اتحاد ترامپ و جانسون بادوام نخواهد بود
ادامه از صفحه اول
درباره انتخاب بوریس جانسون به عنوان نخستوزیر بریتانیا گفتوگویی با مجید تفرشی، مورخ و تحلیلگر ارشد مسائل بریتانیا داشتهایم که مشروح آن در ادامه میآید.
بریتانیاییها یک ضربالمثلی دارند مبنی بر اینکه «آدمهای غلط برای دورههای غلط». آن دوره طلایی که شما به آن اشاره کردید مربوط به دورانی بود که روسای جمهور آمریکا همانند امروز دچار چالشهای جدی نبودند و نخستوزیر بریتانیا هم دارای جامعهای باثبات و حمایت اکثریت مطلق بود؛ اما نه ترامپ بدون چالش است و نه جانسون موقعیت مستحکم و بادوامی دارد. در واقع، هرچند جانسون اکنون به عنوان نخستوزیر بریتانیا انتخاب شده اما موقعیت او در جامعه و در برابر پارلمان بسیار متزلزل است. این شرایط به گونهای است که او حتی استحکامی که در دولت ترزا می وجود داشت را ندارد چراکه بسیاری از اعضای ارشد و میانه حزب محافظهکار در اعتراض به وضعیت فعلی کنارهگیری کرده و از پارلمان استعفا دادهاند و حزب محافظهکار ریزشهای شدیدی داشته است.
اگر ما نگاهی کلی به مواضع بریتانیا در قبال ایران داشته باشیم، رویکرد لندن نسبت به مناقشه هستهای و موضوع ایران تا پیش از انتخابات ریاست جمهوری سال ۹۲ بسیار شبیه آمریکاییها بود و حتی در برخی از موارد، مواضع آنها تندتر هم بود که میتوان به تحریم بانک مرکزی و همچنین تحریم سوخترسانی به هواپیماهای ایرانی اشاره کرد. این تحریمها را بریتانیا ابتدا یکجانبه اعمال کرد و بعد آنها را به اتحادیه اروپا و شورای امنیت سازمان ملل متحد قبولاند. در فاصله توافق هستهای تا برگزیت، مواضع بریتانیا نسبت به ایران تعدیل شد و آنها تلاش کردند تا همگام با اتحادیه اروپا نسبت به ایران اعلام موضع کنند. در این مدت، شاهد تجدیدنظرهای اساسی در روابط لندن با تهران در این دوره بودیم اما پس از برگزیت، این مواضع آرام آرام در حال بازگشت به حالت اولیه خود است.
اگر ما بخواهیم واقعبینانه نسبت به مواضع لندن نسبت به برجام نگاه کنیم، آنها به سمت خروج از توافق هستهای حرکت میکنند اما این تصمیم هنوز قطعی نیست و وابسته به تصمیم آنها برای نوع گسست از اتحادیه اروپا و نزدیکی با آمریکا دارد. مسئله برجام یک وجه از روابط بریتانیا با ایران است. وجه دیگر آن، برگزیت و میزان نزدیکی آمریکا و بریتانیاست.
جانسون در طول مبارزات انتخاباتی خود برای کسب رهبری حزب محافظهکار و تصدی پست نخستوزیری بیشترین تلاش خود را این مبنا استوار کرد که خود را همرای و همراه با ایالات متحده و متحدانش یعنی اسرائیل، عربستان سعودی و امارات متحده عربی نشان دهد. طبیعی است که آن شعارها با محوریت همراهی با آمریکا باشد اما اینکه چقدر به آن شعارها اعتقاد داشته باشد و آنها را عملی کند، من مطمئن نیستم جانسون مانند ترامپ عمل کند. جانسون در میانمدت و درازمدت علاقه دارد تا بریتانیا را با ایالات متحده همراه کند ولی ممکن است عمر دولتش قد ندهد و کوتاهتر از آن باشد که مجالی برای رسیدن به خواستهها و عملی کردن آرزوهایش داشته باشد.
مسئله نفتکشها عمر درازمدتی نخواهد داشت و در زمان کوتاهی حل و فصل خواهد شد. اینکه بیان میشود ایران به تلافی توقیف نفتکش گریس۱، کشتی انگلیسی را توقیف کرده، درست نیست چراکه دلایل درست و معقولی برای آن مطرح شده و اگر هم تلافی باشد، منطقی و طبیعی است. مسئلهای که بریتانیا باید متوجه باشد آن است که لندن در موقعیت تهدید و ارعاب نیست. دست بریتانیا هم برای نقشآفرینی باز نیست چراکه از یکسو با مشکلات داخلی روبهرو است و از طرفی با عدم همراهی آمریکا مواجه میشود بنابراین راهی که باید از سوی لندن پیموده شود، راه همراهی و تعامل با تهران است.بریتانیا باید متوجه باشد آن است که لندن در موقعیت تهدید و ارعاب نیست. دست بریتانیا هم برای نقشآفرینی باز نیست چراکه از یکسو با مشکلات داخلی روبهرو است و از طرفی با عدم همراهی آمریکا مواجه میشود بنابراین راهی که باید از سوی لندن پیموده شود، راه همراهی و تعامل با تهران است. بریتانیاییها از هر طرحی که آمریکاییها در آن حضور داشته باشند، استقبال میکنند ولی من مطمئن نیستم دولت آمریکا همه جانبه وارد ابعاد نظامی و منطقهای این طرح شود. ایالات متحده تصمیم گرفته است که مداخله چندانی دراین باره نداشته باشد و خیلی
دخالت نکند.