printlogo


«سرآمد» بررسی می‌کند؛
سهم قابل‌توجه بنادر شمالی  در ساختار تأمین کالا 


نقش آفرینی بندرامیرآباد در سایه محدودیت بنادر جنوب



​​​​​​​گروه لجستیک - سعید قلیچی - اختلال در مسیرهای دریایی جنوب ایران، اهمیت تنوع‌بخشی به مبادی ورود کالا و استفاده از ظرفیت بنادر شمالی را بیش از گذشته برجسته کرده است. در شرایطی که تمرکز بخش بزرگی از تجارت دریایی کشور بر خلیج فارس و دریای عمان قرار دارد، بندر امیرآباد در ساحل دریای خزر می‌تواند بخشی از فشار واردشده بر شبکه تأمین کالا را کاهش دهد؛ به‌ویژه در حوزه واردات غلات، نهاده‌های دامی و دیگر کالاهای اساسی که استمرار عرضه آنها برای امنیت غذایی و فعالیت صنایع وابسته ضروری است. در این میان بندر امیرآباد به دلیل برخورداری از زیرساخت‌های بندری، اتصال به شبکه ریلی سراسری و دسترسی به بازار کشورهای حاشیه دریای خزر، جایگاهی فراتر از یک بندر منطقه‌ای دارد. این بندر می‌تواند حلقه اتصال تجارت دریایی شمال به شبکه حمل‌ونقل داخلی و کریدور بین‌المللی شمال-جنوب باشد؛ مسیری که توسعه آن علاوه بر کاهش آسیب‌پذیری زنجیره تأمین، ظرفیت‌های تازه‌ای برای تجارت منطقه‌ای و ترانزیت کالا ایجاد می‌کند. بااین‌حال، ارزیابی نقش امیرآباد در عبور از بحران محدودیت بنادر جنوبی، مستلزم تفکیک ظرفیت اسمی از عملکرد واقعی، بررسی توان حمل‌ونقل ریلی و دریایی و توجه به هزینه نهایی انتقال کالا به مراکز مصرف است. مزیت این بندر صرفاً در امکان تخلیه محموله‌های بیشتر خلاصه نمی‌شود، بلکه در توانایی آن برای پیوند دادن ورود کالا از دریا به شبکه توزیع داخلی معنا پیدا می‌کند.
 نشانه افزایش اهمیت مسیر شمالی
آمارهای منتشرشده در ماه‌های نخست سال ۱۴۰۵ از اهمیت اقتصادی واردات کالاهای اساسی و ضرورت استفاده از مسیرهای متنوع حکایت دارد. مدیرکل ترانزیت گمرک ایران، در مهرماه گزارش داد که در پنج‌ماهه نخست سال، ۹.۸ میلیون تن کالای اساسی به ارزش ۷.۴ میلیارد دلار وارد کشور شده است. براساس این گزارش، کالاهای اساسی ۷۶ درصد وزن کل واردات و ۴۱ درصد ارزش واردات را تشکیل می‌دادند. همچنین سهم بنادر جنوبی از واردات کشور در این دوره ۶۱ درصد از نظر وزن و ۴۴ درصد از نظر ارزش اعلام شد؛ درحالی‌که بنادر شمالی ۲۴ درصد وزن و ۱۱ درصد ارزش واردات را به خود اختصاص داده بودند. در همین گزارش، از افزایش ۵۱ درصدی ارزش واردات از بنادر شمالی نسبت به دوره مقایسه‌شده خبر داده شده است. این ارقام نشان می‌دهد که بنادر شمالی در ساختار وارداتی کشور نقش مهمی دارند و ظرفیت آنها می‌تواند در دوره‌های اختلال تجاری بیش از گذشته مورد استفاده قرار گیرد. بااین‌حال، آمار یادشده مربوط به مجموع بنادر شمالی است و نمی‌توان تمام افزایش واردات را به بندر امیرآباد نسبت داد. گزارش‌ها همچنین اهمیت بندر امیرآباد را در جابه‌جایی کالاهای فله و محصولات مرتبط با زنجیره غذایی نشان می‌دهد.
اهمیت اقتصادی این موضوع در آن است که تغییر مسیر واردات می‌تواند علاوه بر کاهش وابستگی به یک پهنه جغرافیایی، امکان استفاده از بازارهای نزدیک‌تر و مسیرهای جایگزین را فراهم کند. در صورت تأمین کالا از کشورهای حاشیه خزر، امکان انتقال بخشی از محموله‌ها از طریق بنادر شمالی به داخل کشور فراهم می‌شود؛ مسیری که برای کالاهای حجیم و فله‌ای می‌تواند از نظر زمان و هزینه حمل قابل بررسی باشد.
