدیدتر مواجه شد؛ جایی که فشار قیمت، صنایع کلیدی از پتروشیمی تا نیروگاه‌ها را وادار به عقب‌نشینی از گاز و بازگشت به سوخت‌های ارزان‌تر کرد.
در هند، کاهش مصرف در بخش پتروشیمی به سطحی غیرمعمول رسید؛ نشانه‌ای از اینکه بازار انرژی در حال انتقال فشار از مصرف‌کننده نهایی به کل زنجیره تولید است.

اروپا و آمریکا؛ دو واکنش متفاوت به یک بحران
اروپا که به شدت به واردات ال‌ان‌جی وابسته است، بیشترین حساسیت را نسبت به اختلال هرمز نشان داد. کاهش واردات، افزایش قیمت‌ها و رقابت با آسیا برای محموله‌های محدود، باعث شد بازار انرژی اروپا وارد فاز «تنش تأمین» شود.
در مقابل، آمریکا با تکیه بر تولید داخلی، توانست اثر مستقیم بحران را کنترل کند؛ هرچند افزایش قیمت‌ها در بازار جهانی، حتی در این کشور نیز خود را در رشد قیمت هنری هاب نشان داد.

تولید جهانی؛ جابه‌جایی قدرت از جنوب به شمال
کاهش بیش از ۳۰ درصدی عرضه گاز در خاورمیانه، مهم‌ترین پیامد مستقیم بحران هرمز بود. این کاهش، جایگاه منطقه را از یکی از ستون‌های اصلی تأمین انرژی جهان به یک «متغیر پرریسک» تغییر داد.
در همین زمان، آمریکای شمالی و اوراسیا بخشی از خلأ عرضه را پر کردند؛ اما این جابه‌جایی به‌معنای بازتعریف امنیت انرژی جهانی است، نه صرفاً جبران تولید.
بازار ال‌ان‌جی؛ شکست در ثبات جریان دریایی
بخش ال‌ان‌جی بیش از همه از این بحران آسیب دید. کاهش واردات جهانی برای سومین ماه متوالی، نشان داد که بازار دیگر با ظرفیت کامل کار نمی‌کند.اروپا با افت شدید واردات، آسیا با کاهش تقاضا و تغییر مسیر محموله‌ها، و آمریکا و نیجریه با نقش جبرانی، تصویری از یک بازار «بازتوزیع‌شده تحت فشار» را شکل دادند.
در این میان، نکته کلیدی این است که ال‌ان‌جی دیگر یک کالای صرفاً انرژی نیست؛ بلکه یک کالای «ژئوپلیتیکی» است که مسیر آن به اندازه حجم آن اهمیت دارد.

ذخایر و قیمت‌ها؛ بازگشت منطق ریسک به بازار
کاهش ذخایر در اروپا و شرق آسیا، همراه با افت ذخیره‌سازی LNG در ژاپن و کره جنوبی، نشان داد که سیستم انرژی جهان وارد فاز شکننده‌تری شده است.در چنین فضایی، قیمت‌ها مسیر صعودی خود را ادامه دادند؛ به‌گونه‌ای که بازارهای اروپا، آسیا و آمریکا هم‌زمان رشد قیمت را تجربه کردند. این هم‌زمانی نشان می‌دهد که افزایش قیمت‌ها دیگر منطقه‌ای نیست، بلکه جهانی و هم‌بسته است.

جمع‌بندی اقتصاد سرآمد
آنچه در چهار ماه نخست ۲۰۲۶ در بازار گاز جهانی رخ داد، صرفاً یک نوسان فصلی نبود؛ بلکه نشانه‌ای از یک تغییر ساختاری بود:تنگه هرمز از مسیر ترانزیت انرژی به گلوگاه ژئوپلیتیک انرژی تبدیل شد و ال‌ان‌جی از کالای تجاری به ابزار فشار ژئوپلیتیکی بدل شد.
بازار جهانی از «عرضه‌محور» به «ریسک‌محور» حرکت کرد
در این معادله جدید، دیگر حجم تولید یا مصرف تعیین‌کننده اصلی نیست؛ بلکه «امنیت مسیر انتقال» به عامل اول اقتصاد انرژی جهان تبدیلشده است و این دقیقاً همان نقطه‌ای است که اقتصاد انرژی، از منطق بازار فاصله می‌گیرد و وارد منطق قدرت می‌شود.