دولتها در حمایت از بنگاهها انتظامگر باشند نه مداخلهگر
ادامه از صفحه اول
اگر فعالیت آگاهانهای برای تعریف و اقناع جامعه صورت نگیرد که یک توافق در جامعه شکل بگیرد. البته ممکن است در مقابل جهانیشدن یک هویت مقاومتی هم شکل بگیرد، این هویت انزوا طلب است، و میگویند پساکرونا دورهای است که ما منزوی شویم و به چارچوب دولت ملی برگردیم.تفسیری که اینها از دولت ملی دارند، نازلتر از قانون اساسی است و حتی بحث درونزایی و بروننگری را کنار میگذارند و برونزایی و دروننگری را مد نظر قرار میدهند.در مواجه با بحران میتوانیم از هویت برنامهای سخن بگوییم. در دوران جهانیشدن، کشورهایی که هویت برنامهای داشتند و توانستند آن را به خوبی تعریف کنند، توانستند از دوران جهانیشدن استفاده کنند، برنده باشند و در دوران کرونایی هم توانستند بهترین مقابله را با این ضربه داشته باشند. کشورهایی مثل چین، کره جنوبی، ژاپن، بیشتر کشورهای اروپایی از این دسته بودند.
کشورهایی مثل آلمان، اسکاندیناوی توانستند در گذشته به بحران 2008 فائق شوند و هم بحران کرونا را به خوبی سامان دادند. این کشورها یک خصیصه مشترک دارند، اینها یک الگوی توسعهای دارند که رشد اقتصادی را به خوبی و خلاقانه هم با جهانیشدن و هم اقتصاد دانش تعریف کردند و این الگوی توسعه پیوند دارد با یک سیاست اجتماعی فراگیر؛ به بیان دیگر شیوه انتظام بخشی دارند.نوع مواجهه با بحران به زبدگی در برنامهریزی و سیاستگذاری اقتصادی و نحوه آموزش جامعه برمیگردد؛ یعنی چارچوبهای کف سیاست اجتماعی را دارید، پیوسته آموزش میدهید، نظام بیمهای کاملی دارید و مردم احساس خوشبختی میکنند و احساس ترس و هراس ندارند، رقابت را به حرص و آز تبدیل نمیکنند، این امر میتواند در سطح بنگاه باشد یا فرد و فرقی نمیکند. در چنین جامعهای دیگر یک بازی خوشایند، هم پیوند و جماعتی ندارد.حتی در چین و کره جنوبی، دولت توسعه بخش وجود دارد؛ اما نه در شکل دولت مداخلهگر. دولت باید در حمایت از بنگاهها انتظامگر باشد نه مداخلهگر؛ اما دولتهای ایران بیشتر مداخلهگر هستند.در ایران حاکمیت الگوهای ابتدایی را به صورت افراط و تفریط را در طول زمان برداشته است؛ فکر میکند که رقابت یعنی لجام گسیختگی؛ اما اینگونه نیست.عدهای نگران ماهیت نظارتها و تداوم آن در آینده هستند ولی اطهاری معتقد است: وقتی امری در چارچوب بخردانه شکل بگیرد، قدم به قدم انکشاف پیدا میکند. مگر دولتهای رفاه اروپا به توتالیتاریسم انجامید؟ دولتهای رفاه جلوی توتالیتاریسم را گرفتند. اگر دولتهای رفاه تشکیل نمیشد، فاشیسم ادامه پیدا میکرد و نوع استالینی سوسیالیسم بر اروپا حاکم میشد.کسی که نتوانسته جهانیشدن را تعریف کند و نقش خود را در جهانیشدن توافقی مشخص کند، قبلا دچار بحران بوده است. چیزی که در ایران وجود دارد، یک فرهنگ بسیار بزرگ جامعه مدنی است که به خوبی تشخیص میدهد دشمن اصلیش کیست و با آن میجنگد. جامعه مدنی ایران با این فرهنگ و تجربه تاریخی عظیم میداند دشمن اصلی خود را کی و کجا انتخاب کند. گاهی اوقات ممکن است که خطا کند؛ اما برخلاف جوامع دیگر خطا پایدار نیست؛ بنابراین در این بحران هم جامعه مدنی توانست سربلند بیرون بیاید.
*اقتصاددان