اقتصاد عملی و کاغذی
شخصی را گفتند مراقب باش از لب بام نیفتی و او آنقدر عقب عقب رفت که از آنسوی بام سقوط کرد ! متاسفانه این مثل قدیمی در بسیاری از رفتارهای فردی، اجتماعی و حتی رسمی ما ایرانیها مصداق دارد. یک روز آنقدر مجوز بانک و موسسه مالی خارج از توان نظارتی می دهیم و روز دگربه فکرادغام آنها می افتیم که حتی در این شرایط اقتصادی تحریم زده و بحرانی نتوانیم عهده دار مسئولیتمان و پاسخگوی مردم رنج کشیده و مالباخته ای باشیم که با هزاران امید و آرزو ( و البته در مفسده ای دیگر) به امید تحصیل مضاعف بهره روزشمار! و به جبران کسری درآمد و عدم توازن بین دخل و خرج اندوخته هایشان را به این موسسات ظاهرا رسمی و قانونی سپرده و حالا با گذشتن از خیر سود و بهره برای تصاحب اصل سرمایه شان بعضا کتک و بازداشت هم در انتظارشان است ! که انسان بی اختیاربه یاد این ضرب المثل شعر گونه فارسی می افتد :
از طلا گشتن پشیمان گشته ایم
مرحمت فرموده ما را مس کنید
اگر مسئولین محترم قبول زحمت فرموده سری به آرشیو روزنامه ها بزنند تذکرات و هشدارهای مکررروزنامه نگاران را از سالها قبل در سرمقالات و یادداشتهای ایشان در همین روزنامه های خودی خواهند یافت که با چه دلسوختگی نوشتند و نوشتند...