printlogo


صنعت گردشگری دریایی در پساجنگ

امید اسماعیلی- هنگامی که از اقتصاد دریا سخن گفته می‌شود، ذهن بسیاری از مدیران و سیاست‌گذاران به سمت بنادر، کشتیرانی، ترانزیت کالا و تجارت دریایی می‌رود. این در حالی است که اقتصاد دریا مفهومی بسیار گسترده‌تر دارد و از بستر دریا تا روی دریا و بالای دریا را در بر می‌گیرد. در چنین چارچوبی، گردشگری دریایی یکی از مهم‌ترین بخش‌های اقتصاد دریا محسوب می‌شود؛ بخشی که در بسیاری از کشورهای ساحلی جهان میلیاردها دلار درآمد ایجاد کرده و هزاران فرصت شغلی به وجود آورده است.
با این حال، ایران با وجود برخورداری از بیش از پنج هزار کیلومتر نوار ساحلی در شمال و جنوب کشور، هنوز نتوانسته است جایگاهی در بازار گردشگری دریایی منطقه به دست آورد. جنگ و تنش‌های اخیر نیز موجب شده است تا موضوع توسعه گردشگری دریایی بیش از گذشته به حاشیه رانده شود. اما حقیقت این است که حتی پیش از جنگ نیز صنعت گردشگری دریایی ایران در مراحل ابتدایی قرار داشت و نمی‌توان از توقف یا رکود صنعتی سخن گفت که هنوز شکل نگرفته است.
ایران؛ کشوری ساحلی بدون صنعت گردشگری دریایی
نگاهی به وضعیت کشورهای حاشیه خلیج فارس نشان می‌دهد که گردشگری دریایی به یکی از مهم‌ترین منابع درآمدی آنها تبدیل شده است. امارات متحده عربی، قطر، عمان و حتی عربستان سعودی طی سال‌های اخیر میلیاردها دلار در توسعه ماریناها، بنادر تفریحی، کشتی‌های کروز، ورزش‌های دریایی و زیرساخت‌های گردشگری ساحلی سرمایه‌گذاری کرده‌اند.
در مقابل، سهم ایران از این بازار تقریباً ناچیز است. تعداد محدود شناورهای تفریحی، نبود خطوط منظم گردشگری دریایی، فقدان کشتی‌های کروز استاندارد، کمبود ماریناهای مدرن و ضعف زیرساخت‌های خدماتی باعث شده است ظرفیت‌های کم‌نظیر سواحل مکران، خلیج فارس، جزایر جنوبی و حتی دریای خزر بلااستفاده باقی
 بماند.
این در حالی است که بسیاری از مناطق ساحلی کشور از منظر طبیعی، فرهنگی و تاریخی توان رقابت با مقاصد شناخته‌شده منطقه را دارند.
جنگ؛ مانعی برای سرمایه‌گذاری
صنعت گردشگری بیش از هر بخش دیگری به امنیت، ثبات و پیش‌بینی‌پذیری وابسته است. سرمایه‌گذاران زمانی وارد پروژه‌های گردشگری می‌شوند که از بازگشت سرمایه خود اطمینان داشته باشند و گردشگران نیز زمانی سفر می‌کنند که احساس امنیت کنند.
در چنین شرایطی، جنگ و تنش‌های منطقه‌ای نخستین ضربه را به صنعت گردشگری وارد می‌کند. طبیعی است که در فضای نااطمینانی، سرمایه‌گذاری در پروژه‌های تفریحی و گردشگری به تعویق بیفتد و منابع مالی به سمت بخش‌های ضروری‌تر هدایت شود.
اما تجربه کشورهای مختلف نشان داده است که دوران پساجنگ می‌تواند به فرصتی برای بازسازی و جهش اقتصادی تبدیل شود. بسیاری از کشورها پس از عبور از بحران‌های امنیتی، توسعه گردشگری را به عنوان یکی از موتورهای رشد اقتصادی انتخاب کرده‌اند.

مکران؛ نقطه آغاز تحول
اگر قرار باشد گردشگری دریایی ایران در دوران پساجنگ متولد شود، سواحل مکران مهم‌ترین نقطه آغاز این تحول خواهد بود.
مکران تنها یک منطقه ساحلی نیست؛ بلکه مهم‌ترین جبهه توسعه دریامحور کشور محسوب می‌شود. سواحل بکر، دسترسی به آب‌های آزاد، ظرفیت‌های طبیعی کم‌نظیر و موقعیت ژئوپلیتیکی ویژه باعث شده است این منطقه به یکی از مهم‌ترین محورهای توسعه ملی تبدیل شود.
با این حال، توسعه مکران تنها به احداث بندر و زیرساخت‌های لجستیکی محدود نمی‌شود. اگر قرار است اقتصاد دریا به معنای واقعی شکل بگیرد، گردشگری دریایی نیز باید در کنار فعالیت‌های بندری، صنعتی و تجاری مورد توجه قرار گیرد.

جزایر جنوبی؛ ثروتی فراموش‌شده
قشم، کیش، هرمز، هنگام، لارک و ده‌ها جزیره دیگر در خلیج فارس می‌توانند هسته اصلی صنعت گردشگری دریایی ایران باشند.بسیاری از گردشگران داخلی و خارجی حتی شناخت دقیقی از ظرفیت‌های این جزایر ندارند. در حالی که ژئوپارک جهانی قشم، سواحل رنگی هرمز، حیات‌وحش هنگام و ظرفیت‌های تاریخی و فرهنگی جزایر جنوبی قابلیت جذب میلیون‌ها گردشگر را دارند.
مشکل اصلی، کمبود زیرساخت‌های حرفه‌ای، ضعف حمل‌ونقل دریایی گردشگری، نبود برندینگ بین‌المللی و فقدان برنامه‌ریزی بلندمدت است.

