نزدیک تر شدن مرگ برجام
ادامه از صفحه اول
بین المللی FATF هستند که در نهایت با تایید گروه ویژه اقدام مالی به لیست سبز و کشورهای پیشرفته وارد خواهد شد و در نهایت کشورهای گروه سوم شامل کشورهایی میشود که هیچ گونه همکاری و یا همراهی با این قوانین، لوایح و کنوانسیون های بین المللی مالی و بانکی ندارند و نهایتاً در لیست سیاه قرار میگیرند و در این لیست تنها دو کشور کره شمالی و جمهوری اسلامی ایران قرار دارد. بنابراین بازگشت ایران به لیست سیاه دو نتیجه مستقیم و ملموس را در کوتاه مدت با خود به همراه دارد. یکی از آن نتایج و تبعات به آثار سوء سیاسی و دیپلماتیک آن باز می گردد. چرا که با این اقدام گروه مالی یقیناً فضا و بستر برای انزوای پررنگ تر ایران در عرصه بینالمللی بیش از پیش فراهم خواهد شد و به تبع آن ارتباطات و مناسبات دیپلماتیک و سیاسی ما با برخی از کشورها، نهادها و گروه های بین المللی محدود تر از گذشته خواهد شد.
در کنار آن یقینا آثار و نتایج منفی اقتصادی و تجاری بازگشت ایران به لیست سیاه FATF جلوه بیشتری از تبعات سوء سیاسی خواهد داشت. چرا که اکنون شبکه بانکی و مالی ایران از سوی تمام بانک ها و موسسات مالی و اعتباری جهان با بن بست مواجه خواهد شد و به موازاتش شبکه سوئیفت نیز یک گام جدی به مواضع آمریکا نزدیک تر شده است. به تبع آن یقیناً تمام تلاشهای سیاسی و دیپلماتیک اروپا برای عملیاتی کردن همان وعده خود یعنی اینستکس نیز به در بسته خورد.
در آینده ای نزدیک مطمئناً سینرژی این آثار و تبعات سیاسی، دیپلماتیک و اقتصادی سرنوشت مشابهی را برای برجام رقم خواهد زد. یعنی با بازگشت ایران به لیست سیاه FATF، عملاً مرگ واقعی برجام نزدیک تر شده است. این در حالی است که حسن روحانی و محمد جواد ظریف بارها عنوان کرده اند که ما از مذاکرات با اروپایی ها برای حفظ و تداوم حیات برجام دو انتظار جدی داریم؛ اول خرید نفت خام از ایران و دوم انجام مراودات مالی و بانکی که مطمئناً اکنون این دو انتظار با بازگشت ایران به لیست سیاه FATF، بر باد رفته تلقی خواهد شد. اگرچه پیش از این هم تمام تحلیل ها و برآوردها حکایت از آن داشت که اروپایی ها، نه توان و نه تمایلی به برآورده کردن این انتظارات و حتی عملیاتی کردن اینستکس دارند.
عملا تحریم بسیاری از شخصیت های سیاسی کشور مانند اعضای شورای نگهبان اقدامی است که بیشتر یک بلوف سیاسی تبلیغاتی برای دونالد ترامپ به شمار می رود، اما نباید فراموش کرد که این مسئله میتواند آثار روانی سیاسی برای مردم آمریکا به همراه داشته باشد. به هر حال مطرح کردن این ادعا که آمریکا اکنون بسیاری از مقامات سیاسی و امنیتی ایران را تحریم کرده است می تواند کفه تبلیغات دونالد ترامپ را سنگین تر بکند و باعث جلب آرای بیشتری به سود او شود، اگرچه در صحنه عمل این گونه تحریم ها هیچ گونه تاثیری بر زندگی سیاسی این افراد در داخل ایران نخواهد داشت. اما نکته بسیار مهمی که در این میان نباید فراموش کرد این است که مطرح شدن ادعای ترامپ مبنی بر اعمال تحریمهای شدیدتر علیه ایران به هیچ وجه بلوف تبلیغاتی انتخاباتی نیست. نباید این سخن اشتباه را تکرار کنیم که اکنون تحریمی وجود ندارد که از سوی ایالات متحده آمریکا ضد ایران عملیاتی نشده باشد. من معتقدم هر چه به ایام انتخابات ریاست جمهوری آمریکا نزدیک شویم احتمال آن وجود دارد که تعداد بیشتری از وزارتخانه ها به لیست تحریم های ایالات متحده آمریکا اضافه شوند. البته در کنار آن به هر میزان که نیروهای اصولگرای تندرو در مجلس دایره تنش با آمریکا را افزایش دهند به پررنگ شدن تحریم های ایالات متحده آمریکا کمک خواهند کرد.