جای سیگنالفروشها سراغ مشاوران معتبر بریم
بورس تهران در هفته جاری و پس از یک دوره پُر افت و خیز، به مدار صعودی بازگشته است. در این میان، برخی سهامداران سودهای خوبی به دست آوردهاند و گروهی از سهامداران تازهکار هم متضرر شدهاند. به نظر میرسد دلیل متضرر شدن اغلب سهامداران تازهوارد، بیش از هر عامل دیگر، عدم آشنایی با روند حرفهای انتخاب سهام جهت سرمایهگذاری و ناآگاهی از چگونگی فعالیت در این بازار بوده است.
سهامداران تازهوارد بهتر است از شرکتهای قانونی، دارای مجوز و معتبر برای نحوه حضور در این بازار مشاوره دریافت کنند تا متضرر نشوند.
ممکن است افرادی بدون آگاهی و با خرید سهم، سود قابل توجهی از بورس به دست آورند. در برخی مقاطع زمانی همچون اواخر سال ۱۳۹۶ تا نیمه اول سال ۱۳۹۷، اغلب سهمها بازده خوبی داشتند در این برهه بیشتر سهمها از ارزندگی برخوردار و جریان نقدینگی تزریق شده به بازار سبب رونق منطقی و درست بازار شده بود. بسیاری از افراد هم در این مقطع زمانی سهام خریدند و به سودهای خوبی هم رسیدند. اگرچه وضعیت بازار در مهرماه سال ۱۳۹۷ خوب نبود، اما شرایط بازار پس از یک دوره اصلاح، ماههای پایانی سال ۱۳۹۷ و ماههای آغازین سال ۱۳۹۸ دوباره مثبت شد و حتی تا اردیبهشت ماه امسال بازار پر رونقی را شاهد بودیم.
افراد ناوارد اگرچه ممکن است در زمان صعود کلی بازار، سود به دست آورند، اما با کوچکترین تلاطمی در بازار، میتوانند متضرر شوند.
واقعیت این است که سود افراد در این بازههای زمانی بخاطر خرید خوب سهام نبود؛ بلکه میتوان آن را ناشی از شرایط کلی رو به رشد بازار دانست. این سوددهی به این معنا نیست که همه سهمها ارزنده هستند؛ بلکه به این معنا است که شرایط مثبت بازار، خواه ناخواه موجب سود دهی اغلب سهمها میشود، فارغ از اینکه آن سهم ارزنده باشد یا نباشد.
موفقیت حاصل از سوددهی سهام در بازارهای پر رونق، ممکن است افراد را دچار این اشتباه کند که این موفقیت ناشی از تصمیمگیری درست آنها برای خرید برخی سهمها است. اما همین افراد در زمان افت شاخص بورس و بروز التهاب در بازار، تصور میکنند که دولت یا عوامل بیرونی باعث شکست آنها شده است. کمتر میبینیم که افراد به رفتار خود فکر کنند و از خود بپرسند که در کدام سرمایهگذاری اشتباه کردهاند که این شکست حاصل شده است. واقعیت آن است اگر بخواهیم هر کار حرفهای را انجام بدهیم باید برای آن آموزش ببینیم، هزینه کنیم و وقت بگذاریم.
بسیاری از افراد عادی که در گذشته در بازار سکه، ارز، مسکن یا خودرو سرمایهگذاری میکردند، با تصور اینکه سرمایهگذاری در بورس نیز کار آسانی است، به سراغ این بازار رفتند. اما سازوکارها در بورس بسیار متفاوت از دیگر بازارها است.
زمانی که کسی تصمیم به سرمایهگذاری میگیرد، باید عوامل مختلفی را برای این سرمایهگذاری در نظر بگیرد. اول از همه آن که سرمایهگذار باید مسئله «نقد شوندگی» سرمایه خود را مورد توجه قرار میدهد. نقدشوندگی به این معنا است که وقتی فردی نیاز به پول نقد دارد، بتواند در اسرع وقت سرمایهگذاری خود را به پول نقد تبدیل کند. اولویت دوم آن است که در یک سرمایهگذاری، اصل پول فرد حفظ شود. به عبارت دقیقتر فرد باید مطمئن باشد که اگر سود نمیکند، حداقل ضرر هم نخواهد کرد. در مرحله سوم هم باید به این فکر کرد که آیا از این خرید سودی هم حاصل خواهد شد یا خیر. واقعیت آن است که سکه، ارز، مسکن و خودرو، در مجموع کمتر از سهام قابلیت نقدشوگی دارند. در عین حال اگر فردی با رعایت این سه شرط، سهم خریده باشد، قطعا در شرایط ریزش یا اصلاح بازار، میتواند از آن خارج شود. فارغ از اینکه سود کرده یا سود نکرده است.
سرمایهگذاران به جای خرید مسکن، طلا یا ارز، میتوانند سهام شرکتهای فعال در بازارهای مسکن را خریداری کرده یا به سراغ خرید سهام شرکتهایی بروند که درآمد ارزی دارند یا در بخش فلزات
فعالیت میکنند.
بازار سرمایه، دماسنج اقتصاد کشور است. اگر فردی با این تصور که بهای ارز بالا خواهد رفت، وارد بازار شود میتواند به سراغ خرید سهام شرکتهایی برود که درآمد ارزی دارند. بدین ترتیب آن بهرهای که فرد میخواهد از نگهداری فیزیکی یک ارز ببرد، از خرید سهامی با درآمد ارزی خواهد برد. اگر تصور میشود که بهای طلا یا فلزات اساسی افزایش پیدا خواهد کرد، با خرید سهام شرکتهای فلزی میتوان سود برد و اگر مفروض آن است که بازار مسکن پر رونق میشود، افراد میتوانند سهام شرکتهای ساختمانی را بخرند. همه این سهامها در بازار سرمایه موجود هستند و نباید با تصور اینکه قرار است قیمت یک دارایی افزایش پیدا کند، همان دارایی را به صورت فیزیکی تهیه کرد. میتوان به جای مراجعه به یک بازار، سهام آن شرکتهای فعال در همان بازار را از طریق بورس خرید.
* مشاور سرمایهگذاری