«سرآمد» بررسی کرد؛
چشمانداز 2030 عربستان در ابهام آینده تنگهها
گروه بین الملل - هانیه جعفری - افزایش تنشهای نظامی و ادامهدار شدن انسداد تنگه هرمز از یکسو و موفقیتهای اخیر نیروهای انصارالله در یمن و تثبیت مدیریت آنها در تنگه بابالمندب از سوی دیگر موجب شده تا میزان صادرات و تولید نفت خام عربستان سعودی را به کمترین میزان در طول سی دهه گذشته برسد. افت تولید و صادرات نفت خام در کشور عربستان حالا به سطوحی بازگشته است که آخرین بار در جریان جنگ خلیج فارس در سال ۱۹۹۰ میلادی تجربه شده بود. برخی تحلیلگران معتقدند که ادامه داشتن این شرایط میتواند دستیابی به اهداف پیشبینی شده در چشمانداز 2030 عربستان سعودی را با ابهام و چالش مواجه کند.
تازهترین گزارشهای آژانس بینالمللی انرژی و آمارهای رسمی منتشر شده از سوی سازمان کشورهای صادرکننده نفت (اوپک)، حاکی از این است که تولید روزانه نفت خام در عربستان سعودی با کاهشی نزدیک به دو میلیون بشکه در روز، به حدود شش و دو دهم میلیون بشکه تنزل یافته است. از طرف دیگر بررسی گزارشهای منتشر شده از سوی سازمانهای بینالمللی رصد کننده تردد کشتیهای تجاری و دادههای ردیابی نفتکشها توسط موسسات کاپلر و ورتکسا نیز تایید میکنند که با ادامهدار شدن تنشهای منطقه، صادرات واقعی دریاپایه عربستان به محدوده کمسابقه سه میلیون بشکه در روز سقوط کرده است.
دبیرخانه اوپک در آخرین گزارش خود (روزهای پایانی هفته گذشته) اطلاع داد که تولیدش در ماه آگوست، ۱.۹ میلیون بشکه در روز کاهش یافته و به ۶.۲۳۸ میلیون بشکه در روز رسیده است. این رقم حتی کاهش شدیدتری را نسبت به پایینترین سطح قبلی که در آوریل ثبت شد، نشان میدهد. این کاهش پس از چندین ماه بهبود تولید برای بزرگترین تولیدکننده عضو اوپک رخ داده و نشان دهنده تاثیر جنگ تحمیلی طولانی مدت آمریکایی صهیونی علیه ایران بر تولیدکنندگان انرژی خاورمیانه است. این در حالی است که قیمت آتی نفت خام برنت هفته جاری با حملات آمریکا به نفتکشهای ایرانی در خلیج فارس، به بالای ۱۰۰ دلار در هر بشکه رسید.
تولید نفت عربستان در کف 30ساله
تازهترین گزارش آژانس بینالمللی انرژی نشان میدهد عرضه نفت خام عربستان در آگوست به حدود ۶ میلیون بشکه در روز کاهش یافته است؛ یعنی حدود ۲.۳ میلیون بشکه در روز کمتر از ژوئیه. این میزان، از نگاه IEA، پایینترین سطح عرضه عربستان در بیش از سه دهه گذشته است. این آمار در حالی منتشر شده که آمار رسمی ارائهشده از سوی عربستان به اوپک تفآگوست دارد. ریاض میزان تولید آگوست را حدود ۶.۲۳۸ میلیون بشکه در روز و میزان عرضه به بازار را ۷.۱۲۲ میلیون بشکه در روز اعلام کرده است. تفآگوست میان آمارهای رسمی و برآورد IEA عمدتاً به دشواری اندازهگیری جریان واقعی نفت در شرایط جنگی، انتقال کشتی به کشتی و حرکت نفتکشها بدون فعال بودن سامانههای شناسایی مربوط میشود.
با این حال، حتی محافظهکارانهترین دادهها نیز تصویر روشنی از کاهش شدید صادرات عربستان ارائه میکنند. برآوردهای بازار از جمله دادههای Kpler و Vortexa نشان میدهد بارگیری نفت خام عربستان در آگوست به حدود ۳.۱ تا ۳.۵ میلیون بشکه در روز کاهش یافته است؛ در حالی که پیش از تشدید بحران، صادرات عربستان چندین میلیون بشکه در روز بیشتر بود. فایننشالتایمز نیز صادرات نفت خام عربستان در آگوست را حدود ۳.۱ میلیون بشکه در روز برآورد کرده و آن را پایینترین سطح از دستکم سال ۲۰۱۳ دانسته است. بنابراین اگرچه نمیتوان با دادههای موجود ادعا کرد که «صادرات نفت عربستان در ۳۰ سال گذشته بیسابقه بوده است»، اما میتوان با اطمینان گفت عرضه نفت عربستان به پایینترین سطح بیش از سه دهه رسیده و صادرات نیز به پایینترین سطوح ثبتشده در دادههای در دسترس بازار سقوط کرده است.
ضربه تنشهای هرمز به صادرات عربستان
جنگ آمریکا علیه جمهوری اسلامی ایران و کاهش شدید تردد در تنگه هرمز، نخستین حلقه بحران برای عربستان بود. تنگه هرمز مسیر اصلی انتقال نفت کشورهای حاشیه جنوبی خلیج فارس به بازارهای جهانی است. بر اساس دادههای آژانس بینالمللی انرژی، در سال ۲۰۲۵ حدود ۲۰ میلیون بشکه در روز نفت از این آبراه عبور کرده است؛ حجمی معادل حدود یکپنجم تجارت جهانی نفت. عربستان نیز سهم بزرگی از این جریان دارد. مقصد اصلی نفت خلیج فارس، بازارهای آسیایی است و چین، هند، ژاپن و کره جنوبی در مجموع بخش بزرگی از صادرات نفت منطقه را جذب میکنند.
