ایران رابطه بهتری با اتحادیه اروپا برقرار کند
ادامه از صفحه اول
جوسپ بورل، در مقایسه با برخی از رقبای خود در تصدی پُست کنونیاش، نگاه مثبتیتر به برجام دارد. بازه زمانی راهاندازی سازوکار حل اختلاف هم به ابتکار او تمدید شده است.
ظاهراً او نسبت به مواضع حقوقی ایران - از جمله موضع ایران مبنی بر اینکه تهران یک بار سازوکار حل اختلاف را به کار انداخته و دولتهای اروپایی دیگر چنین اختیاری ندارند - نگاه منصفانهتری دارد. حضور او در تهران میتواند فرصتی برای پیدا کردن یک راهحل جدی و رایزنی برای تنشزدایی میان ایران و دولتهای اروپایی باشد.
در مورد اینکه چرا اروپا در این مقطع، سازوکار حل اختلاف را فعال کرده است، گمانهزنیهای زیادی وجود دارد. برخی گزارشها حاکی از این است که این سازوکار پیرو تهدیدهای دولت ترامپ در مورد افزایش تعرفه بر واردات خودروهای اروپایی انجام شده است.
توجیهی که برای مبادرت به فعال شدن سازوکار حل اختلاف در برجام از جانب اروپا بیان شده وجاهتی ندارد،عامل اصلی این اقدام - آنطور که برجام مقرر میدارد - یک عامل «درون برجامی» نیست. برخی دیگر معتقدند اروپا این اقدام را انجام داده چراکه در عمل گام دیگری برای ایران متصور نیست و بر این باور است که از این پس «گامهای معکوس» قابلیتهای هستهای «بازگشتناپذیری» به ایران خواهد داد.
توجیه اروپا هرچه باشد، شواهد حاکی از این است که رابطه ایران و اروپا در یک سراشیبی افتاده است و لازم است طرفین از فرصت حضور بورل برای بهبود روابط استفاده کنند.
چنانچه ایران و اتحادیه اروپا «راه بهبود روابط» را با یکدیگر پیش بگیرند، قطعاً بورل میتواند نقش سازندهای در این راستا ایفا کرده و تلاش کند تنشهای میان ایران و سه کشور اروپایی کاهش یابد.
با توجه به خروج بریتانیا از اتحادیه اروپا، ممکن است قدرت رایزنی، «هماهنگسازی» و نفوذ او بر لندن مثل سابق نباشد. در هر حال، امروز بریتانیا محتاج بازتعریف روابط تجاری خود با ایالات متحده است و قطعاً دولت ترامپ - در روند مذاکره با لندن - خواستار اِعمال فشار به ایران و احیاناً احیای قطعنامههای شورای امنیت علیه ایران خواهد شد.
نتایج انتخابات ۲۰۲۰ آمریکا قطعاً بر حیات برجام تعیینکننده خواهد بود. اگر ترامپ پیروز شود، احتمالاً اروپا به خواستههای واشنگتن در رابطه با ایران تن خواهد داد.
ایران میتواند از انقضای برخی محدودیتهای برجام نیز - از جمله در حوزه نظامی - بهرهمند شود. به همین خاطر، در ماههای آینده دولت ترامپ تمام امکانات و تلاش خود را بکار خواهد گرفت تا به واسطه بریتانیا یا حتی اتحادیه اروپا برجام را یک بار برای همیشه از سر راه بردارد.
هدف دولت کنونی آمریکا این است که کاری صورت گیرد که دولت بعدی آمریکا هم نتواند به راحتی کلاف تحریمها را باز کند یا فضایی برای عادیسازی روابط تجاری و اقتصادی ایران با جهان ایجاد کند. برای همین هم لازم است ایران از هماکنون تدابیر و تمهیداتی برای هر دو سناریو در نظر داشته باشد. یعنی دستکم راهی برای حلوفصل مسالمتآمیز مسئله باز نگه دارد.
اگر توافقی در سطوح راهبردی و نظامی در منطقه انجام بگیرد، به صورت مستقیم با دولتهای منطقه و کشورهای حاشیه خلیج فارس خواهد بود، بهترین فرمول این است که دولتهای غربی فضایی ایجاد کنند که ایران بتواند به صورت مستقیم با کشورهای منطقه - به ویژه کشورهای حاشیه خلیج فارس - وارد مذاکره شود و به یک توافق امنیتی جامع و بومی با آنها نائل شود.مهمترین پیامد آن، این است که در پسِ فروپاشی برجام، «رژیم عدم اشاعه» دچار یک تغییر بنیادی خواهد شد. به بیان دیگر، آنچه از اواخر دهه ۱۹۶۰ میلادی تا امروز به عنوان «رژیم عدم اشاعه» میشناختیم، از فردای فروپاشی برجام دیگر موضوعیت نخواهد داشت. بازتعریف یک نظام جایگزین هم - با توجه به تشدید بی اعتمادیها - به این آسانی نخواهد بود.