بررسی «اقتصادسرآمد» از چگونگی کنترل سرمایه های سرگردان
مهارنقدینگی افسار گسیخته با بازار باز
گروه بانک و بیمه- هر گاه بانکها با کاهش نقدینگی مواجه میشوند اقداماتی همچون دریافت سپرده یا سود بالاتر، قرض گرفتن از یکدیگر یا برداشت از بانک مرکزی را انجام میدهند که این اقدامات موجب افزایش سود بین بانکی، اثرگذاری بر سود سپرده بانکها و در آخر تحت تاثیر قرار دادن تورم خواهد شد. با عملیات بازار باز بانکی، کنترل نرخ سود کوتاه مدت و یا بین بانکی از کانال آن امکان پذیر خواهد بود؛ به گونهای که اگر زمانی بانکها دچار کمبود نقدینگی شوند و نرخ سود در بازار بین بانکی بالا برود، بانک مرکزی شروع به خرید اوراق از بازار و تزریق پول میکند تا بانکها بتوانند مشکل نقدینگی را حل کرده و نرخ سود بین بانکی کاهش پیدا کند.
به گزارش اقتصادسرآمد، اکنون، با توجه به تاکید اقتصاددانان بر کنترل و هدایت نقدینگی به سمت فعالیتهای مولد برای رسیدن به تولیدات گسترده، مهار تورم و افزایش ۲۸.۲ درصدی حجم نقدینگی در آذرماه، جای سوال است که عملیات بازار باز بانکی میتواند با اتخاذ سیاستهای مناسب و هماهنگ با اهداف کلان اقتصادی و بکار بردن ابزارهای کنترل دقیق، نقدینگی را به سمت فعالیتهای مولد اقتصادی هدایت کند یا خیر؟
نظام پولی و بانکی به دلیل نقش تعیینکننده در سیاستهای پولی و اعتباری و به عنوان یک قدرت اقتصادی مهم در اختیار دولت، میتواند با اتخاذ سیاستهای مناسب و هماهنگ با اهداف کلان اقتصادی و بکار بردن ابزارهای کنترل، نقدینگی را به سمت فعالیتهای مولد اقتصادی هدایت کند و با افزایش ثبات اقتصادی زمینه را برای شکلگیری سرمایهگذاری، اشتغال، تولید و... فراهم آورد.افزایش حجم پول منجر به ایحاد یک دوره رونق مصنوعی و موقتی در اقتصاد میشود، اما این موضوع در بلند مدت باعث افزیش نرخ تورم از یک سو و ایجاد رکود اقتصادی از سوی دیگر میشود و هر چه افزایش حجم پول برای تداوم رونق مصنوعی افزایش یابد، تورم ایجاد شده و رکودی که در پی آن خواهد آمد؛ شدیدتر، عمیقتر و طولانیتر خواهد بود.
نرخ تورم بالا و نوسانهای آن هزینههای بسیاری را بر اقتصاد تحمیل میکند که میتوان به کاهش نرخ رشد اقتصادی و به تبع آن کاهش سطح رفاه عمومی از یک سو و تغییر توزیع درآمد، ثروت و رفاه به زیان اقشار کم درآمد جامعه از سوی دیگر اشاره کرد.همچنین، تورم بالا و بیثباتی موجب اخلال در شناسایی قیمتهای نسبی توسط فعالان اقتصادی میشود، چراکه در فرآیند تورمی، قیمت تمام کالاها به یک نسبت افزایش نمییابد، در نتیجه فعالان اقتصادی نمیتوانند تغییرات قیمتهای نسبی را از تغییرات سطح عمومی قیمتها به خوبی تفکیک کنند. علاوه براین، تورم بالا و بیثباتی موجب نااطمینانی فعالان اقتصادی نسبت به تحولات آینده خواهد شد و فعالان اقتصادی نمیتوانند چشمانداز روشن و شفافی از آینده ترسیم کنند که این امر به ویژه بر سرمایهگذاری تاثیر منفی خواهد گذاشت.
اخیرا جمعی از اقتصاددانان در نشستی تحت عنوان «نقش پول در اقتصاد، عامل رونق تولید یا ایجاد تورم» درباره اینکه خلق پول در اقتصاد میتواند عاملی برای رشد تولید یا ایجاد تورم باشد بحث کردند که از نظر آنان پول به عنوان یک منبع مالی برای تولید و رشد اقتصادی لازم است اما این کافی نیست بلکه باید عامل و روند خلق پول مشخص باشد و با شناسایی فعالیتهای مولد به سمت آنها حرکت کند تا در اثر افزایش تولید ناخالص داخلی، رشد اقتصادی را به همراه بیاورد.طبق گفته این کارشناسان اقتصادی، رابطه رشد نقدینگی و تورم بالا در طول زمان اثبات شده اما خلق پول در کوتاه مدت منجر به ایجاد تورم نمیشود و فقط برای مدت موقتی رشد تولید مصنوعی را ایجاد میکند. علاوه براین، تولید و رشد آن به پول احتیاج دارد اما در این راستا، حجم خلق پول بسیار مهم است زیرا، هر چه خلق پول و اعتبار بیشتر شود، رشد قیمتها هم بالا میرود.
اکنون، عملیات بازار باز بانکی در بلند مدت عملی میشود و سایر ساختارهای اقتصادی کشور به دلیل بیثباتی و عدم تعادل آماده اعمال این عملیات نیستند، نمیتوان از بازار باز بانکی انتظار چندانی برای کنترل نقدینگی و مهار تورم داشت و باید منتظر اقدامات و برنامههای بانک مرکزی در این زمینه ماند.