 مزیت زیرساختی و محدودیت‌های عملیاتی
بندر امیرآباد از زیرساخت‌هایی برخوردار است که آن را به یکی از گره‌های مهم حمل‌ونقل دریایی در شمال ایران تبدیل می‌کند. ظرفیت اسمی این بندر حدود ۷.۵ میلیون تن در سال اعلام شده و امکان افزایش آن به بیش از ۱۰ میلیون تن با توسعه اسکله‌ها و پایانه‌های لجستیکی مطرح شده است. در این گزارش، اتصال ریلی و موقعیت امیرآباد در کریدور شمال-جنوب نیز از مزیت‌های اصلی بندر معرفی شده‌اند. ظرفیت اسمی بندر، به‌تنهایی نشان‌دهنده میزان کالایی نیست که در شرایط واقعی می‌توان تخلیه و به مقصد منتقل کرد. توان عملیاتی به شمار اسکله‌های فعال، تجهیزات تخلیه و بارگیری، ظرفیت انبارش، تعداد شناورهای در دسترس، وضعیت آبخور و سرعت انتقال کالا از محوطه بندر وابسته است.
در شرایط افزایش ناگهانی تقاضا برای استفاده از مسیر شمالی، هرگونه ناهماهنگی میان این بخش‌ها می‌تواند به ایجاد صف شناورها، افزایش زمان توقف محموله‌ها و رشد هزینه‌های لجستیکی منجر شود. بنابراین، افزایش ظرفیت واقعی بندر باید هم‌زمان با توسعه تجهیزات، انبارها، پایانه‌های بار و شبکه حمل‌ونقل پس‌کرانه انجام شود. از سوی دیگر، بنادر شمالی به دلیل ویژگی‌های دریای خزر و محدودیت‌های ناوگان فعال در آن، نمی‌توانند به‌سرعت جایگزین کامل بنادر بزرگ جنوبی شوند. ابعاد شناورها، ظرفیت حمل دریایی و امکانات بندری در این دو پهنه متفاوت است. ازاین‌رو، نقش امیرآباد باید در قالب تکمیل شبکه بنادر کشور تعریف شود، نه جایگزینی کامل زیرساخت‌های جنوب.
کارشناسان معتقدند که مزیت اصلی امیرآباد در آن است که می‌تواند بخشی از جریان واردات را جذب کند و در زمان اختلال در مسیرهای جنوبی، امکان استفاده از یک مسیر مستقل‌تر را در اختیار کشور قرار دهد. با این حال یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های بندر امیرآباد، دسترسی آن به شبکه ریلی کشور است. این اتصال می‌تواند انتقال کالا از ساحل دریای خزر به مراکز مصرف و تولید در داخل ایران را تسهیل کند و بخشی از فشار حمل‌ونقل جاده‌ای را کاهش دهد.
اتصال ریلی مستقیم امیرآباد یکی از مزیت‌های این بندر است. ضرورت توسعه حمل‌ونقل ترکیبی، کاهش هزینه حمل را از منافع بالقوه انتقال بار از جاده به ریل به دنبال دارد. بااین‌حال، میزان صرفه‌جویی واقعی به نوع کالا، فاصله مبدأ تا مقصد، هزینه بارگیری و تخلیه، دسترسی به واگن و ظرفیت شبکه ریلی بستگی دارد. بنابراین، ارزیابی اقتصادی اتصال ریلی باید بر پایه هزینه نهایی جابه‌جایی هر تن کالا و مدت‌زمان انتقال انجام شود، نه صرفاً بر مبنای وجود خط آهن.
 حلقه اتصال حمل دریایی و زمینی
توسعه زیرساخت‌های ریلی در داخل بندر می‌تواند مزیت اتصال امیرآباد به شبکه سراسری را تقویت کند. پیش از این برخی گزارش‌ها نیز با اشاره به روند احداث اسکله ریلی در بندر امیرآباد، از نزدیک‌شدن این پروژه به مراحل پایانی خبر داده بودند. اهمیت اسکله ریلی در کاهش فاصله عملیاتی میان تخلیه دریایی و حمل زمینی است. هرچه امکان انتقال مستقیم‌تر محموله از کشتی به واگن فراهم شود، نیاز به جابه‌جایی‌های اضافی کاهش می‌یابد و گردش کالا در بندر سرعت می‌گیرد. البته نزدیک‌شدن یک پروژه به مرحله پایانی، لزوماً به معنای بهره‌برداری کامل یا تحقق ظرفیت پیش‌بینی‌شده آن نیست. برای سنجش اثر واقعی اسکله ریلی باید مشخص شود چه میزان بار از این مسیر منتقل شده، چه تعداد واگن در دسترس است و زمان توقف کالا در بندر تا چه اندازه کاهش یافته است. در شرایط محدودیت مسیرهای جنوبی، چنین زیرساختی زمانی اهمیت راهبردی پیدا می‌کند که با برنامه ورود کشتی‌ها، تجهیزات تخلیه، تشریفات گمرکی و ظرفیت قطارهای باری هماهنگ باشد. به بیان دیگر، مزیت امیرآباد نه فقط برخورداری از بندر و ریل، بلکه امکان اتصال مؤثر این دو شیوه حمل‌ونقل به یکدیگر است. توسعه ارتباط ریلی در بخش‌های دیگر کریدور، از جمله مسیر رشت-آستارا، می‌تواند به تکمیل شبکه شمالی کمک کند؛ اما این پروژه‌ها نباید با زیرساخت‌های موجود در امیرآباد یکسان فرض شوند. ارزش واقعی کریدور زمانی افزایش می‌یابد که تمامی حلقه‌های آن به‌صورت پیوسته و هماهنگ عمل کنند. از منظر اقتصادی، توسعه این مسیر می‌تواند به کاهش هزینه‌های لجستیکی، افزایش درآمد خدمات بندری و ترانزیتی و تقویت سرمایه‌گذاری در انبارداری، حمل‌ونقل و صنایع وابسته منجر شود. شرط تحقق این منافع، فراهم‌کردن زمان تحویل قابل پیش‌بینی، مقررات باثبات و هزینه رقابتی برای صاحبان کالا است.
