یک کارشناس حقوقی در نوشتاری برای «سرآمد» بررسی کرد؛
تحمیل اختلاف گمرکی به هزینه حملونقل
گروه لجستیک - پدرام علیزاده - در تجارت کانتینری، تاخیر فقط زمان را از بین نمیبرد؛ هزینه تولید میکند. پس از پایان Free Time، هر روز ماندگاری کانتینر میتواند به افزایش دموراژ یا دیتنشن، افزایش هزینه انبارداری و در نهایت شکل گیری یک اختلاف حقوقی منجر شود.
پدرام علیزاده، وکیل پایه یک دادگستری و مشاور حقوق گمرک و لجستیک دریایی در مطلبی اختصاصی برای «اقتصاد سرآمد» به بررسی چالشهای حقوقی افزایش دموراژ و هزینههای انبارداری پس از پایان Free Time و تاخیر زمانی در تجارت کانتینری کشتیهای جهان داشته است. این کارشناس حوزه حقوق گمرک همچنین در این مطلب نگاهی به پرونده Austing Engineering در هند نمونه روشنی از همین پیچیدگی است، داشته و به این موضوع پرداخته است. در تجارت کانتینری، تاخیر فقط زمان را از بین نمیبرد؛ هزینه تولید میکند. پس از پایان Free Time، هر روز ماندگاری کانتینر میتواند به افزایش دموراژ یا دیتنشن، افزایش هزینه انبارداری و در نهایت شکل گیری یک اختلاف حقوقی منجر شود.
این مسئله برای تجارت ایران کاملا ملموس است: به گفته رئیس کمیسیون حمل و نقل اتاق بازرگانی تهران، بیش از 18 هزار کانتینر متعلق به بازرگانان ایرانی در بنادر جبل علی و کراچی زمین گیر شده اند و بخش مهمی از این توقف، ناشی از اختلافات قراردادی و جریمههای سنگین دموراژ عنوان شده است. اما در چنین پروندههایی، مسئله فقط تعداد کانتینرها یا میزان هزینه نیست. مسئله مهمتر این است که منشا تاخیر و مسئولیت پرداخت هزینه آن، الزاما در یک نقطه قرار ندارند. یک کانتینر ممکن است به دلیل مشکل عملیاتی در بندر متوقف شود، به دلیل اختلاف ارزشگذاری یا طبقهبندی در گمرک باقی بماند، یا در نتیجه نقص اسناد و تعهدات قراردادی میان صاحب کالا، فورواردر و متصدی حمل از چرخه ترخیص خارج شود. همه این وضعیتها میتوانند به یک نتیجه واحد منتهی شوند: افزایش هزینه زمانی. اما از نظر حقوقی، اینها یک مسئله واحد نیستند.
یک تاخیر، چند مسئولیت
در اختلافات مربوط به دموراژ، نخستین خطا این است که ((تاخیر)) را معادل ((مسئولیت)) بدانیم. اگر منشا تاخیر یک مشکل عملیاتی در حمل یا بندر باشد، مسئله در قلمرو تعهدات متصدی حمل، ترمینال و سایر ارائهدهندگان خدمات حمل و نقل قرار میگیرد.
اگر کالا به دلیل اختلاف ارزش گذاری، طبقه بندی یا سایر فرآیندهای گمرکی متوقف شده باشد، مسئله گمرکی است؛ اما این امر به تنهایی به این معنا نیست که هزینه دموراژ نیز الزاما بر عهده گمرک قرار میگیرد و اگر تاخیر ناشی از انتقال ناقص اطلاعات، اسناد یا تعهدات میان فورواردر و صاحب کالا باشد، ممکن است موضوع در چارچوب قراردادهای زنجیره حمل بررسی شود.
در نتیجه، باید میان دو موضوع تفکیک قائل شد: چه چیزی باعث شده است و چه کسی طبق قرارداد و قانون، ریسک مالی آن تاخیر را بر عهده دارد. این دو الزاما یک پاسخ ندارند.
Austin Engineering؛ وقتی اختلاف ارزشگذاری به دموراژ تبدیل شد
پرونده Austing Engineering در هند نمونه روشنی از همین پیچیدگی است. این اختلاف از سال 1997 و واردات لولههای فولادی از آلمان آغاز شد. گمرک هند ارزش اظهاری واردکننده را نپذیرفت و ارزش کالا را به میزان قابل توجهی افزایش داد. اختلاف ارزشگذاری سالها ادامه یافت و کالا در این فاصله در بندر باقی ماند.