بررسیها حاکی از این است که کاهش شدید عبور نفتکشها از هرمز، عربستان را مجبور کرده است که در عمل بخشی از نفت خود را از مسیرهای جایگزین منتقل کند. مهمترین گزینه، خط لوله East-West یا پترولاین است که نفت میادین شرق عربستان را به بندر ینبع در دریای سرخ منتقل میکند. این خط لوله در شرایط عادی میتواند چند میلیون بشکه در روز نفت را از مسیر هرمز دور کند و در واقع مهمترین بیمه ژئوپلیتیکی عربستان در برابر بستهشدن هرمز محسوب میشود.
بابالمندب؛ مسیر جایگزینِ ناامن
از طرف دیگر طی روزهای گذشته با تشدید فعالیت حوثیها در یمن و افزایش حملات به کشتیها و زیرساختهای نفتی عربستان، مسیر دریای سرخ و بابالمندب نیز به یک گلوگاه برای صادرات نفت ریاض تبدیل شد. این تحول از منظر اقتصادی بسیار مهم است. عربستان میتوانست استدلال کند که اگر هرمز ناامن باشد، نفت را از طریق خط لوله شرق ـ غرب به ینبع منتقل کرده و سپس از دریای سرخ راهی بازارهای آسیایی یا اروپایی میکند. اما حملات حوثیها به کشتیرانی در دریای سرخ و تهدید بندر ینبع، جازان و مسیر بابالمندب، عملاً همین «پلن B» عربستان را نیز آسیبپذیر کرد.
خبرگزاری رویترز در همین حال گزارش داده است که در هفتههای اخیر نفتکشها برای کاهش ریسک حمله، سامانههای ردیابی خود را خاموش کردهاند و همین موضوع اندازهگیری دقیق صادرات عربستان از دریای سرخ را دشوار کرده است. در ماه آگوست، بارگیری نفت از ینبع بهشدت کاهش یافت. در اوایل سپتامبر نشانههایی از بهبود مشاهده شد و دادههای Vortexa از افزایش بارگیری نفت خام و میعانات در ینبع تا حدود ۳.۷ میلیون بشکه در روز خبر داد؛ اما این بهبود نیز پایدار نماند.
در تازهترین تحول، عربستان در ۱۱ سپتامبر خط لوله شرق ـ غرب را پس از حمله پهپادی تعطیل کرد؛ اقدامی که نشان میدهد بحران دیگر فقط مسئله کشتیرانی نیست و به زیرساخت انتقال نفت عربستان نیز رسیده است. همزمان، حوثیها کنترل جزیره راهبردی پریم در دهانه بابالمندب را در دست گرفتند. چنین تحولی، اهمیت ژئوپلیتیکی بحران را چند برابر میکند؛ زیرا عربستان اکنون با وضعیتی مواجه است که دو مسیر مهم صادراتی آن ـ هرمز و بابالمندب ـ همزمان با ریسک امنیتی مواجه شدهاند.
بحران برای چشمانداز 2030
با این حال برخی کارشناسان معتقدند که کاهش صادرات تنها هزینه عربستان نیست. هزینه حمل نفتکشها بهشدت افزایش یافته است. رویترز در ۱۱ سپتامبر گزارش داد نرخ اجاره نفتکشهای VLCC برای مسیر خلیج عمان به چین به حدود Worldscale 450 رسیده که تقریباً معادل ۱۱.۵ دلار برای هر بشکه است؛ بالاترین سطح ثبتشده از زمان آغاز این شاخص در سال جاری. بنابراین حتی زمانی که عربستان موفق میشود نفت را از مسیرهای جایگزین به مشتری آسیایی برساند، هزینه رساندن هر بشکه نفت به مقصد افزایش یافته است.
از طرف دیگر، استفاده از مسیرهای طولانیتر مانند انتقال از دریای سرخ، سوئز یا عملیات کشتی به کشتی، هزینههای بیمه، زمان سفر و نیاز به نفتکش را افزایش میدهد. این شرایط بخشی از مزیت رقابتی سنتی نفت عربستان را تضعیف میکند. اقتصاد عربستان در سالهای اخیر تلاش کرده وابستگی مستقیم خود به نفت را کاهش دهد، اما نفت همچنان منبع اصلی قدرت مالی دولت و موتور تأمین منابع پروژههای بزرگ است. از این منظر، کاهش صادرات نفت در زمانی که ریاض در حال تأمین مالی پروژههای عظیم زیرساختی، گردشگری، فناوری و شهرهای جدید است، یک ریسک جدی محسوب میشود.
البته ذخایر مالی، ظرفیت تولید بالا و توانایی آرامکو برای جذب شوکهای بازار باعث میشود عربستان در کوتاهمدت با بحران مالی فوری مواجه نشود. اما اگر اختلال در هرمز و بابالمندب طولانی شود، مسئله از یک شوک موقت به یک تغییر ساختاری تبدیل خواهد شد: عربستان نفت دارد، اما ممکن است برای مدتی نتواند آن را با همان سرعت، هزینه و اطمینان گذشته به مشتری برساند. کاهش شدید عرضه و صادرات نفت عربستان در تابستان ۲۰۲۶ را باید یکی از مهمترین پیامدهای اقتصادی جنگ آمریکا علیه ایران دانست. این بحران نشان داد که قدرت نفتی عربستان تنها به میزان ذخایر و ظرفیت تولید آن وابسته نیست؛ امنیت مسیر صادرات نیز بخشی از قدرت نفتی است.