 تغییر جغرافیای واردات کالا
یکی از پیامدهای مهم توسعه مسیر شمالی، امکان بازنگری در جغرافیای واردات ایران است. در ساختار سنتی تجارت کشور، بخش بزرگی از کالاهای وارداتی از طریق بنادر جنوبی وارد می‌شود؛ اما تکیه بیش از اندازه بر یک پهنه جغرافیایی می‌تواند در زمان بروز بحران، آسیب‌پذیری زنجیره تأمین را افزایش دهد. توسعه واردات از بنادر شمالی می‌تواند بخشی از این ریسک را کاهش دهد. در این الگو، انتخاب مسیر بر اساس نوع کالا، کشور مبدأ، هزینه حمل دریایی، امکانات تخلیه، دسترسی ریلی و فاصله تا بازار مصرف انجام می‌شود.
افزایش استفاده از بندر امیرآباد بدون رفع محدودیت‌های عملیاتی می‌تواند به ایجاد گلوگاه‌های جدید منجر شود. ظرفیت اسکله‌ها زمانی ارزش اقتصادی دارد که با ظرفیت ناوگان دریایی، تجهیزات تخلیه، فضای انبارش و شبکه حمل داخلی متناسب باشد. نخستین ضرورت، هماهنگی میان سازمان بنادر، گمرک، راه‌آهن، دستگاه‌های متولی واردات و شرکت‌های حمل‌ونقل است. اطلاعات مربوط به زمان ورود کشتی، نوع محموله، اسناد گمرکی و مقصد نهایی باید به‌موقع در اختیار بخش‌های مرتبط قرار گیرد تا واگن و کامیون پیش از تخلیه کالا آماده باشند.
 سهم قابل‌توجه بنادر شمالی در ساختار واردات ایران 
آمارهای منتشرشده در سال ۱۴۰۵ نشان می‌دهد که بنادر شمالی در ساختار واردات ایران سهم قابل‌توجهی دارند و بندر امیرآباد نیز از ظرفیت مناسبی برای جابه‌جایی کالاهای اساسی برخوردار است. ظرفیت اسمی حدود ۷.۵ میلیون تن در سال، امکان توسعه آن به بیش از ۱۰ میلیون تن، اتصال به شبکه ریلی و دسترسی به بازار کشورهای حاشیه خزر، مجموعه‌ای از مزیت‌های مهم برای تقویت تاب‌آوری لجستیک کشور فراهم کرده است. محدودیت‌های ناوگان خزر، ابعاد شناورها، امکانات بندری و نیاز به تکمیل زیرساخت‌های حمل‌ونقل، دامنه جایگزینی را محدود می‌کند. ازاین‌رو، راهبرد اقتصادی مؤثر باید بر تکمیل شبکه بنادر کشور و استفاده هماهنگ از مسیرهای شمالی و جنوبی استوار باشد. در این میان، اتصال بندر به ریل اهمیت ویژه‌ای دارد. اگر تخلیه کشتی، انتقال به واگن، ترخیص گمرکی و توزیع داخلی در یک زنجیره پیوسته انجام شود، امیرآباد می‌تواند علاوه بر جذب بخشی از واردات کالاهای ضروری، به کاهش هزینه‌های لجستیکی و تقویت تجارت منطقه‌ای کمک کند. اهمیت راهبردی این بندر در نهایت به توانایی آن برای حفظ جریان کالا در شرایط بحران وابسته است. توسعه زیرساخت‌ها، افزایش بهره‌وری عملیاتی، تقویت ناوگان دریای خزر و تکمیل پیوندهای ریلی و کریدوری می‌تواند امیرآباد را از یک مسیر مکمل واردات به یکی از پایه‌های پایدار امنیت غذایی و تاب‌آوری اقتصادی ایران تبدیل کند.