پس از پایان اختلاف گمرکی، مسئله دیگری شکل گرفت: هزینه ماندگاری کالا. دموراژ انباشته شده به رقم قابل توجهی رسید و اختلاف بر سر این موضوع شکل گرفت که آیا، با توجه به اینکه توقف کالا ناشی از فرآیندهای گمرکی بوده، مسئولیت پرداخت دموراژ باید متوجه گمرک شود یا خیر. دیوان عالی هند در حکمی که در سال 2026 صادر شد، به این پرونده که کالای آن نزدیک به سه دهه در بندر باقی مانده بود پایان داد. دیوان عالی مسئولیت مستقیم گمرک برای پرداخت دموراژ را نپذیرفت، میان منشا توقف کالا و مسئولیت حقوقی پرداخت هزینه بندری تفکیک قائل شد و به بندر اجازه داد کالای انبار شده را از طریق حراج به فروش برساند و هزینه دموراژ را از محل آن وصول کند. برای صاحب کالا، این تفکیک بسیار مهم است. اختلاف ارزشگذاری ممکن است در یک مسیر حقوقی دنبال شود، در حالی که دموراژ در رابطهای قراردادی یا بندری مسیر دیگری داشته باشد. پس حل اختلاف گمرکی، لزوما به معنای حل تمام آثار مالی ناشی از آن اختلاف نخواهد بود.
مشکل از قرارداد شروع میشود
بخش مهمی از اختلافات دموراژ، پیش از آنکه کالا وارد بندر شود شکل گرفتهاند. شرایط حمل، بارنامه و قراردادهای فورواردر معمولا نحوه محاسبه Free Time، نرخ دموراژ و مسئولیت هزینههای ناشی از تاخیر را مشخص میکنند. در بسیاری از موارد، این ریسک به صاحب کالا منتقل میشود؛ حتی اگر منشا توقف، فرآیندی باشد که کنترل مستقیم آن در اختیار او نبوده است. این انتقال ریسک لزوما غیرعادی یا نامعتبر نیست. مسئله، آگاهانه بودن آن است. صاحب کالا باید بداند که اگر کالا به دلیل اختلاف ارزش گذاری گمرکی، بازرسی، نقص اسناد یا یک مانع متوقف شد، قرداد دقیقا چه وضعیتی را پیش بینی کرده است. همین موضوع درباره رابطه صاحب کالا و فورواردر نیز اهمیت دارد.
اگر فورواردر مسئول بخشی از هماهنگی اسناد یا فرآیند تحویل است، باید روشن باشد که در صورت قصور او، هزینههای زمانی چگونه تخصیص پیدا میکند. در غیر این صورت، ممکن است یک هزینه ابتدا به صاحب کالا منتقل شود و بعد، تازه دعوای دیگری برای تعیین مسئولیت واقعی آن شکل بگیرد. این همان جایی است که دموراژ از یک هزینه عملیاتی به یک مسئله تخصیص ریسک قراردادی تبدیل میشود.
وقتی دموراژ باید بررسی شود
اعتراض به دموراژ نیز نباید صرفا بر این استدلال استوار باشد که ((تاخیر تقصیر ما نبوده است)). در یک پرونده حرفه ای، ابتدا باید خط زمانی عملیات بازسازی شود: زمان تخلیه، Free Time، تاریخهای مربوط به ترخیص، مکاتبات با گمرک و شرکت کشتیرانی، زمان خروج کانتینر و دوره دقیق مطالبه. سپس باید این خط زمانی با قرارداد تطبیق داده شود. در بسیاری از موارد، اختلاف میتواند از همین بررسی شکل بگیرد:
بخشی از از روزهای مطالبه شده ممکن است اساسا مشمول هزینه نبوده باشد؛ ممکن است نحوه محاسبه Free Time محل اختلاف باشد، یا بخشی از تاخیر به عملکرد طرف دیگری مربوط شود که امکان رجوع به او وجود دارد.
بنابراین، سه موضوع باید از یکدیگر تفکیک شوند: اصل مطالبه، مسئولیت قراردادی پرداخت و مسئولیت نهایی اقتصادی. ممکن است شرکت طبق یک قرارداد ناچار به پرداخت مبلغی به شرکت کشتیرانی باشد، اما در مرحله بعد حق رجوع به طرف دیگری را داشته باشد.
از سوی دیگر، ممکن است اساسا بخشی از مطالبه از نظر قراردادی یا محاسباتی قابل دفاع نباشد. به همین دلیل، صورت حساب دموراژ پایان بررسی نیست؛ نقطه شروع بررسی است.
دموراژ؛ جایی که حقوق گمرکی و حمل دریایی به هم میرسند
در تجارت بین المللی، یک رویداد واحد میتواند در چند نظام حقوقی مختلف پیامد ایجاد کند. اختلاف ارزشگذاری در گمرک ممکن است باعث توقف کالا شود، توقف کالا هزینه بندری ایجاد کند، هزینه بندری در چارچوب قرارداد حمل از صاحب کالا مطالبه شود و در نهایت، مسئلهای که در ابتدا یک اختلاف گمرکی بود، به یک دعوای مالی در حوزه حمل و نقل تبدیل شود.
