printlogo


کرونا و جلوه های خاص تاریخ انقلابی ملت ایران

بدون‌شک، جامعۀ ایران را باید برجسته‌ترین مصداقِ این سخن دانست. در سایۀ این انقلابِ دینی، تاریخِ تازه‌ای شکل گرفت که در برابرِ تاریخِ تجدُّد قرار داشت و آن را برنمی‌تابید. به‌این‌دلیل، هرچه‌که در تاریخِ انقلابِ اسلامی به‌وقوعِ پیوست، تناسب و تطابق با الگوها و قواعدِ نظریِ ساخته‌و‌پرداختۀ متفکّرانِ متجدُّد نداشت و نوعی کج‌تابی و نابهنجاری قلمداد می‌شد. امّا حقیقت آن است که تاریخِ قُدسیِ ایرانِ پس از انقلاب، خاستگاهِ دیگری داشت و ابزارهای نظری و مفهومیِ تجدُّدی، کفایتِ لازم را برای توضیح و فهمِ آنچه‌که در این عالَم می‌گذشت، نداشتند. 2- نسبتِ متفاوتِ جامعۀ ایران با واقعیّت‌ها و پدیدآوردنِ عالَم و آدمِ دیگر را نباید در رهبریِ رسولانه امام خمینی، موجِ ترورهای دهۀ شصت، هشت‌سال دفاعِ مقدّس، فتنه‌های سال‌های شصت‌وهشت و هفتادوهشت و هشتادوهشت، تحریم‌های دیرینه و همه‌جانبه و .... خلاصه کرد، بلکه مواجهه متفاوت و خاص با شیوعِ ویروسِ کرونا، جلوه‌ای دیگر از همانِ هویّتِ تاریخیِ متمایز است.تاریخِ انقلابیِ ما، تاریخِ فداکاری و گذشت و ایثار و مرگ‌آگاهی است، و چون چنین است، در اینجا کسی بر سرِ ماسک، به جانِ دیگری نیفتاد و فروشگاه‌ها در اثرِ هجومِ دیوانه‌وار و طماعانۀ مردم، تهی نشدند، بلکه برعکس، لایه‌ای دیگر از تاریخِ انقلاب، خویش را نمایان ساخت؛ تاریخی که در آن، گروه‌های جهادی و دواطلب، بی‌آن‌که حتّی اندکی در پیِ مطامع و منافعِ مادّیِ خویش باشند، آستینِ همّت را بالا زدند و به یاری دیگران شتافتند. آن طبیب و پرستاری که بی‌اجبار و خودجوش، مداوای بیمارانِ کرونایی را قبول کرد و روزها و ماه‌ها در کنارشان بود، می‌توانست چنین نکند. 
طلبه‌هایی‌های را که بی‌هیچِ اجبار و تنها‌وتنها، به‌واسطۀ حسِ دینیِ خویش، به غسال‌خانه‌ها رفتند و درگذشتگانِ کرونایی را شستشو دادند و اجازه ندادند حتّی حرمتِ بدنِ بی‌جان‌شان مخدوش شود، چگونه و با چه منطقی می‌توان فهم کرد؟!3- تاریخِ اسلامی و انقلابیِ ما، ریشه در فلسفۀ توماس هابز ندارد که انسان، گرگِ انسان به‌شمار آید و سبعیّت و دردنده‌خویی، قاعده رایج و طبیعی باشد؛ و شهریارش، برخلافِ توصیه‌های نیکولو ماکیاولی عمل می‌کند و به‌دنبالِ فریفتنِ مردم نیست و مصالحِ آنها را مقدّم می‌شمارد.