printlogo


درس‌هایی که می‌توانیم از چین بگیریم

 چینی‌ها بعد از سی سال تجربه‌های ناموفق و پرهزینه بالاخره قبول کردند مدیریت اقتصادی الزامات خاص خود را دارد و تابع باید و نبایدهای ایدئولوژیک آنها نیست، رمز موفقیت ملزم بودن به الزامات توسعه اقتصادی است، اما بخشی قدرتمند از حاکمیت  در ایران در ابتدای دهه پنجم انقلاب در اعتقادشان به اینکه ریشه همه مشکلات اقتصادی کشور زیر سر تعدادی لیبرال در بدنه دولت است روز به روز راسخ تر می‌شوند متاسفانه یا خوشبختانه، اقتصاد ساز و کار جهانشمول خود را دارد، نه به اراده رفیق مائو ماهیت ذاتی خود را تغییر می‌دهد و نه به خواست جوانان انقلابی قوانین خود را عوض می کند. 
مثلاً اگر به هر دلیلی رشد نقدینگی بیش از رشد اقتصادی باشد، چه تدبیر امور دست جوانان انقلابی باشد و چه لیبرال ها بدون برو برگرد به نسبتی معین تورم افزایش پیدا می کند.حاکمان چین کمونیست بعد از انقلاب و به دست گرفتن قدرت، مثل همه نظام های ایدئولوژیک و آرمانگرا، به دنبال ایجاد آرمان شهری مملو از عدالت و رفاه نه تنها برای ملت چین بلکه برای کل بشریت بودند.
برخلاف آرمان‌شهر موعود کمونیست های چینی، فقر روز به روز چهره کریه خود را بیشتر نشان می داد. رفیق مائو چاره کار را در انقلابی دیگر دید، که آن را "جهش بزرگ" نام نهاد.