مصاف ایران و آمریکا از منظر جنگ شناختی
دستهای بلند جمهوری اسلامی شامل توان موشکی و پهپادی و توان تکثیر تفکر مقاومت از یک سو و تجربه رصد و شکار تجهیزات پرنده واشراف اطلاعاتی بر شبکههای جاسوسی از دیگر سو، حکایت از دانش کسب و بکارگیری مولفههای بازدارندگی راهبردی از سوی ایران اسلامی است.
جمهوری اسلامی ایران با اگاهی از ظرفیت هایش نه فقط در قامت یک بازیگر حرفهای در جنگهای شناختی پسا مدرن ظاهر شده که مهارت در اتخاذ شگردهای نوین حرفهای، شگفتی جهانیان را هم برانگیخته است. تازهترین جنگ شناختی واشنگتن - تهران که در خلیج فارس روی داد نمادی از بلوغ دانش ایرانیان در این حوزه است.
امریکا با حرکت جنجالی ناو هواپیما برآبراهام لینکلن به خلیج فارس و اعزام پهپاد گلوبال هاوک به مرزهای هشداری پدافندی ایران در حوزه سخت افزاری و گسیل هایکو ماس وزیرخارجه المان و ابه شینزو نخست وزیر ژاپن در حوزه مغز افزاری کوشش کرد با تاثیر گذاری بر دستگاه محاسباتی، جمهوری اسلامی را وادار به عقب نشینی کند.
این کاشناس مسائل سیاسی در یادداشتش تصریح کرده است: در این نبرد شناختی، حرکت مهره وزیر که در ابه شینزو متبلور شده بود مهار شد و پهپاد جاسوسی هم بسان مهره اسب در میدان شطرنج پسا مدرن زده شد. گسیل ناو، حرکت پهپاد، اعزام نخست وزیر، صدور بیانیه، برگزاری همایش منامه، نشست شورای امنیت، امد و شد پمپئو وزیر خارجه و ... همه ابزاری برای تاثیرگذاری بر جنگ ارادههای مردم و مسئولان است.
جابجایی هر مهره در بازی بزرگ شطرنج کارزار شناختی، حامل پیامی است که امپراتوری هزار توی رسانهای به عنوان بازوی دیپلماسی عمومی تا اندرونی خانه تک تک شهروندان منتقل میکنند پس لزوما با شلیک در دنیای واقعی توامان نیست. این تفاوت جنگ سخت و نرم است.
آیت الله خامنهای هم در کسوت رهبری امت و هم از جایگاه فرماندهی کل قوا با اشراف بر نبردهای شناختی در دنیای پسا مدرن، ذهنیت قرارگاه استکبار در حرکت مهرهها را برای افکار عمومی بر ملا میکنند، اما لحظهای نباید از کید مستمر شیطان بزرگ برای دستکاری دستگاه محاسباتی غفلت کرد، گرچه« ان کید الشیطان کان ضعیفا ».