«سرآمد» بررسی میکند؛
«هرمزِ پسابحران» اقتصاد در انتظار بازگشت ثبات
برای تبدیل مزیت جغرافیایی به درآمد نیازمند همراه کردن خدمات رقابتی، زیرساخت مناسب و سیاستگذاری منسجم هستیم
گروه راهبردی - امید اسماعیلی- کاربران و مخاطبان اقتصادسرامد بر این جمله واقف هستند که تنگه هرمز بار دیگر نشان داده است که یک آبراه جغرافیایی صرف نیست و نقطه اتصال امنیت، انرژی، تجارت و اقتصاد جهانی است. بنابراین هرگونه افزایش تنش در این منطقه، اگرچه ممکن است در ظاهر تنها یک موضوع سیاسی و امنیتی به نظر برسد، آثار آن به سرعت در بازار حملونقل دریایی، هزینههای بیمه، تصمیمهای خطوط کشتیرانی و برنامهریزی فعالان اقتصادی خود را نشان میدهد.
در هفتههای اخیر، افزایش تنشها در منطقه خلیج فارس بار دیگر توجه جهان را به اهمیت راهبردی تنگه هرمز معطوف کرد؛ آبراهی که بخش قابل توجهی از انرژی جهان از آن عبور میکند و امنیت آن برای اقتصاد کشورهای تولیدکننده، مصرفکنندگان انرژی و شبکه تجارت دریایی اهمیت حیاتی دارد.
اقتصادسرآمد در این گزارش بررسی میکند که تداوم نااطمینانی در هرمز چه پیامدهایی برای اقتصاد دریایی ایران و منطقه دارد و چگونه میتوان از یک موقعیت ژئوپلیتیک، یک فرصت ژئواکونومیک ساخت.
هرمز؛ شاهرگ تجارت و انرژی جهان
تنگه هرمز یکی از مهمترین گذرگاههای دریایی جهان است که خلیج فارس را به دریای عمان و اقیانوس هند متصل میکند. اهمیت این آبراه تنها به عبور نفت و گاز محدود نیست؛ بلکه مسیر عبور انواع کالا، مواد اولیه، تجهیزات صنعتی و زنجیرههای تجاری بینالمللی نیز محسوب میشود.
برای ایران، اهمیت هرمز فراتر از یک مسیر عبوری است. این آبراه در کنار بنادر جنوبی کشور، از بندر شهید رجایی تا بنادر استانهای جنوبی، بخشی از ظرفیت ژئوپلیتیکی ایران در اقتصاد دریاپایه را تشکیل میدهد.
موقعیت ایران در شمال این آبراه، دسترسی همزمان به خلیج فارس، دریای عمان و آبهای آزاد، ظرفیتی ایجاد کرده که در صورت برنامهریزی مناسب میتواند به توسعه خدمات دریایی، لجستیک، ترانزیت، تعمیرات شناورها و سوخترسانی دریایی منجر شود.
با این حال، بهرهگیری از این مزیت نیازمند یک پیششرط اساسی است: ثبات و امنیت پایدار برای فعالیت اقتصادی.
تنش پایان یافت، اما هزینهها باقی ماند
تجربه بحرانهای اخیر نشان داده است که حتی بدون توقف کامل تردد کشتیها، فضای نااطمینان میتواند هزینههای قابل توجهی به اقتصاد دریایی تحمیل کند.نخستین اثر افزایش تنشها، در حوزه بیمه دریایی نمایان میشود. شرکتهای بیمه، ریسکهای امنیتی را در محاسبه هزینههای خود لحاظ میکنند و افزایش احتمال خطر در یک منطقه، به معنای افزایش هزینه فعالیت برای مالکان کشتیها و صاحبان کالا است.
از سوی دیگر، خطوط کشتیرانی در چنین شرایطی معمولاً با احتیاط بیشتری تصمیمگیری میکنند. افزایش زمان انتظار، تغییر برنامه حرکت، افزایش هزینههای عملیاتی و بازنگری در مسیرهای عبور، بخشی از پیامدهای طبیعی شرایط پرریسک است.
برای اقتصاد ایران که به دنبال توسعه نقش خود در تجارت منطقهای است، کاهش نااطمینانی اهمیت دوچندان دارد؛ زیرا جذب خطوط کشتیرانی و سرمایهگذاری دریایی، نیازمند محیطی قابل پیشبینی است.
رقابت بنادر فجیره، صحار و دقم برای فرصتهای دریایی منطقه
در کنار مسائل امنیتی، یک واقعیت اقتصادی نیز وجود دارد: بنادر منطقه در حال رقابت برای جذب سهم بیشتری از بازار خدمات دریایی هستند. بنادر فجیره، صحار و دقم تلاش کردهاند جایگاه خود را در حوزههایی مانند خدمات بندری، ذخیرهسازی، لجستیک و بانکرینگ تقویت کنند.
این رقابت به خودی خود یک روند طبیعی در اقتصاد دریایی است؛ اما برای ایران یک پیام روشن دارد: مزیت جغرافیایی زمانی به درآمد تبدیل میشود که همراه با خدمات رقابتی، زیرساخت مناسب و سیاستگذاری منسجم باشد.
در حوزه بانکرینگ، این رقابت اهمیت بیشتری پیدا میکند. سوخترسانی به کشتیها یکی از درآمدهای مهم اقتصاد دریایی در جهان است و کشورهایی که توانستهاند این بازار را توسعه دهند، از موقعیت دریایی خود درآمد پایدار ایجاد کردهاند.
