چشمانداز اقتصاد جهان از نگاه آینده تنگه هرمز
علی باقرنژاد - تنگه هرمز بار دیگر از یک گذرگاه جغرافیایی به یکی از مهمترین متغیرهای اقتصاد بینالملل تبدیل شده است. تشدید رویارویی ایران و آمریکا در آبهای منطقه و افزایش حملات و تهدیدها علیه نفتکشها و شناورها، یک پیام روشن برای بازارهای جهانی دارد: حتی بدون اعلام رسمی بستهشدن تنگه، افزایش ریسک عبور میتواند همان اثر اقتصادی را تا حدی ایجاد کند که انسداد رسمی به همراه دارد. اهمیت هرمز تنها به حجم انرژی عبوری از آن محدود نیست. این آبراه بخشی از زنجیره تأمین جهانی را به شبکهای از بنادر، شرکتهای کشتیرانی، بیمهگران، پالایشگاهها و بازارهای مالی متصل میکند. هنگامی که امنیت این مسیر زیر سؤال میرود، نخستین واکنش الزاماً افزایش قیمت یک کالای خاص نیست؛ بلکه افزایش «هزینه ریسک» در سراسر زنجیره تجارت است. شرکتهای کشتیرانی ممکن است مسیرهای جایگزین را انتخاب کنند، زمان سفر افزایش یابد، حق بیمه بالا برود و صاحبان کالا برای جبران عدم قطعیت، هزینه بیشتری بپردازند.
از این منظر، کاهش تردد کشتیها در هرمز خود یک شاخص اقتصادی مهم است. اگر کشتیها از عبور در یک مسیر صرفنظر کنند یا عبور خود را به تأخیر بیندازند، تجارت جهانی حتی پیش از وقوع یک محاصره کامل با نوعی «انسداد عملی» مواجه میشود. در چنین شرایطی، مسئله اصلی دیگر این نیست که تنگه روی نقشه باز است یا بسته؛ پرسش مهمتر این است که آیا عبور تجاری از آن همچنان از نظر اقتصادی و امنیتی قابل اتکاست یا خیر.
برای اقتصاد جهانی، تداوم این وضعیت میتواند پیامدهایی فراتر از بازار انرژی داشته باشد. افزایش هزینه حملونقل، رشد نرخ بیمه، اختلال در برنامه حرکت کشتیها و افزایش زمان تحویل کالا، در نهایت فشار تورمی را به اقتصادهایی منتقل میکند که شاید هزاران کیلومتر با خلیج فارس فاصله داشته باشند. در واقع، هرمز میتواند از یک نقطه جغرافیایی به یک «ضریب ریسک» برای تجارت جهانی تبدیل شود.
در این میان، رقابت ایران و آمریکا فقط بر سر حضور نظامی در تنگه نیست؛ بخشی از این رویارویی به توانایی ایجاد یا کاهش ریسک برای کشتیرانی بازمیگردد. آمریکا ممکن است بتواند از برخی شناورها اسکورت کند، اما بازگرداندن تردد گسترده و منظم تجاری به سطح عادی، مسئلهای بسیار پیچیدهتر است. به همین دلیل، آینده هرمز را باید فراتر از مفهوم سنتی «باز یا بسته بودن» تنگه دید. در اقتصاد بینالملل، گاهی یک آبراه زمانی واقعاً مختل شده است که کشتیها هنوز میتوانند از آن عبور کنند، اما دیگر حاضر نیستند با همان سرعت، هزینه و اطمینان گذشته این کار را انجام دهند.
کارشناس اقتصاد بین الملل