printlogo


غولي با پاهاي  چوبى
غلامرضا مصدق

كساني كه فكر مي كنند بدون وجود و بي توجه به اقتصادي قدرتمند، فقط با اتكا به قدرت نظامي مي توان در بلند مدت  امنيت را ‏براي كشور تامين كرد ، به ياد داشته باشند شوروي با حمله ارتشي بيگانه از هم فرو نپاشيد ، اين حمله ارتش اقتصاد ناكارآمد ‏خودشان بود كه بدون شليك حتي يك گلوله باعث شكست آنان  شد . زيرا تا به حال هيچ كشوري قادر به ايجاد نيروي نظامي  كه ‏قادر به  مقابله با ارتش فقر و فلاكت باشد ، نشده است.‏
ريچارد نيكسون رئيس جمهور اسبق  آمريكا سالها قبل از فروپاشي شوروي سابق ، در كتابي با عنوان «پيروزي بدون جنگ » فروپاشي امپراطوري شوروي را پيش بيني كرد. او در اين كتاب با تحليل دقيق وضعيت اقتصادي شوروي ،  با استناد به اعداد و ارقام ، بويژه با تمركز بر هزينه هاي روزافزون مسابقه تسليحاتي  نتيجه گرفت اين امپراطوري با توجه به وضعيت ضعيف اقتصادي و بهره وري نازلي كه در اين  حوزه دارد علي رغم  دارا بودن قدرت عظيم  نظامي ، صرفاً غولي با  پاهاي چوبي است ، اين پاهاي لرزان ضعيف تر از آنند كه توان  سرپا نگه داشتن اين بدن عظيم نظامي را داشته باشند ، پس  بزودي  بدون  نياز به حمله نظامي از طرف ما ، فرو خواهد افتاد .
نيكسون زماني اين حرف را زد كه شوروي در مسابقه تسليحاتي پا به پاي غرب و در موارد زيادي حتي جلوتر از انها پيش مي رفت ، ايستگاه فضائي انها در فاصله چند هزار كيلومتري زمين  خود شهري بزرگ  بود كه هر روز بر وسعت آن افزوده مي شد ، بر نيمي از كره زمين مستقيم و غير مستقيم تسلط داشت و هنوز الهام بخش ميليونها انسان  انقلابي و عدالت طلب در سراسر جهان  بود ، اما هيچكدام از اين امتيازات و برتري ها مانع سقوط آن  نشد .
اين فروپاشي دليل يگانه اي نداشت ، اما از ميان دلائل متعدد اين فروپاشي مهمترين دليل ، عدم توازن منطقي بين توسعه نظامي با توسعه اقتصادي بود . 
عليرغم اينكه در سه دهه اول برپايي نظام سوسياليستي رشد اقتصادي بسيار چشمگير بود اما به تدريج به دليل نگاه محض ايدئولوژيك به اقتصاد ،  رشد اقتصادي در دوره اي طولاني رو به كاهش نهاد و تا فروپاشي ،  اين روند بي وقفه ادامه يافت. زماني كه گورباچف دير هنگام متوجه ضرورت اصلاحات اقتصادي  شد ديگر  فرصتي براي اصلاح  وجود نداشت .
اما  چين بعد از اتخاذ سياست هاي ناموفق مختلف اقتصادي كه همگي زيربنايي ايدئولوژيك داشتند مثل  برنامه «جهش بزرگ» كه يك ناكامي  مطلق بود ، نهايتاً  به هيچ يك از آرمانها و شعارهايي كه در حوزه اقتصاد داشت دست نيافت ، از طرف ديگر تجربه ناموفق و رو به شكست شوروي هم پيش روي آنها بود. بنابراين انها برخلاف شوروي قبل از اينكه فرصت اصلاح أمور از دستشان برود  بخوبي متوجه  ناكارآمدي اقتصاد دولتي بر پايه هاي ايدئولوژيك شدند و بر مبناي جمله معروف دنگ شيائوپنگ معمار چين امروزي كه  «گربه مهم نيست سياه يا سفيد باشد مهم اين است كه خوب موش بگيرد» آن شدند كه امروز مي بينيم . 
 چین  سال گذشته  بي سر وصدا ١٦١ ميليارد دلار و روسيه ( رقيب  نظامي شانه به شانه سابق آمريكا ) فقط ٤٤  ميليارد دلار صرف هزينه هاي نظامي خود كرده اند .
به موازات افزايش قدرت نظامي ايران در سالهاي اخير كه موجب مباهات  و احساس امنيت  براي هر ايراني است ، قدرت اقتصادي نه تنها رشدی  پيدا نكرده  بلكه به نوعي هر روز ضعيف تر هم شده  . رشد اقتصادي ، بهره وري  و سرمايه گذاري نازل ، بيكاري بالا ، فساد گسترده اداري ، فضاي بسيار نا مناسب كسب و كار ، وجود دولت فربه و بي ثباتي اقتصادي ، سالهاست كه  مشخصه ثابت اقتصاد ما است ، تمركز بر شعار هاي پر طنين مثل مديريت جهادي ، اقتصاد مقاومتي ، واگذاري أمور به جوانان انقلابي ،..... تا بحال رافع هيچ دردي از اقتصاد بيمار ما نبوده  . امروز اقتصاد ايران وضعيتي مشابه شوري قبل از فروپاشي را دارد البته با اين خبر خوب كه فرصت اصلاح هنوز از دست نرفته است . 
بنابراين كساني كه فكر مي كنند بدون وجود و بي توجه به اقتصادي قدرتمند، فقط با اتكا به قدرت نظامي مي توان در بلند مدت  امنيت را براي كشور تامين كرد ، به ياد داشته باشند شوروي با حمله ارتشي بيگانه از هم فرو نپاشيد، اين حمله ارتش اقتصاد ناكارآمد خودشان بود كه بدون شليك حتي يك گلوله باعث شكست آنان  شد . زيرا تا به حال هيچ كشوري قادر به ايجاد نيروي نظامي  كه قادر به  مقابله با ارتش فقر و فلاكت باشد ، نشده است.