بانکرینگ؛ حلقه مفقوده اقتصاد دریایی ایران
یکی از ظرفیتهایی که سالها در اقتصاد دریایی ایران مورد توجه قرار گرفته، توسعه صنعت بانکرینگ است.موقعیت ایران در یکی از پرترددترین مسیرهای دریایی جهان، ظرفیت قابل توجهی برای تبدیل شدن به مرکز سوخترسانی دریایی ایجاد کرده است.در برنامه هفتم توسعه نیز بر توسعه این حوزه و افزایش سهم ایران در خدمات دریایی تأکید شده است. هدفگذاری برای افزایش ظرفیت سوخترسانی دریایی، نشاندهنده اهمیت این بخش در نگاه توسعهای کشور است.با این حال، تحقق این هدف نیازمند مجموعهای از اقدامات است:توسعه زیرساختهای ذخیرهسازی سوخت دریایی- ارتقای خدمات بندری - تسهیل فرآیندهای تجاری- افزایش همکاری میان بخشهای دولتی و خصوصی و ایجاد شرایط رقابتی برای حضور مشتریان بینالمللی.
اقتصاد دریایی تنها با عبور کشتیها از کنار سواحل شکل نمیگیرد؛ ارزش واقعی زمانی ایجاد میشود که خدمات پیرامونی مانند خدماتدهی تعمیرات، تأمین سوخت و سوخترسانی به کشتیها، لجستیک و پشتیبانی دریایی توسعه یابد.
«هرمز» محل تلاقی سیاست، امنیت و اقتصاد
تنگه هرمز همواره محل تلاقی دیدگاههای مختلف بوده است یک نگاه، بر اهمیت امنیتی و راهبردی این آبراه تأکید دارد و آن را بخشی از منافع حیاتی کشورها میداند. نگاه دیگر، بر ضرورت مدیریت سیاسی بحرانها و کاهش تنشها برای جلوگیری از آسیبهای منطقهای تأکید میکند.
در کنار این دو، نگاه اقتصادی قرار دارد که هرمز را نه فقط یک مسئله امنیتی، بلکه یک مسیر حیاتی برای تجارت و توسعه میبیند.
از دیدگاه اقتصاد دریایی، امنیت زمانی ارزشمندتر میشود که بتواند زمینه فعالیت اقتصادی پایدار را فراهم کند. امنیت دریایی و توسعه اقتصادی دو موضوع جدا از یکدیگر نیستند؛ بلکه مکمل هم هستند.
ایران نیز همواره بر نقش خود در تأمین امنیت منطقه و اهمیت مدیریت این آبراه تأکید داشته است. در عین حال، بهرهبرداری اقتصادی از این موقعیت نیازمند آن است که ظرفیتهای تجاری و خدماتی در کنار موضوعات امنیتی مورد توجه قرار گیرد.
چرا فعالان اقتصادی از ثبات حمایت میکنند؟
فعالان حوزه حملونقل و تجارت دریایی بیش از هر چیز به ثبات و پیشبینیپذیری نیاز دارند کاهش تنش در منطقه میتواند پیامدهای مثبتی برای اقتصاد دریایی داشته باشد: کاهش هزینههای بیمه کشتیها - افزایش اطمینان خطوط کشتیرانی - افزایش ورود شناورها به بنادر منطقه - توسعه خدمات بندری - افزایش فعالیتهای ترانزیتی و تقویت سرمایهگذاری در زیرساختهای دریایی.
برای ایران، ثبات منطقهای میتواند زمینه استفاده بهتر از ظرفیتهایی مانند چابهار، بنادر جنوبی، کریدورهای ترانزیتی و خدمات دریایی را فراهم کند.
جمعبندی اقتصادسرآمد
اقتصادسرآمد معتقد است تنگه هرمز مهمترین دارایی ژئواکونومیک ایران در اقتصاد دریاپایه است. هرچند درباره نحوه بهرهگیری از این موقعیت راهبردی دیدگاههای متفاوتی وجود دارد، اما تجربه سالهای گذشته نشان داده است که ثبات، تفاهم، کاهش تنش و استمرار مسیرهای دیپلماتیک بیش از هر عامل دیگری میتواند منافع اقتصادی کشور را تأمین کند.
ایران در کنار مزیتهای نفتی و انرژی، ظرفیت بزرگی در حوزه خدمات دریایی، بانکرینگ، ترانزیت، تعمیرات شناورها، لجستیک و فعالیتهای بندری دارد. بهرهبرداری از این ظرفیتها نیازمند محیطی باثبات و قابل پیشبینی برای کشتیرانی بینالمللی است.
از نگاه اقتصادسرآمد، آینده هرمز تنها در عبور نفت خلاصه نمیشود؛ آینده این آبراه در تبدیل شدن به موتور محرک اقتصاد دریامحور، افزایش درآمدهای غیرنفتی، ایجاد اشتغال پایدار و ارتقای جایگاه ایران در زنجیره تجارت جهانی تعریف میشود.
در چنین شرایطی، هر اقدامی که به کاهش نااطمینانی، تقویت همکاریهای منطقهای و افزایش اعتماد فعالان اقتصادی منجر شود، نه تنها به سود کشتیرانی جهانی، بلکه در نهایت به سود اقتصاد ملی و توسعه پایدار ایران خواهد بود.