printlogo


« زرین‌کوب» فراتر از داوری‌های شتاب‌زده


محمدجعفر محمدزاده- نام دکتر عبدالحسین زرین‌کوب از نام‌های ماندگار فرهنگ و اندیشه معاصر ایران است؛ پژوهشگری که تاریخ، ادبیات، عرفان و فرهنگ ایرانی را با نگاهی ژرف، قلمی توانا و روشی محققانه به هم پیوند داد و در شناخت گذشته ایران و جهان اسلام، افق‌های تازه‌ای پیش روی خوانندگان و پژوهشگران گشود. از همین رو، طرح برخی داوری‌ها و اتهام‌ها درباره روش علمی او، به‌ویژه در روزگاری که تقویت سرمایه‌های فرهنگی و عناصر هویت ملی ضرورتی انکارناپذیر دارد، نیازمند تأمل و پاسخ مستدل است. یکی از انتقادهایی که اخیراً درباره زرین‌کوب مطرح شده، این است که گویا او ابتدا مطلبی را می‌نوشته و سپس در جست‌وجوی منابعی برمی‌آمده تا برای آن ارجاع و استناد فراهم کند. این ادعا، حتی اگر در ظاهر به نقدی روش‌شناختی شباهت داشته باشد، از یک نکته اساسی غفلت می‌کند که تفاوت میان پژوهشگر گردآورنده و اندیشمند صاحب‌نظر و نظریه‌پرداز زیاد است.  نظریه‌پرداز قرار نیست در آغاز کار صرفاً به جست‌وجوی گفته‌های دیگران بنشیند تا از میان آنها موضوعی برای اندیشیدن بیابد. او با تکیه بر دانش، تجربه مطالعاتی و قدرت تحلیل خود، به مسئله‌ای می‌اندیشد، به دریافت و داوری می‌رسد و سپس آن را در معرض سنجش شواهد و اسناد قرار می‌دهد.
البته این سخن به معنای بی‌نیازی اندیشه از سند و منبع نیست. استناد علمی، پشتوانه اعتبار هر داوری پژوهشی است؛ اما نباید نقش اندیشه، تحلیل و قدرت نظریه‌پردازی را در فرایند تحقیق نادیده گرفت. میان صورت‌بندی یک مسئله و ایده پژوهشی با اثبات و مستندسازی آن تفاوت وجود دارد. پژوهشگر ممکن است در جریان بررسی شواهد، نظر نخستین خود را اصلاح کند یا حتی به نتیجه‌ای متفاوت برسد. این نه‌تنها نشانه ضعف علمی نیست، بلکه از مهم‌ترین نشانه‌های صداقت و بلوغ پژوهشی است. زندگی علمی زرین‌کوب خود گواه روشنی بر این حقیقت است. کتاب «دو قرن سکوت» که در سال‌های جوانی او و با شور هویت‌جویی و دغدغه‌های ملی نوشته شد، در فاصله‌ای نه‌چندان طولانی مورد بازنگری بنیادین قرار گرفت. زرین‌کوب در چاپ بعدی، با بهره‌گیری از یافته‌های تازه و معیارهای دقیق‌تر پژوهشی، بخشی از داوری‌های پیشین خود را تغییر داد. این رفتار را باید از برجسته‌ترین جلوه‌های اخلاق علمی دانست؛ زیرا بسیاری از نویسندگان به نوشته‌های خود دلبستگی دارند و در برابر نقد و اصلاح مقاومت می‌کنند، اما او حقیقت را بر اعتبار نوشته پیشین خویش مقدم داشت. در آثار دیگری چون «کارنامه اسلام»، «بامداد اسلام» و «تاریخ ایران بعد از اسلام» نیز با پژوهشگری روبه‌رو هستیم که می‌کوشد از داوری‌های شتاب‌زده و دوگانه‌سازی‌های ساده‌انگارانه فاصله بگیرد و تاریخ را در پیچیدگی واقعی آن بشناسد. سخن خود او در مقدمه «تاریخ ایران بعد از اسلام» که تاریخ را سرگذشت زندگی انسان‌ها می‌داند، به‌خوبی نشان می‌دهد که غایت پژوهش تاریخی از نظرش ستایش و نکوهش اشخاص و گروه‌ها نیست، بلکه شناخت حقیقت زندگی انسان و زمانه اوست. بی‌تردید زرین‌کوب نیز مانند هر پژوهشگر دیگری در معرض نقد و بررسی است. هیچ نامی در قلمرو علم فراتر از نقد نیست؛ اما نقد علمی با تخریب و داوری‌های جهت‌دار تفاوت دارد. برای نقد منصفانه باید آثار را در بستر تاریخی و علمی زمانه خود شناخت، روش پژوهشگر را به‌درستی دریافت و میان خطاهای احتمالی یک اثر و ارزش کلی کارنامه علمی او تمایز گذاشت. زرین‌کوب تنها صاحب چند کتاب پرخواننده نبود؛ او بخشی از سرمایه علمی و فرهنگی ایران معاصر است. نثر استوار، نگاه چندسویه، دانش گسترده و مهم‌تر از همه، شهامت بازنگری در داوری‌های خویش، میراثی است که همچنان می‌تواند برای نسل تازه پژوهشگران آموزنده باشد. پاسداشت چنین میراثی به معنای مصون دانستن بزرگان از نقد نیست؛ به معنای دفاع از انصاف علمی و پرهیز از فراموش کردن قدر و جایگاه کسانی است که عمر خود را صرف شناخت و شناساندن فرهنگ ایران کرده‌اند.  * پژوهشگر تاریخ زبان و فرهنگ ایران