اقتصاد دریا فراتر از بندر و کشتی
یکی از چالش‌های مهم در سیاست‌گذاری دریایی کشور، محدود شدن نگاه مدیران به حمل‌ونقل دریایی و فعالیت‌های بندری است.
در حالی که اقتصاد دریا دارای زنجیره‌ای گسترده از فعالیت‌ها شامل گردشگری دریایی، شیلات، آبزی‌پروری، انرژی‌های دریایی، صنایع فراساحلی، معادن دریایی، ورزش‌های آبی و خدمات تفریحی است.
گردشگری دریایی می‌تواند حلقه مفقوده این زنجیره باشد؛ بخشی که علاوه بر ایجاد درآمد مستقیم، موجب رونق هتل‌ها، رستوران‌ها، حمل‌ونقل، صنایع دستی و کسب‌وکارهای محلی نیز می‌شود.

الزامات تولد صنعت گردشگری 
برای شکل‌گیری صنعت گردشگری دریایی در دوران پساجنگ، چند اقدام اساسی ضروری به نظر می‌رسد:
نخست، تدوین یک سند ملی توسعه گردشگری دریایی با مشارکت تمامی دستگاه‌های مرتبط.
دوم، جذب سرمایه‌گذاری بخش خصوصی و کاهش موانع اداری.
سوم، توسعه زیرساخت‌های بندری و تفریحی شامل ماریناها، اسکله‌های گردشگری و پایانه‌های مسافری.
چهارم، راه‌اندازی خطوط منظم گردشگری دریایی میان جزایر و بنادر کشور.
پنجم، آموزش نیروی انسانی متخصص در حوزه خدمات گردشگری دریایی.
ششم، استفاده از ظرفیت مناطق آزاد برای جذب سرمایه‌گذاران داخلی و خارجی.

نقش دولت و بخش خصوصی
تجربه جهانی نشان می‌دهد که دولت‌ها معمولاً زیرساخت‌ها را ایجاد می‌کنند، اما موتور اصلی توسعه گردشگری دریایی بخش خصوصی است.
در ایران نیز بدون حضور سرمایه‌گذاران حرفه‌ای، شرکت‌های گردشگری، اپراتورهای دریایی و فعالان صنعت هتلداری، امکان شکل‌گیری این صنعت وجود نخواهد داشت.
دولت باید نقش تسهیل‌گر را ایفا کند و با حذف مقررات زائد، تسهیل صدور مجوزها و ارائه مشوق‌های سرمایه‌گذاری، زمینه ورود بخش خصوصی را فراهم سازد.

فرصت اشتغال در نوار ساحلی
یکی از مهم‌ترین مزایای توسعه گردشگری دریایی، ایجاد اشتغال پایدار در مناطق ساحلی است.
بسیاری از شهرها و روستاهای ساحلی جنوب کشور با چالش بیکاری و مهاجرت مواجه هستند. توسعه گردشگری دریایی می‌تواند فرصت‌های شغلی گسترده‌ای در حوزه حمل‌ونقل، اقامت، خدمات،صنایع دستی، راهنمایان گردشگری، ورزش‌های دریایی، خدمات فنی شناورها و ده‌ها فعالیت اقتصادی دیگر ایجاد کند. تجربه کشورهای منطقه نشان می‌دهد که هر شغل مستقیم در گردشگری دریایی می‌تواند چندین شغل غیرمستقیم در زنجیره خدمات و تأمین ایجاد کند.

زمان تصمیم‌گیری فرا رسیده است
واقعیت این است که جنگ و تنش‌های منطقه‌ای اگرچه توسعه گردشگری دریایی را دشوارتر کرده‌اند، اما مسئله اصلی ایران نبود زیرساخت‌ها و نبود نگاه راهبردی به این بخش است. کشوری که هنوز صاحب ناوگان کروز، شبکه منسجم ماریناها و برنامه ملی گردشگری دریایی نیست، پیش از هر چیز نیازمند تعریف یک نقشه راه روشن برای آینده است.
دوران پساجنگ می‌تواند نقطه آغاز این تحول باشد؛ دورانی که در آن توسعه اقتصاد دریامحور دیگر یک انتخاب نیست، بلکه یک ضرورت اقتصادی برای کشور محسوب می‌شود. در شرایطی که ایران به دنبال تنوع‌بخشی به منابع درآمدی، افزایش اشتغال و توسعه مناطق ساحلی است، گردشگری دریایی می‌تواند به یکی از پیشران‌های جدید رشد اقتصادی تبدیل شود.
اقتصاد سرآمد معتقد است توسعه اقتصاد دریا تنها به بنادر، کشتیرانی و ترانزیت محدود نمی‌شود. همان‌گونه که بستر دریا دارای ظرفیت‌های معدنی و انرژی است و روی دریا محل فعالیت‌های حمل‌ونقلی و تجاری به شمار می‌رود، «بالای دریا» نیز عرصه‌ای برای خلق ثروت از طریق گردشگری، تفریحات دریایی و خدمات نوین اقتصادی است.
از این منظر، پرونده گردشگری دریایی ایران هنوز بسته نشده است؛ بلکه اساساً هنوز گشوده نشده است. شاید مهم‌ترین مأموریت دوران پساجنگ، نه بازسازی یک صنعت آسیب‌دیده، بلکه «تولد صنعتی جدید» در سواحل شمالی و جنوبی کشور باشد؛ صنعتی که می‌تواند حلقه مفقوده اقتصاد دریامحور ایران در دهه آینده باشد.