printlogo


دلیل تلاش های میانجیگرایانه فرانسه  در تنش ایران و آمریکا



ادامه از صفحه اول
اتحادیه اروپا را گذاشت با این کلونی سیاسی و اقتصادی در قاره سبز مخالف بود. این مخالفت ها در دوره دونالد ترامپ به شکل بسیار پررنگی افزایش پیدا کرده است. به ویژه آن که اکنون با حمایت های گسترده کاخ سفید از بوریس جانسون، نخست وزیر انگلستان و تقویت خروج این کشور از اتحادیه اروپا، این اتحادیه بیش از پیش آسیب پذیر شده است. لذا فرانسه با این دست اقدامات سعی می کند قدرت سیاسی و دیپلماتیک اتحادیه اروپا را در برابر سیاست های کاخ سفید حفظ کند. 
از آن سو زمزمه ها پایان عمر سیاسی خانم مرکل هم به گوش می رسد لذا تمام بار مسائل سیاسی و دیپلماتیک اتحادیه اروپا بر دوش رئیس‌جمهوری فرانسه افتاده است. بنابراین فرانسه از این امتیاز یعنی رهبری اتحادیه اروپا به سادگی نخواهد گذاشت تا بتواند در برابر اقدامات کاخ‌سفید برای فروپاشی اتحادیه اروپا جلوگیری کند. پس علیرغم تمام مناسبات مکرون با دونالد ترامپ هیچ‌کس منکر اختلافات جدی و گسترده دو رئیس‌جمهور نیست. البته این نکته هم ناگفته نماند که یقینا اهمیت امنیتی و سیاسی توافق هسته‌ای برای اتحادیه اروپا بسیار جدی است. چون لغو برجام یقیناً تبعات بسیار گسترده ای در حوزه امنیتی خواهد داشت و به واسطه نزدیکی اروپا به خاورمیانه هر لحظه امکان دارد دامنه ناامنی ها به اروپا هم کشیده شود. 
مسائل شخصی باعث کناره گیری آقای اربل از ریاست اینستکس نشد. بلکه به واسطه نگاه و تفکر این دیپلمات آلمانی است که مجبور به استعفا از این سمت شد. همانگونه که می دانید همسر آقای اربل فلسطینی الاصل است. از این‌رو وی تمایلات بسیار جدی نسبت به مسئله فلسطین دارد. از آن طرف به دلیل اینکه آشنایی بسیار خوبی هم به فرهنگ و زبان فارسی دارد و در زمان سفارت هم در ایران روابط بسیار نزدیک با سران و مقامات ایرانی داشته است، مواضع بسیار نزدیکی هم با تهران دارد. به گونه ای که حتی در مواقعی به عنوان یکی از عوامل ارتباطی میان قاره سبز با ایران عمل کرده است. 
من معتقدم اساساً نه آقای اربل که هر کس دیگری را به عنوان رئیس اینستکس منصوب کنند و حتی در سمت های بالاتر شخصی مانند جوزپ بورل به عنوان مسئول جدید سیاست خارجی اتحادیه اروپا هم نمی تواند برای حمایت از برجام و عملیاتی شدن وعده‌های اروپا کاری انجام دهد. چون اساساً آمریکا از چنان قدرت و هژمونی برخوردار است که نمی‌توان کار چندان زیادی در خصوص اینستکس انجام داد.
در عالم واقع و در دنیای دیپلماسی یقینا همه بازیگران به دنبال منافع خود هستند. این مسئله جزء لاینفک اقتضائات دنیای امروز روابط بین الملل است. بنابراین عربستان سعودی و امارات متحده عربی در برهه‌ای از زمان منافع خود را در راستای همسویی با مواضع ایالات متحده آمریکا و ضدیت با جمهوری اسلامی ایران می دیدند، اما زمانی که ابوظبی و ریاض مشاهده کردند که واشنگتن در برابر ساقط شدن پهپاد آمریکایی یک انفعال جدی از خود نشان داد به این نتیجه رسیدند که منافع آنها در کاهش تنش با جمهوری اسلامی ایران رقم خواهد خورد. در این راستا یکی از سران و مقامات کشورهای عربی صراحتا عنوان داشت که دونالد ترامپ برای کشورهای حاشیه خلیج فارس شیر است و برای ایران خرگوش؛ این سخن نشان می دهد که اکنون امارات متحده عربی و عربستان سعودی به یک بازبینی در سیاست های ضد ایرانی خود دست زده اند تا بتوانند منافع خود را در همراهی با تهران پیگیری کنند. 
از آن سو من معتقدم که با مطرح شدن برخی خروجی ها و نتایج مثبت از دل تلاش های مکرون، امارات متحده عربی و عربستان سعودی هم به این باور رسیده اند که با همراهی و حمایت از این تلاش ها می‌توان نظر مثبت ایران را در کاهش تخاصم با آنها جلب کرد. البته در نهایت عربستان سعودی و امارات متحده عربی هیچ گاه ایالات متحده آمریکا را کنار نخواهد گذاشت. یعنی اکنون ریاض و ابوظبی می‌خواهند، هم مناسبات خود را با واشنگتن حفظ کنند و هم شرایط را برای کاهش تنش با ایران در پیش بگیرند تا منافع آنها از جانب هر دو طرف
 تامین شود.