آیا تحریم های اقتصادی اخلاقی است
سده هجدهم، سده مهمی در تبیین زندگی انسان مدرن است؛ زیرا در این سده بود که از پس زلزله مرگ بار «لیسبون» اندیشمندان به صرافت آن افتادن تا تبیینی جدید و بنیانی نو برای اخلاقیات و پدیده خیر و شر بنا نهند. کانت که خود اندیشمندی تاریخی برای رویارویی با این مساله نو بود با بنیادی جدید، انسان را فارغ از خدا و متافیزیک، در محدوده تنظیم اخلاق قرار نهاد و با بیان آنکه، خدا خارج از محدوده فهم بشر است به بررسی مساله شر پرداخت.
هر چند او پیش از این در مقاله مهم روشنگری چیست؟ به پردازش مفهوم انسان مدرن پرداخته بود و در بدایه مطلب بیان داشت که: «روشنگری خروج آدمی از نابالغی خودخواسته است. نابالغی یعنی ناتوانی در کاربستِ فهم خود بدون راهنمایی دیگری. این نابالغی وقتی ناخواسته است که سرچشمه اش نه نبودِ فهم که فقدان تصمیم و نبودِ دلیری برای کاربرد ذهن خویش بدون راهنمایی دیگری است. دلیری دانستن داشته باش! بنابراین «دلیریِ کاربستِ فهم خود را داشته باش»؛ شعار روشنگری است.
همین گزاره بود که شالوده انسان مدرن را پی ریزی کرد بدان معنا که اندیشیدن و قدرت تصمیم بر اساس اندیشه خود و استقلال در تصمیم اندیشمندانه نمود انسان عصر جدید شد و تبیین این انسان آنگونه که کانت بیان میکند بر اساس یک اخلاق خود ساخته بر اساس وجدان ( که جامعه شناسان آن را قرارداد اجتماعی می خوانند)است لذا خیر و شر بر اساس قدرت تعقل انسان مدرن و تصمیم برای انجام آن صورت بندی شد ...