به همین دلیل، مدیریت چنین پرونده هایی صرفا با نگاه گمرکی یا صرفا با نگاه حمل و نقلی کافی نیست. از همان زمان ایجاد مانع باید سه موضوع هم زمان بررسی شود: علت توقف، هزینهای که در حال ایجاد است و قراردادی که مسئولیت آن هزینه را تعیین میکند.
این رویکرد میتواند از یک اشتباه رایج جلوگیری کند: اینکه شرکت ماهها برای اختلاف گمرکی تلاش کند و تنها پس از پایان آن متوجه شود که در همین مدت، یک تعهد مالی سنگین در حوزه حمل شکل گرفته است. برای صاحبان کالا، بندهای مربوط به Free Time و دموراژ نباید صرفا شرایط استاندارد شرکت کشتیرانی تلقی شوند.
همچنین باید در خاطر داشت که در قراردادهایی که احتمال توقف گمرکی یا اداری بالاست، باید از ابتدا روشن باشد که ریسک این دورهها چگونه توزیع میشود، زیرا در زنجیره حمل و نقل، زمان فقط یک متغیر عملیاتی نیست، میتواند به تعهد مالی تبدیل شود.
دموراژ، مسئلهای فراتر از یک صورتحساب
در بسیاری از اختلافات دموراژ، مسئله اصلی مبلغ نهایی نیست؛ مسئله این است که یک ریسک در کدام نقطه از زنجیره ایجاد شده و در کدام نقطه به دیگری منتقل شده است. این الگو با مفهومی که در مقالات پیشین این مجموعه با عنوان ((معماری ناآگاهی)) مطرح شد، پیوند مستقیم دارد.
سازمانی که پیش از امضای قرارداد حمل، بند دموراژ را بدون ارزیابی سناریوی توقف گمرکی میپذیرد، در واقع دارد همان الگوی نادیده گرفتن آگاهانه ریسک را این بار در سطح یک بند قراردادی به ظاهر روتین بارتولید میکند.
در عمل ممکن است یک شرکت در اختلاف ارزش گذاری گمرکی پیروز شود، اما اگر آثار حمل و نقلی آن اختلاف را از ابتدا مدیریت نکرده باشد، همچنان با یک مطالبه سنگین دموراژ دست به گریبان بماند. برعکس، ممکن است یک مطالبه دموراژ در ظاهر کاملا قراردادی به نظر برسد، اما بررسی دقیق منشا تاخیر و اسناد پرونده، امکان اعتراض یا رجوع به شخص دیگری را آشکار کند.
از این منظر، دموراژ را نباید صرفا (( جریمه تاخیر )) دید؛ در بسیاری از موارد، دموراژ محل ظهور ریسکی است که پیش تر، در قرارداد یا در یکی از حلقههای زنجیره حمل شکل گرفته است. مدیریت حرفه ای چنین پرونده ای یعنی تشخیص این زنجیره پیش از آنکه هزینه آن به یک دعوای پیچیده تبدیل شود.
جمعبندی؛ وقتی مرز گمرک و دریا محو میشود
در زنجیره حمل و نقل مدرن، یک اختلاف گمرکی میتواند به یک هزینه حمل تبدیل شود، همان طور که یک تصمیم قراردادی در حوزه حمل میتواند آثار مالی یک فرآیند گمرکی را به صاحب کالا منتقل کند. پرونده هایی مانند Austin Engineering نشان میدهند که منشا تاخیر مسئولیت پرداخت هزینه، الزاما یکسان نیستند.
بنابراین، بررسی دموراژ بدون شناخت علت واقعی توقف، قراردادهای حاکم و خط زمانی پرونده، میتواند به تصمیمی ناقص منجر شود. برای صاحبان کالا و مدیران لجستیک، پیام روشن است: دموراژ را نباید زمانی جدی گرفت که صورتحساب صادر شده است، باید از زمانی جدی گرفته شود که احتمال تاخیر شکل میگیرد. در قراردادهای حمل نیز Free Time و مسئولیت ناشی از توقف نباید صرفا بندهای استاندارد و قابل عبور تلقی شوند. این بندها در واقع بخشی از ساز و کار توزیع ریسک میان صاحب کالا، فورواردر، متصدی حمل و سایر بازیگران زنجیرهاند.
در نهایت، دموراژ فقط هزینه ای برای (( زمان از دست رفته )) نیست؛ بلکه قیمت حقوقی زمانی است که مسئولیت آن از ابتدا به درستی تعریف نشده باشد و دقیقا در همین نقطه، مرز میان گمرک و دریا دیگر یک مرز قراردادی ساده نیست؛ محل شکلگیری یکی از مهمترین اختلافات مالی زنجیره تجارت خواهد بود.